در نکوداشت هادی خانیکی

هادی خانیکی از معدود بازماندگان روشنفکران مسلمانی است که پیش از انقلاب آغاز به فعالیت کرد و تا به امروز فعال است. ایشان حائز همۀ ویژگی‌های روشنفکران مذهبی است؛ اهل همان مرامی که فصل مشترک آنان بود و جنبه‌ای نمادین داشت. از وجوه این مرام یکی زهد است؛ ساده و حتی محقر زندگی کردن همچون زاهدان.
1398/04/05

جای آن است که خون موج زند در دل لعل

زین تغابن که خزف می‌شکند بازارش (حافظ)

 

صحنه‌گردان بازار کالا، قانونی ساده است؛ قانون عرضه و تقاضا. بنا به این قانون، هر آنچه کم است و پرمشتری، لاجرم پربهاست. مشتریان چنین کالایی فقط آنهایی نیستند که توان پرداخت بهایش را دارند. می‌توانیم مطئمن باشیم همه در صف ایستاده‌اند هرچند که بی‌پولی مانع ابراز تقاضایشان شود. در این معنی همه خواهان زر و جواهر و گوهر شب‌چراغند و قدردان آن. فراوانیِ این تقاضا و تمنا آب به آسیابِ قیمت جواهر می‌ریزد و قیمتی‌تر شدن جواهر، تمنای داشتنش را افزون‌تر می‌کند. پس حاجب و دربانی لازم است که از گوهر حفاظت کند. اگر اینهمه درست است و در باب هر چیزِ قیمتی مصداق دارد پس چرا می‌گویند: قدر زر زرگر شناسد، قدر گوهر گوهری. به گمانم رمز این عبارت در زندگی معدودی افراد بهتر آشکار ‌می‌شود.

هادی خانیکی از معدود بازماندگان روشنفکران مسلمانی است که پیش از انقلاب آغاز به فعالیت کرد و تا به امروز فعال است. ایشان حائز همۀ ویژگی‌های روشنفکران مذهبی است؛ اهل همان مرامی که فصل مشترک آنان بود و جنبه‌ای نمادین داشت. از وجوه این مرام یکی زهد است؛ ساده و حتی محقر زندگی کردن همچون زاهدان. روشنفکران مذهبی برآن بودند که مردم‌وار باشند، نه برج‌عاج‌نشین. بی‌تکلف و بی‌حاجب و دربان. زهد از شیوۀ زندگی خصوصی به منش حرفه‌ای هادی خانیکی نیز سرایت کرده و از او سپهسالاری ساخته که هیچگاه لباس سربازی را از تن درنیاورد. هادی‌خانیکیِ کارشناس، هادی خانیکی معاون وزیر علوم، هادی خانیکی مشاور رئیس جمهور هیچگاه طرف کلاه کج ننهاد و تند ننشست. هادی خانیکی اهل کبر و ناز نبوده و نیست. از اینرو در مجالس فراخواندنش کار دشواری نیست و البته در هر مجلسی که او هست، برای آنکه دنبال سخنی پرمغز و نکته‌ای نغز است حتما چیز دندانگیری وجود دارد. سهل الوصول بودنش بسیاری ظاهربینان را به خطا انداخته. آنانکه تنها نشانی که از درّ و گوهر در دست دارند ظاهر فریبنده است، در این بازار مغبون و فریب‌خورده خواهند بود. از آنرو که ای‌بسا زر و جواهری که صلایه نزده‌اند و هنوز در غلافی از کان پنهان است. به چشم کسی که گوهرشناس نیست میان گوهرشب‌چراغ و تکه‌ای سنگ سیاه تفاوتی نیست. از سوی دیگر جواهر را تلاویح و اشباه فراوان است که چه بسا برقی خیره‌کننده‌تر از جواهر دارند. پس قانون عرضه و تقاضا بی‌فریبی نیست؛ چه بسیار قلب آراسته که زر جا زده‌اند و چه بسیار جواهری که زمین مانده‌ است. یگانه قاعدۀ بی‌خطا و بی‌فریب همین است: قدر زر زرگر شناسد، قدر گوهر گوهری.

یادداشتی برای کتاب بزرگداشت ایشان که در تیر ماه ۱۳۹۸ نوشته شد.

 

 

پست های مرتبط