اصطلاح توسعه پایدار در دوره معاصر هرچند بسیار پرکاربرد بوده ولی عموما کاربردی نشده؛ از آن دست واژگانی که در قاموس مدیران با «خوب» مترادف شده و به این اعتبار حدود دو دهه است که در عین رواج هیچ تاملی بر محتوای آن نمیشود.
پایداری حتی در معنای لغوی دال بر تداوم و دنبالهداری است و تا ابتدای قرن اخیر هر امر و فعلی که در کشور سر میزد چیزی جز پایداری نمیدیدیم و این پدیده، اصلا مسئله جدیدی در اندیشه ایرانی نیست. این یک سده اخیر است که چون دچار ناپایداری شدهایم و همه ابعاد زندگیمان تحت تاثیر قرار گرفته، به دنبال راه نجات، از پایداری سخن میگوییم.
امروز مکرر میشنویم که شهرها دچار رشد بیرویه و بیبرنامه شدهاند. اما آیا این اتفاق تازه، در شرایطی رخ نداده که تصمیمات کلانی مثل اصلاحات ارضی و … و همچنین نظارت و برنامهریزی نهادهای حکومتی مثل وزارت آبادانی و مسکن، شهرداریها، طرحهای جامع و تفصیلی و … بر توسعه کشور سایه افکندهاند؟
هنگامی که شاه عباس تصمیم گرفت تا پایتخت خود را به اصفهان منتقل کند، جمعیتی حدود ۶۵ هزار نفر در آنجا زندگی میکرد. شاه عباس شهر را برای میزبانی از ۶۵۰ هزار نفر آماده کرد؛ یعنی در چهار سده قبل، خود را برای توسعه ده برابری جمعیت آماده کردند و ما میدانیم که تا پیش از حمله افغان این شمار به یک میلیون نفر هم رسید. این توسعه اصفهان را در ژنوم یا همان اصفهان بودنش بهبود بخشید و بر حفظ و تقویت آن تکیه کرد. به همین دلیل ما امروز به آن میبالیم. در نیم سده اخیر کجا ما شهری پیدا میکنیم که چنین توسعهای را تجربه کرده باشد، و همچون اصفهان جواهرسان باشد.
طی دهههای اخیر در حالی که سخن از توسعه پایدار یک آن از زبان مسئولین نمیافتد جلوی جشم همه اتفاقاتی رخ داده که حکایت از عمل معکوس میکند. امروز فقط شاهد انفجار جمعیت شهرها و نابودی دستاوردهای گذشته هستیم. روزگاری نه چندان دور کنار چهار باغ کارخانههای زیادی قرار داشتند که مبتنی بر ژنوم شهر پدید آمده بود که به بهانههای مختلف و واهی از بین رفت. کمی آنسوتر نیز رودخانه خشک زایندهرود چشم هر بیننده را گریان میکند. مگر غیر از این است که یکی از مولفههای توسعه پایدار معقول بودن است و در اغلب این موارد نشانی از تعقل مشاهده نمیشود.
طی سالهای اخیر اما نشانههای خوبی در متن زمینه فرهنگی جامعه آشکار شده؛ یکی همین که آخرین نمونه از کارخانهها که ریسباف باشد حفظ و هفتمین گردهمایی توسعه پایدار در آن برگزار شده. این حرکت امیدوارمان میسازد که در آینده اگر توسعهای روی دهد حداقل به اصفهان بودن اصفهان صدمه نخواهد زد.
خلاصه
روزگاری نه چندان دور، در جوار چهارباغ بالا و کمی آنسوتر از زایندهرود، کارخانههای زیادی همچو ریسباف، وطن، نختاب، پشمباف، صنایع پشم و … وجود داشت که مبتنی بر کجایی اصفهان و کیستی اصفهانیها پدید آمده بود. اما در چند دهه اخیر به بهانههای واهی، هم آن کارخانهها از بین رفته و هم بستر خشک رودخانه چشم بیننده را گریان کرده است. تا هفت دهه قبل، از جمله درباره همین صنعت نساجی اصفهان، هیچ کاری در زمینه توسعه از ما سر نمیزد مگر آنکه پایدار باشد. حال و طی دو سه دهه اخیر که دچار ناپایداری شدهایم، اصطلاح توسعه پایدار بسیار پرکاربرد شد بیآنکه کاربردی شود. اما اگر قرار است واقعا به پایداری بیاندیشیم و عمل بکنیم، پیش از همه باید به نشانههای پیشینی آن رجوع کرد. اینکه شاهدیم دستگاه مسئول توسعه شهری نه تنها برای نخستین بار تلاش میکند تا کارخانه ریسباف را حفظ کند بلکه در آن همایش توسعه پایدار برگزار کرده، علامت خوبی است از آنکه برنامههای توسعه آتی، حداقل دیگر به اصفهان بودن اصفهان خسارت وارد نخواهد کرد.
متن سخنرانی در هفتمین کنفرانس توسعه پایدار و عمران شهری، اصفهان، ۲۳ آذر ۱۳۹۷.