راه ابریشم به مثابه مقصد

جاده ابریشم، آینه‌ای است که می‌تواند جهان را به صفت جهانی انعکاس دهد. اما نه به سیاقی که گلوبالیزاسیون یا جهانی‌سازی می‌نمایاند؛ یعنی روایتی که روابط یک‌جانبه عالم مدرن غربی با بقیه دنیا برای به چنگ آوردن منابعشان جا انداخته است.
1397/08/01

راه ابریشم که امروزه در مقیاس جهانی شهرت فراوان دارد، بیشتر به یک صورت ساده و غلط‌انداز برای مسئله‌ای پیچیده و چندبعدی تبدیل شده است. از آنجا که اندیشمندان اروپایی در قرن نوزدهم این برچسب را ابداع کردند و به مرور، با همت و زحمت، وجه روایی پررنگی بدان بخشیدند، «راه ابریشم» به عنوانی سهل و ممتنع تبدیل شده است. سهل از آن رو که عموما فکر می‌کنند یعنی جاده‌ای که چین را به اروپا متصل می‌کرد تا ابریشم چینی به دست اروپاییان برسد. بدین ترتیب همزمان با آغاز دوران تنازع شدید میان دولت‌های اروپایی برای چنگ انداختن بر منابع سرزمین چین، ناخودآگاه ارتباطی یک طرفه موضوعیت یافت که در آن مقصد از هر موضوع دیگری مهم‌تر است. ممتنع از آن جهت که واقعیت آن در پس هاله‌ای ضخیم از خیالات وهم‌آلود و رویاگونه مثل زنگ کاروان شتر و موسیقی تلفیقی محو شده است. در نتیجه «جاده ابریشم» به سفره‌ای بدل گشته که رنگ اروپایی و طعم قرن نوزدهمی بر آن غلبه دارد و ظروفش خالی از محتوای جهانی‌ شده است.

حال آنکه چنین شاهراهی، البته نه با تصوری که امروزه از شاهراه داریم، شرق تا غرب ربع مسکون را درمی‌نوردید و از چند حوزه فرهنگی کاملا متفاوت عبور می‌کرد؛ جهان چینی، جهان ایرانی، جهان اروپایی، و قلمروهای عشایری کوچک و بزرگ در میانشان با عوالم خاص خود. این گذار ممکن نبود مگر تک به تک حلقه‌های زنجیر زیستگاه‌های این مسیر در هم بافته شده باشد.

شاید تعبیر زنجیر در مورد چین و اروپا مصداق نداشته باشد؛ چه آنها در دوره‌های سامانمندی، سرزمین‌هایی یکپارچه حاصلخیزند که تمام سطحشان پوشیده از شبکه‌ای متراکم از انواع زیست‌گاه‌های انسانی (مزرعه، روستا، شهر، و …) است. اما درباره فاصله طولانی دالان گانسو در غرب قلمروی فغفوران چین تا مرزهای اروپا در قسطنطنیه کاملا مصداق دارد.

این گستره به دلیل واقع شدن بر کمربند بیابانی کره زمین، تنها به نقاطی اجازه تبدیل شدن به زیست‌گاه انسانی می‌دهد که استعداد داشته باشند؛ راه نیز چون حلقه‌های نحیف زنجیر، این مجمع‌الجزایر کانون‌های زیستی پراکنده در میان شن صحرا را به شبکه‌ای ظریف و در هم تنیده تبدیل و بستری فراهم می‌کند تا زندگی ریشه‌دوانده و اعتلا یابد. رهگذران نیز انتخابی نداشتند جز تردد از یک زیستگاه به زیستگاهی دیگر در راه‌هایی که پای دامنه کوهستان‌های رفیع، حاشیه صحراهای عظیم را درمی‌نوردید. عجب اینکه در میان آنها بلادی معظم و معتبر پدید آمدند که پژواک شهرتشان در تاریخ طنین‌انداز است؛ بخارا، مرو، صددروازه، ری، قزوین و … .

از طرفی طی این مسیر طولانی و گونه‌گون تجربه‌ای نبود که همه کس مارکوپولووار از سر گذرانده باشد. بلکه شهرهایی چون نیشابور و تبریز و … در آن میان، حکم آستانه‌هایی را داشتند که مال و کالا و دین و دانش از اطراف و اکناف بدان وارد، بر زمین گذاشته، معامله، و توسط کاروان‌های جدید مسیر دیگری در پیش می‌گرفتند. به همین دلیل هم از زمان اشکانیان در قرن دوم پیش از میلاد تا پایان قرن پانزدهم میلادی که دریانوردان امکان ملاقات رو در رو ایجاد کردند، مردم چین از کالای رومی و مردم روم از کالای چینی تمتع می‌جستند در حالیکه کمتر از تعداد انگشتان دست اتفاق افتاده بود یک رومی چینی ببیند و یک چینی، رومی. چینیان به تمام سرزمین‌های غرب خود خراسان می‌گفتند. شنیده بودند در آنسویش دریای مغرب قرار دارد و عقیده داشتند تاتچین یا چین آسمانی ورای آن دریا واقع است. رومیان نیز آنسوی ایران را سرزمین عجایب‌المخلوقات می‌پنداشتند و در دوران جنگ‌های صلیبی به تصور هم‌پیمانی با یک پادشاه مسیحی که سرزمینی آرمانی آنجا بنا کرده، نقشه می‌کشیدند و خیال می‌پرداختند.

سوال این است که چطور مبدا و مقصد این جاده به مدت بیش از یک و نیم هزاره متاع همدیگر را استفاده می‌کردند اما تصوری نسبت به یکدیگر نداشتند. این یکی از مهم‌ترین مسائلی است که حین پژوهش باید مد نظر داشت: نقش مدیریتی مردمان سرزمین میانی. راه ابریشم از نظر مردمان ساکن در ابتدا و انتهای آن یک جاده بود اما برای مردمی که حلقه‌های زنجیر اتصالش را تشکیل می‌دادند همچون یک مقصد پنداشته می‌شد که با پرستاری از آن، سهم قابل ستایشی در رشد متوازن جهان ایفا کرده‌اند.

به همین اعتبار هم مقصود این شاهراه بین‌المللی، تنها ابریشم نبوده است. بلکه ابتکارات بزرگ چینی مثل کاغذ و باروت و … از طریق آن به جهان معرفی شده است. دانش ریاضی و نجوم یا کیش بودایی و شال کشمیری هندوستان، پزشکی و هندسه و فلسفه و دیبای اروپایی، برد یمانی و قهوه حبشه‌ای و دین مسیحی و اسلام نیز بواسطه آن در دنیا منتشر شده‌اند. پس در جاده ابریشم تنها بازارها جالب توجه نیست؛ معابد، مدارس، مارستان‌ها، رصدخانه‌ها، میادین جنگ و … را نیز باید دریافت.

جاده ابریشم، آینه‌ای است که می‌تواند جهان را به صفت جهانی انعکاس دهد. اما نه به سیاقی که گلوبالیزاسیون یا جهانی‌سازی می‌نمایاند؛ یعنی روایتی که روابط یک‌جانبه عالم مدرن غربی با بقیه دنیا برای به چنگ آوردن منابعشان جا انداخته است. بلکه جهانی حاصل مشارکت فعال همگانی با پیوندهای منسجم و متوازن و یکپارچه که موجب هم‌افزایی استعدادها و ظرفیت‌های ملل پراکنده شده و به دنیای پیش‌رو دستاوردهایی عرضه می‌کند که در جهان تک‌قطبی و ظل روابط یک‌جانبه پدید نخواهد آمد.

بی‌شک در دنیای امروز که همچنان مسخ روایت قرن نوزدهمی اروپاست، کشف و معرفی میراث فرهنگی جاده ابریشم نقشی بسیار حساس و حیاتی ایفا می‌کند. زیرا بزرگترین تجربه بین‌المللی جهانی بودن در تاریخ بشریت است. پس در روزگار اشتیاق به جهانی شدن بر باستان‌شناسان و مورخان و پژوهندگان این عرصه فرض است که به آشکار ساختن چهره چندبعدی و متنوع و فرهنگی آن بپردازند تا «جهانی شدن» را بر اساس تجربه موفق «جهانی بودن» از سر بگذرانیم. امید است که حاصل این همایش و دوره‌های بعدی آن در نیل بدین مقصود گامی مفید محسوب شود.

مقدمه کتاب چکیده مقالات سومین کنفرانس باستان‌شناسی و حفاظت در امتداد راه ابریشم، آبان ماه ۱۳۹۷.

پست های مرتبط