علت و معلول را جابه‌جا می‌كنیم

مسوولیت‌پذیری، عنصر گمشده جامعه امروزی ماست. عنصری كه روایت می‌كند؛ هیچ‌كس در این جامعه حاضر نیست اشتباهاتش را بپذیرد و همین عدم پذیرش است كه آسیب‌های اجتماعی و حتی آسیب‌های محیطی مثل سیل را به وجود می‌آورد.
1394/05/06

درباره مسوولیت اجتماعی كه این روزها نادیده گرفته می‌شود

همیشه و همواره در هر اتفاقی به دنبال یك دیوار كوتاه مقصر می‌گردیم. دنبال اینكه در راحت‌ترین و آسان‌ترین بررسی و نگاه به ماجراها، نخستین كسی كه می‌توانیم متهم كنیم را پیدا كنیم و بعد همه‌چیز را به گردن او بیندازیم و فارغ از مسوولیت خودمان، پرونده را ببندیم. این اتفاق هم همیشه می‌افتد. در هفته گذشته دو اتفاق مهم رخ‌داده كه هردو نشانه‌های پررنگی از این فرهنگ‌«مقصریاب» جمعی را داشته‌اند. اولی سیلی بود كه هفته پیش آمد و دومی مرگ پزشك اردبیلی. در هر دو این ماجراها، هم مدیران و هم مردم به سمتی رفتند كه در ساده‌ترین حالت مقصری را پیدا كنند و از كنار اشتباهات تاثیرگذار خود در این اتفاق‌ها بگذرند.

در اتفاق اول؛ تجاوز به حریم رودخانه و بالا آوردن سطح رودخانه‌ها از زباله‌های ساختمانی، فاجعه‌ای است كه در سال‌های اخیر به سر رودخانه‌ها آمده و نه مدیری به آن رسیدگی كرده و نه جامعه نسبت به آن واكنش نشان داده و حساس شده و برایش كاری كرده. در سرتاسر ایران و همه رودخانه‌ها دچار این مشكل بزرگ هستند و هیچ‌كس حواسش به آن نیست تا زمانی كه سیل بیاید و همه‌چیز را ویران كند.

در اتفاقی كه هفته گذشته رخ داد، همه به یك اندازه مسوول بودند؛ از مدیر هواشناسی تا استاندارد و مدیران منطقه تا مردمی كه به بهانه خانه‌سازی به حریم رودخانه تجاوز كرده‌اند، همه به یك اندازه مقصر بودند، اما همین حالا اگر در خبرها نگاه كنید، مقصر اصلی را اداره هواشناسی معرفی كرده‌اند. چون اداره هواشناسی، نخستین و راحت‌ترین مقصری است كه می‌شود پیدا كرد و بهانه آورد كه اگر اطلاع‌رسانی می‌كرد؛ این‌همه اتفاق ناگوار رخ نمی‌داد.

اوضاع در اتفاق دوم هم همین است؛ پزشكی در اردبیل كشته می‌شود، به فاصله كوتاهی مردم به این اتفاق واكنش نشان می‌دهند و در فاصله كوتاه‌تری همه به این نتیجه می‌رسند كه در كنار قاتل باید یك مقصر كلی‌تر هم پیدا كرد كه جامعه را به سمت بی‌اعتمادی به مردم هدایت كرده. همین است كه می‌روند سراغ یك سریال و آن را به عنوان متهم اصلی پرونده بی‌اعتمادی به پزشكان معرفی می‌كنند و می‌خواهند، دوباره با پاك‌كردن صورت مساله و مقصریابی سریع، پرونده را ختم به خیر كنند.

در تمام این اتفاق‌ها و اتفاق‌هایی از این دست كه پیش از این‌هم بارها و بارها شاهد آن بودیم، هیچ‌وقت آسیب‌شناسی‌ها درست و واقعی اتفاق نیفتاده. هیچ‌وقت دقیق به سرمنشا حوادث نگاه نكردیم و نخواستیم كه بیشتر از آنچه هست، مسوولیت وقایع را به گردن بگیریم و برای حل مشكلات خودمان قدم‌برداریم. همین است كه همین حالا، هیچ‌كس قبول نمی‌كند كه به خاطر تخریب محیط‌زیست و تجاوز به حریم رودخانه مسوول آن‌همه ویرانی و كشته‌ است. همین است كه جامعه پزشكان، كه خود بیشتر از هر قشر دیگری از مشكلات و معضلات خود خبردارند، حاضر نیستند كه نقش خود را در بی‌اعتمادی مردم به پزشكان بپذیرند و یك سریال را بهانه می‌كنند تا از شأنیت جایگاه پزشكان بگویند و بی‌انصافی مردمی كه بارها و بارها در بیمارستان‌ها دیده‌اند كه پزشكان چه برخوردهای ناخوشایندی دارند.

واقعیت این است كه اگر جامعه پزشكی برای رفع مشكلات خودش آستین بالا بزند، هیچكدام از این اتفاق‌ها رخ نمی‌دهد. اگر جامعه پزشكی نقطه ضعف‌های خود را بپذیرد و برای حل آنها پیشقدم شود، دیگر كار به مردم و هنرمند نمی‌رسد كه بخواهند به مشكلات واكنش نشان دهند و در میان این واكنش‌ها، واكنش‌هایی نادرست و ناآگاهانه هم رخ دهد. همین جامعه پزشكی را می‌شود به كل جامعه تعمیم داد. وقتی مردم یك جامعه، خود را آسیب‌شناسی كنند و رفتارهای نادرست و اشتباه خود را در همه زمینه‌های اجتماعی تصحیح كنند، دیگر وقایع این‌طور غلوآمیز و حل‌نشدنی به چشم نمی‌آیند.

مسوولیت‌پذیری، عنصر گمشده جامعه امروزی ماست. عنصری كه روایت می‌كند؛ هیچ‌كس در این جامعه حاضر نیست اشتباهاتش را بپذیرد و همین عدم پذیرش است كه آسیب‌های اجتماعی و حتی آسیب‌های محیطی مثل سیل را به وجود می‌آورد. طبیعت با ما تعارف ندارد، وقتی به حریمش تجاوز می‌كنیم، وقتی در نگهداری آن بی‌تفاوت و بی‌مسوولیت هستیم، وقتی می‌دانیم كه بحران بی‌آبی داریم، اما همچنان خودرو خود را با آب شرب می‌شوریم و تمام رفتارهای از این دست و ضد محیط‌زیست را انجام می‌دهیم، در بزنگاهی مقابل ما می‌ایستد و فاجعه‌ به بار می‌آید.

وقتی در فضای رسانه‌های رسمی و غیر رسمی ما انتشار اخباری غلوآمیز و غیرمسوولانه باب می‌شود و هیچ‌كس حواسش نیست كه این روند چه تاثیری در ناهنجارهای فرهنگی دارد، اتفاق‌هایی مثل گریبان یك فیلم یا یك سریال یا یك مدیر را گرفتن و او را مسوول دانستن و گذشتن، باعث می‌شود تا هیچ‌وقت حقیقت را درست و دقیق نبینیم و مردمانی باشیم كه همیشه در همه مسائل جای علت و معلول را عوض می‌كنند تا از اتفاقی كه افتاده، برداشت خوشایند خود را بسازیم و دیگر هیچ.

ما چنین مردمانی شده‌ایم و باید به این سرنوشتی كه به آْن رسیده‌ایم حساس باشیم. چون همیشه مقصرهای اولیه نمی‌توانند آینده ما را تضمین كنند و بالاخره یك‌روزی باید جوابگوی بار مسوولیت اجتماعی خود شویم.

یادداشت برای روزنامه اعتماد، ۶ مرداد ۱۳۹۴

پست های مرتبط

موزۀ مطبوعات؛ بهانه‌ای برای عبور از روزمرگی
نبض جامعه در محرومیت كُند می‌شود
افکار عمومی صاحب‌محضر
اصل شفاف واقعیت؛بدون سیاه‌نمایی و سفید نمایی
واقعیتی که همۀ رسانه‌ها پنهان می‌کنند