به بهانۀ جشنوارۀ فیلم کوتاه
وقتی از «فیلم کوتاه» میگوییم از چه نوع اثری سخن میگوییم. صفت «کوتاه» چه معنایی میتواند داشته باشد. اگر چنانکه متداول است کمّی بنگریم، فیلم کوتاه فیلمی است که به علت محدودیت زمانی معمولا بخش کوچکی از موضوعی بزرگ را به تصویر میکشد. طبیعتا از چند حالت خارج نیست؛ یا باید تنها به جزئی از آن بپردازد و به قول معروف «از سر و ته آن بزند» و یا اگر بخواهد همۀ جزئیات را نگاه دارد به ناگزیر باید موضوع را مچاله کرده و به هر جزء سرکی بکشد. در هر دوصورت بیم آن هست که انتقال مطلب به درستی صورت نگیرد و حتی به سوءتفاهم منجر شود.
اما «کوتاه» میتواند معنای دیگری نیز داشته باشد و آن ایجاز است. یعنی تقرب به لبّلباب و عصارۀ موضوع و این میسر نمیشود مگر با زدودن کدورتهای مادیاش؛ همچون تراش دادن الماس که سبب شفافتر و پرتلألؤتر شدن آن میشود. در این معنی کمال نه به واسطۀ افزودن بلکه به واسطۀ زدودن محقق میشود و به این تعبیر فیلم کوتاه ایبسا اثری کمالیافتهتر از فیلم بلند باشد. لذا بر خلاف آنچه میپنداریم ساخت فیلم کوتاه مقدمۀ فیلم بلند نیست بلکه بهعکس نزد اهل ذوق، هنرمندیِ فیلمساز در فیلمهای کوتاهش عیان میشود. چنانکه قدر و قیمت رباعی کمتر از قصیده نیست؛ چه بسیار رباعیسرایانی که تنها به واسطۀ یک رباعی ماندگار شدهاند و چه بسیار قصیدهسرایانی که نام و نشانی از آنان نمانده است.
فیلم بلند چون پختن غذایی مفصل است، هرقدر برای پختن آن وقت صرف شود در نهایت آنچه از آن باقی میماند عطر و طعمش در ذهن مخاطب است. فیلم کوتاه عزم کرده که از مادیتِ غذا فاصله گیرد و فقط همین عصاره و عطر و طعم را به مخاطب «بچشاند». از این نظر سینمای فیلم کوتاه به عطاری و شاعری و عصاری شباهت پیدا میکند و باید آن را ذیل جواهر و اطایب قرار دهیم. فیلم کوتاه چون حوضی کوچک است که فرقی نمیکند اندازهاش چقدر باشد، هرقدر کوچک به صفت آینگی میتواند آسمان را در خود منعکس کند. لذا فیلم بلند مقدمۀ ساخت فیلم کوتاه است؛ پس آن هنگام که از پرگویی خسته شدیم و عزم کردیم که گفت و شنود را کوتاه کنیم یعنی وقت آن رسیده که فیلم کوتاه بسازیم.
یادداشتی برای ویژهنامه سی و چهارمین جشنوارۀ فیلم کوتاه تهران که در مهر ماه ۱۳۹۶ منتشر شد.