چو شبنم بیفتاد مسکین و خرد
به مهرْ آسمانش به عَیّوق بُرد
به یاد مرحوم علی معلم (سینماگر و مدیرمسئول نشریۀ دنیای تصویر)
پیشینیان ما شبنم را پدیدهای حیرتانگیز میپنداشتند. زیرا آب که مایة حیات است، در شبنم به زلالترین و پاکترین مرتبه خود دست مییابد؛ هنگامی که تری هوا را بر بستر برگ گلی متبلور میسازد. میگویند شبنم تنها یک کار میداند و آن تداوم لطافت است. شبنم این کار را خوب بلد است و اگر زمینه مهیا شود، حاصل کارش گرانبهاترین دستاورد یک موجود زنده میشود.
شبنم نماد فروتنی و تواضع است. زیرا تا وزنی پیدا میکند دیگر برگ حساس گل تاب نگاه داشتن او بر دستان ظریف خود را ندارد و بار خویش را بر زمین مینهد. میگویند اگر این قطره شبنم به دریا بیافتد، دریا قدر پاکی او را میشناسد و آنرا در دستان خود نگاه میدارد تا شور و ملوث نشود. میگویند دریا آن قطره را به صدف خواهد سپرد تا در دل خود محافظتش کند. میگویند از همنشینی شبنم و صدف، مروارید پدیدار میشود که به تعبیری حاصل ازدواج زلالترین عنصر طبیعت با سر سختترین جانور است. مروارید با وجود مقاومت و فسادناپذیری، لطیفترینِ سنگهاست و به همین دلیل بهایی گران دارد.
از این روست که سعدی علیهالرحمه، فروتنی شبنم را سببساز برکشیده شدنش به مقامِ عیّوق میداند که تلألو درخشان و لالهگونِ آن در دوردستهای افلاک را برای شاعران مَثل بلندی و قدر و درخشندگی ساخته و با ناهید و خورشید همبر و همشأن نموده است.
عیّوق، شبنم آسمان است که به مرتبت افلاکی برکشیده شده. میگویند او نگهبان بیدارِ ثریاست. ثریا نامی است که بر مجموعهای از ستارگان درهم فشرده و تنگنازده نهادهاند که به سان چلچراغی مرواریدگون چشم و دل نظّارگیان آسمان را میرباید. درخشندگی خیرهکنندة برج ثریا و دلفریبی و خودنماییهایش را عیوق پاسدار است.
به نظر من سینمای ایران در آسمان سینمای جهان همچون ثریا، چلچراغی فریبا و درخشان است. آمدن و بودن این ثریا ممکن نبوده و نیست جز به وجود عیّوقهایی که خاضع و فروتن در کنارش از او پاسداری کنند. زنان و مردانی که فقط یک کار را خوب میدانند و آن هم این است که زلال و خالص خود را به دست دریا سپارند. کسانی که از بدو ورود به کار تا لحظهای که این جهان فانی را به حال خود گذاشته و در سرای باقی رحل اقامت میافکنند، دغدغه دیگری جز سینما ندارند و در هر زمینه که کار میکنند بر سینما متمرکزند؛ از روزنامهنگاری و تهیهکنندگی تا اجرای گردهمایی و برپایی رویدادهای بزرگ.
افراد ذوفنونی که قصدشان از طیفی متنوع و مختلفی از فعالیتها فقط و فقط اعتبار و احترام بخشیدن به ثریا و مروارید است. آنهایی که وقتی از فیلم و سینما سخن میگویند، از فیلم و سینمای خود و قشر خود حرف نمیزنند بلکه به تمامیت موجودیت سینمای ایران نظر دارند و از عمق دریا تا اوج آسمان آنرا منظور.
البته عیّوق در بلندای افلاک و شبنم در قعر دریا کثیر و پرشمار نیست. اینان استثنایند. چند تن را پیدا میکنی که نسبت به کل سینمای ایران احساس مسئولیت و تعهد کنند؟ چند نفر که یک تنه کارهای بزرگی در مقیاس نهادهای عمومی و دستگاههای دولتی را تدارک ببینند، و بیبهانه و بیتوقع انتشار ۲۷۲ شماره نفسگیر «دنیای تصویر» تا برگزاری ۱۶ دوره جانفرسا «جشن حافظ» را در کارنامه داشته باشند؟ چند تن را میتوان برشمرد که شبنموار، در عین شفافیت و افتادگی، ابائی از انجام کارهای بزرگ و پرخطر مثل اقدام برای تهیه مقدمات ساخت فیلم کوروش، و ترسی از فتح قلههای رفیع و رفیعتر و کشف عرصههای ناشناخته و ناشناختهتر نداشتند؟ علی معلم دامغانی از جمله آنان بود و چه حیف که این شبنم پاک و پربار زود از میانمان رفت.
یادداشتی برای نشریۀ دنیای تصویر، شماره ۲۷۳، بهار ۱۳۹۶.