یارمفروش به دنیا که بسی سود نکرد

در هر جای جهان کمتر کسی هست که اعتراضی به درآمد هنگفت تاجری سرشناس و خوشنام داشته باشد، ازقضا به‌عکس در غالب کشورها این اشخاص را در زمرۀ سرمایه‌های ملی می‌شمرند و موفقیتش را الگو قرار می‌دهند.
1395/04/06

یارمفروش به دنیا که بسی سود نکرد 

آنکه یوسف به زر ناسره بفروخته بود

اخیراً جریانی در سپهر افکار عمومی کشور شکل گرفته مشهور به «چالش فیش حقوقی». بدین ترتیب از مسئولان خواسته می‌شود فیش حقوقی خود را در معرض انظار عمومی قرار دهند. چراکه فاش شدن ارقام نجومی حقوق برخی متولیان ـ اغلب در بخش مالی ـ واکنش‌های شدیدی برانگیخته است. البته این موضوع عجیب و نادری نیست چراکه در بسیاری کشورها میزان حقوق مدیران ارشد در ملاءعام قرار دارد بدین صورت که همه می‌توانند ببینند که حقوق رییس‌جمهور آنان از بسیاری از تاجران موفق، بسیاری از کارآفرینان و تولیدکنندگان بنام و ای‌بسا از حقوق مدیر یک شبکه خبری خصوصی نیز کمتر است. در عین اینکه کسی در حساسیت مقام ریاست جمهوری و یا وزارت شکی ندارد؛ لذا این سؤال پیش می‌آید که اولا آیا نباید میزان درآمد در یک مقام و موقعیت شغلی با میزان حساسیت آن مرتبط باشد و ثانیا برملا شدن حقوق کسی چون رئیس‌جمهور یا اعضای کابینه منافی مسائل خصوصی ایشان نیست.

در هر جای جهان کمتر کسی هست که اعتراضی به درآمد هنگفت تاجری سرشناس و خوشنام داشته باشد، ازقضا به‌عکس در غالب کشورها این اشخاص را در زمرۀ سرمایه‌های ملی می‌شمرند و موفقیتش را الگو قرار می‌دهند. درحالیکه در همه‌جای جهان شنیدن ارقام کلان درآمدهای مدیران و مسئولان عالی‌رتبه بحث‌برانگیز است. شک نیست که اهل هر کشوری واقفند که خرج و دخل هرکس یکی از مسائل خصوصی اوست ولی در همه جا دربارۀ پست‌های سیاسی و رسمی استثنائی قائلند و برملا شدن جریانات مالی در این حوزه را منافی رازداری خصوصی فرد نمی‌دانند.

این تمایزات نکتۀ ظریفی را آشکار می‌کند و آن معنای متفاوت مشاغل است. در همه‌جا پذیرفتن نقش در عرصۀ رسمی بیش از «اشتغال» به معنای «خدمت کردن» نزدیک می‌شود. در خدمت کردن چند موضوع ملحوظ است؛ نخست ترجیح و اولویت مسائل عمومی بر مسائل خصوصی در آن است. یعنی در این عرصه شخص خود را مخدوم و حقوق‌بگیرِ جامعه می‌داند پس به سبب کسب درآمد زیاد نیست که سمت ریاست جمهوری را می‌پذیرد چرا که عموما می‌دانند برای کسب درآمد بالا، بسیاری شغل‌های کم‌دردسرتر نیز وجود دارد، نتیجتا انتظار عمومی از چنین کسانی این است که درآمد قابل قبولی داشته باشند. دوم موضوع «پذیرفتن مسئولیت» است؛ یعنی در خدمت کردن مسئولیت به سرحد کمرشکنی می‌رسد و هر کس با وقوف به این موضوع این نقش را می‌پذیرد و انتظار ندارد که بابت این حساسیت و مسئولیت به او دستمزدی ما به‌ازا و مساوی نقشش بپردازند چون همه می‌دانند که ارزش شغل وی اساسا قابل محاسبه با اعداد و ارقام نیست. نکته دیگر «رعایت اخلاق» است؛ به سخن دیگر در خدمت کردن عرصه، عرصۀ پاسخگویی است و همه چیز ممکن است در مظان اتهام باشد و شخص باید آمادۀ پاسخگویی باشد. در آخر مهمترین رکن خدمت کردن «جلب اعتماد» است. یعنی کسی که مسئولیتی رسمی دارد در واقع عهده‌دار برانگیختن اعتماد ملی است، پس اگر در عرصۀ غیررسمی و در محافل خصوصی پهنانکاری و دروغ گناهی بزرگ ولی بخشودنی است برای کسی که مسئولیتی رسمی دارد دروغگویی و پنهانکاری حتی در زندگی خصوصی‌ نیز نابخشودنی است. چون پژواک و اثر تربیتی رفتارهای چنین شخصی در اذهان عمومی بسیار بیشتر از شخصی معمولی است. از اینرو در مجموع در هیچ کجای جهان شفافیت در عرصۀ رسمی را منافی رازداری و محرمیت خصوصی فرد نمی‌دانند. کسی که زحمت خدمت را می‌پذیرد در واقع پذیرفته است که در این مدت صندوقخانه‌ای با دیوارهای شیشه‌ای داشته باشد.

آفتی هست که چالش عمومی فیش حقوقی را تهدید می‌کند. و آن موضوع اکتفا کردن به صورت این چالش است. در واقع همه می‌دانیم که در ایران بحث حقوق دیگر است و هزار و یک نوع مزایای کنار آن بحثی دیگر؛ یعنی بهره‌مند شدن از مزایای غیررسمی و غیراخلاقی در هر حرفه و سمتی در ایران چندان دشوار و غیرقابل باور نیست. به‌خصوص وقتی فضا تاریک است هزاران منفذ و راه برای سوءاستفاده گشوده است. متأسفانه چند دهه‌ای هست که فضای عمومی و به تبع آن فضای رسمی کشور ما در تاریکی فرو رفته است و در چنین فضای تاریکی راه برای شیوع انواع بیماری‌ها و ناهنجاری‌ها آماده است. رندی و پرده‌پوشی که یکی از خصائل فرهنگی ایرانیان است و در شرایط روشن و طبیعی حیات اجتماعی به توسعۀ تعاملات و جلب اعتماد کمک می‌کند، در فضای تاریک و بحرانی به صورت استعداد ریاکاری و تزویر خود را می‌نمایاند و دست افراد را برای سوءاستفاده بازتر می‌کند.

چالش فیش حقوقی زنگ هشیاری است برای مسئولان و مدیران و اساسا همگی ما که بفهمیم در واقع مطالبۀ عمومی برای «شفافیت در فضای رسمی» و روشن شدن فضاست و نه صرفا سردرآوردن از میزان دخل و خرج مقامی خاص. با فروکش کردن بحران مدنیت روشن شدن فضا دیر یا زود رخ خواهد داد و طبیعتا هر مدیر و مسئولی که به هر ترتیب زودتر به استقبال این روشنایی برود از سوی افکار عمومی مورد قدردانی قرار خواهد گرفت. در فضای روشن است که اشتغال در هر عرصه‌ای به معنای خدمت کردن تقرب پیدا می‌کند تا به جاییکه بهترین و ارزشمندترین دستمزد برای هر شخص حلاوت رضایت و اعتماد عمومی می‌شود. در فضای روشن همه چیز حتی ناملموس‌ترین و نامتعین‌ترین ارزش‌ها از دیده‌های عموم پنهان نخواهد ماند و هرکسی به صفت ارزش‌آفرینی مورد ستایش قرار خواهد گرفت و نه به میزان بهره‌ بردنش از ثروت ملی و به‌عکس هر کسی ای‌بسا هر چه که دارد برای به دست آوردن نیک‌نامی در طبق اخلاص بگذارد.

یادداشت برای روزنامة اعتماد، ۶ تیر ۱۳۹۵

پست های مرتبط