در طول نیم قرن اخیر نهادهای متولی امور راه و ترابری، توسعه شهری، و ساخت و ساز همه مناسبتهایش در حوزه سیاستگذاری، تدوین قوانین و مقررات، و مدیریت اجرایی را مطلقاً معطوف به نازلترین و تقلیلیافتهترین کمیات کردهاند. بدین ترتیب موضوع کیفیت و تناسب فعالیتهای عمرانی با ساختار طبیعی و تاریخی و فرهنگی کشور اساساً مغفول مانده است. به همین دلیل است که شاهد بدریختی و بدقوارگیِ بناهای جدید و بخشهای تازهسازِ شهرها، و فقدان کیفیت این امور در کشور هستیم. یا اینکه در هر فرصتی سخن از توسعه بیرویه و افسارگسیخته شهرها، زشتی و ناموزونی بناها، و ناسازگاری شبکه ارتباطی کشور علیالخصوص با مختصات فرهنگی و اجتماعی گفته میشود.
حضور آقای دکتر عباس آخوندی طی همین دو سال اخیر در این مسیر نقطه عطفی محسوب میشود. با تکیه ایشان بر مسئولیت وزارت راه و شهرسازی طی همین مدت کوتاه شاهد فتح باب مقولاتی هستیم که پیش از این در دستگاههای متولی امور عمرانی بیسابقه است. توجه ایشان به مسائلی ورای معیارهای حداقلی و کمی، و تلاش برای متمایل کردن مناسبتهای این وزارتخانه به مراتب عالیتر، انسانیتر و فرهنگیتر در تمامی حوزه مسئولیتش کاری است مردانه. خوشحالم که دوستداران فرهیختگی در ماجرای استیضاح موفق شدند وزارتخانه را همچنان برخوردار از فرهیختگی بدارند و ایشان را در عزم مردانهشان یاری رسانند.
پس از سالها که صحبت از آن میشود که دولت باید فرهنگی باشد نه فرهنگ دولتی، عدهای هنوز متوجه موضوع نشدهاند و سؤالشان این است که مگر میشود صنعت یا عمران یا تجارت را فرهنگی دید. اینان که متوجه فرهنگ غیردولتی یا دولت فرهنگی نمیشوند فعلاً خوب است حداقل یک نمونه از مصادیق دولت فرهنگی را که در وزارت راه و شهرسازی در حال تحقق است ببینند.
مسلماً قدر این اقدام شایسته را اهل فکر و فرهنگ به خوبی درمییابند و برای دکتر آخوندی آرزوی کامیابی در این تلاش ارزشمند را دارند.
یادداشت برای روزنامه اعتماد، ۱۵ مهر ۱۳۹۴