بر تن خود می‌زنی آن هوش‌ دار

در آن سنت زواره‌ای درس‌هایی برای امروز هست. اینکه مرافعه امروز با همسایگانِ ایران ضمن اینکه ناشی از رفتار ناشایست ایشان است و واکنش، ناراحتی و بغض ما را نشان می‌دهد نباید باب آشتی آینده را به طور کامل ببندد.
1394/07/21

شنیده‌ام در زواره رسم بر این بوده که وقتی خصومت میان دو همسایه بالا می‌گرفته و گریزی از مرافعه نداشتند، به جای اینکه خود رو در روی هم بایستند، هر کدام فرد بددهنی را به خدمت می‌گرفتند که به پشت‌بام روند و به نمایندگی از صاحبخانه با هم مشاجره و بددهنی‌ کنند. به این ترتیب ضمن اینکه با ابراز خصومت و دشنام نسبت به طرف مقابل عقده‌گشایی می‌کردند، احتراز داشتند از اینکه کار میان خودشان به جای باریک کشد و در حال عصبانیت حرف‌هایی که نباید زده شود و پرده‌های میان طرفین دریده شود، و به نوعی با این کار راه آشتی آینده را باز می‌گذاشتند. شاید زواره‌ایان متوجه بودند که همسایگی نه امری ساده و گذرا و بی‌اثر در حیات که امری دیرپا و مؤثر بر زندگی است، آنان متوجه بودند که در مناسبات دیرپا همواره باید عاقبت‌بین بود و افق‌های دور آینده را مدنظر داشت، چه بسا با تغییر اوضاع خصومت‌های گذشته موضوعیتش را از دست بدهد و زمینۀ صلح و آشتی فراهم شود. لذا از ویران کردن سایۀ همسایگی پرهیز می‌کردند. «همسایگی» چنانکه از نامش پیداست به معنی زندگی کردن در سایۀ یکدیگر و احترام و علاقۀ متقابل است. همسایگان بر اثر مدت‌های مدید حشر و نشر با یکدیگر چنان در هم سرشته می‌شوند که وجوه مختلف زندگی‌شان با هم پیوند می‌خورد. بدیهی است که روابط مسالمت آمیز با همسایه می‌تواند او را از نزدیکترین خویشان نیز به انسان نزدیک‌تر کند تاجاییکه تبدیل به ثروت و سرمایۀ زندگی شود و در مقابل خصومت با همسایه باری گران خواهد شد که کل زندگی را متأثر خواهد کرد، چراکه بدترین دشمنی، دشمنی در همسایگی است. این تأثیر و تأثر در مناسبات همسایگی، به خصوص وقتی این همسایگی مسبوق به سابقه‌ای طولانی و آینده‌ای دیرپا و ناگزیر است، به اندازه‌ای است که بیراه نیست اگر بگوییم هر زخمی که به همسایه می‌زنیم در واقع ضربه‌ای است که به پیکر خود وارد می‌کنیم. به عنوان مثال اگر به تناسب رفتار خصمانه حکومت عربستان سعودی، قوم عرب و فرهنگ عربی را آماج ابراز تنفر خویش کنیم، یا چون مفتی‌های وهابی در این کشور تشیع را کینه‌توزانه مورد تهاجم قرار داده‌اند، متقابلا و در رفتاری واکنشی، اهل سنت را آماج حمله قرار دهیم، گویی حواسمان نیست که پاره‌ای از تنوع فرهنگی ایران را عرب‌ها تشکیل داده‌اند و بخش قابل توجهی از هم‌وطنان ما تابع شاخه‌های مختلف اهل سنت هستند. این رفتارهای ناسنجیده پیش از آنکه خراشی بر چهرۀ همسایۀ نادان بیندازد، اهل خانه خودمان را مجروح می‌کند.

در آن سنت زواره‌ای درس‌هایی برای امروز هست. اینکه مرافعه امروز با همسایگانِ ایران ضمن اینکه ناشی از رفتار ناشایست ایشان است و واکنش، ناراحتی و بغض ما را نشان می‌دهد نباید باب آشتی آینده را به طور کامل ببندد. چنین واکنش‌هایی از سوی ما، پیش از هر چیز ما را شبیه همسایۀ نادانمان می‌کند و به این ترتیب جدا از اینکه از اهل زواره درسی نگرفته‌ایم آب به آسیاب نادانی ریخته‌ایم. ازقضا در چنین بزنگاه‌هایی است که گوهر فرهنگ فرصتی برای ظهور پیدا می‌کند؛ کدام فرهنگ است که دعوت به متانت می‌کند، عاقبت‌اندیش است، موقعیت جنگ و جدال را به فرصتی برای ظهور سلامت و صلح مبدل می‌کند و در نهایت اینکه اگر اسلام را از ریشۀ سلم بدانیم کدام فرهنگ مسلمان‌تر است.

یادداشت برای روزنامه اعتماد، ۲۱ مهر ۱۳۹۴

پست های مرتبط

صلح رومی یا صلح ایرانی