خانۀ اسرار تو چون دل شود

شایعات مقرون به واقع که گوکل و تلگرام و فیسبوک بر سر گلوگاه اطلاعات خصوصی مردم جهان نشسته‌اند و از این طریق راه به اندرون آنها برده‌اند برای جوامعی نگران‌کننده‌تر است که عمق بیرونی و اندرونی آنان کم است و دربارۀ جامعۀ ایرانی کمتر از این دست نگرانی‌ها وجود دارد.
1395/03/29

خانۀ اسرار تو چون دل شود

آن مرادت زودتر حاصل شود

فرق گذاشتن میان خودی و بیگانه، آشنا و غریبه، اختصاص به فرهنگ و جامعه‌ای خاص ندارد. در واقع همۀ انسانها به نوعی حریم زندگی خصوصی و عمومی را از هم جدا می‌کنند. برای همه عرصۀ عمومی آنجایی است که در آن با کسانی که غریبه‌ترند ملاقات می‌کنند و اقربا را در عرصۀ خصوصی می‌بینند. در برخی از جوامع عرصۀ عمومی و عرصۀ خصوصی مشخصا تفکیک شده است؛ خانه فضایی خصوصی است و عرصه‌هایی همچون خیابان و میدان و کافه‌ها و رستوران‌ها و … عمومی به حساب می‌آید. لیکن در فرهنگ ایرانی این تفکیک تا این اندازه محض نیست. در ایران دامنۀ عرصه‌های عمومی از خیابان و میدان شهر آغاز می‌شود و محله و کوی و کوچه و دربند را درمی‌نوردد و حتی به فضای خانه هم سرایت می‌کند. در واقع خانۀ ایرانی با اینکه فضایی خصوصی است ولیکن بخشی از آن «بیرونی» است، لذا امکان ملاقات با غریبه‌‌ترها در خانه نیز مهیاست. ضمن اینکه وجودِ «بیرونی» در خانه چیزی از محرمیت «اندرونی» نمی‌کاهد؛ «اندرونی» ایرانیان نیز بسیار پرده‌پرده است و سلسله مراتبی تا اعماق صندوقخانه‌شان را شامل می‌شود. ما حتی در شرایط جدید و با وجود محدودیت فضا در خانه‌هایمان، عمق «اندرونی» و «بیرونی» را به صورت ناخودآگاه حفظ کرده‌ایم. یعنی بخش مهمی از خانه، ظروف پذیرایی، و حتی مواد غذایی مرغوب را به پذیرایی از میهمانانمان اختصاص می‌دهیم و حتی اگر به دلیل کمبود فضا نتوانیم بخشی از خانه را مطلقا بیرونی بدانیم، این توانایی را داریم که در مدت کوتاهی خانه را به «بیرونی» مبدل کنیم تا آمادۀ پذیرایی از میهمانان غریبه شود. البته عمیق و لایه‌لایه بودن اندرونی و بیرونی اختصاص به خانه‌هایمان ندارد، بلکه در شخصیت و روابط و نحوۀ زندگی ما نیز انعکاس دارد. طبیعی است که عمق زیاد بیرونی و اندرونی به ایرانیان این امکان را داده است که با هر کسی بنا به اینکه چقدر آشنا یا غریبه‌ است و در چه مرتبه‌ای از شأن اجتماعی قرار دارد در لایه‌ای از این طیف ملاقات کنند و به نحوی مناسباتشان را تنظیم کنند که در عین حفظ رابطه، موجودیتشان در عرصۀ عمومی مستحیل نشود.

شدت و استمرار ارتباط با دیگران است که عمق «بیرونی» را تعیین می‌کند و پایبندی به حریم و حفظ موجودیت خود است که عمق «اندرونی» را رقم می‌زند. طبیعتا هر قدر فرهنگی کهنسال‌تر باشد، عمق «اندرونی» اهل آن فرهنگ بیشتر می‌شود و هرقدر سابقه و دامنۀ تعامل وسیعتری داشته باشد «بیرونی» اهل آن فرهنگ عمیق‌تر می‌شود. موقعیت جغرافیایی ایران بر سر مهمترین راه‌های تجاری جهان در طول تاریخ و شدت و وسعت دامنۀ تعامل ایرانیان بوده که به «بیرونی» آنان عمق بخشیده و از سوی دیگر کهنسالی و غنای فرهنگ ایرانی «اندرونی»‌شان را عمیق کرده است. عمق اندرونی و بیرونی فاصلۀ ظاهر و باطن است؛ هرچه این عمق کمتر باشد، ظاهر بیشتر به باطن تشبه می‌جوید و خبر درست‌تری از باطن می‌آورد و هرقدر این عمق بیشتر باشد تشخیص آنچه در درون فرد می‌گذرد دشوارتر می‌شود. از همینروست که راه به اعماق اندرونی ایرانیان یعنی به «دل» آنها به سادگی و بر همگان باز نیست.

صحت و سقم نتایج افکارسنجی‌ها و نظرسنجی‌ها و … با عمق اندرونی و بیرونی تناسب دارد. هرقدر این عمق کمتر باشد نتایج این گونه پژوهشها به واقع نزدیکتر است و به‌اندازه‌ای که این عمق بیشتر باشد این نتایج از واقعیت فاصله می‌گیرد و نتیجتا مطالعات و پیش‌بینی‌های اجتماعی را دشوارتر می‌کند. از اینجهت ابزارهای هرقدر پیچیده و آمارهای هرقدر انبوه که گاه از شبکه‌های اجتماعی به دست می‌آید با آنکه مبتنی بر بی‌ارادگی و ناخودآگاهی سوژه کسب اطلاع می‌کنند، باز راهی به آن منویات جدی و عمیق جامعۀ ایرانی ندارند و از همینروست که ایرانیان معمولا از ناحیۀ کسانیکه مطالعات سیاسی و اجتماعی و فرهنگی می‌کنند متهم به غیرقابل پیش‌بینی بودن و پنهانکاری و ریاکاری می‌شوند. درحالیکه گویی علت اصلی این اتهام‌ها این است که آنان شبیه اهالی کشورهایی مثل شمال اروپا نیستند. واقعیت این است که ما متوجه عمق اندرونی و بیرونی ایرانیان و تفاوتش با اهالی سرزمینهایی که قدمت فرهنگی و دامنۀ تعاملات تاریخی‌شان بسیار کمتر از ایرانی‌ها بوده است، نیستیم. جامعۀ ایرانی رفتاری منطبق با منطق خودش دارد و این نامنصفانه است که آن را به حساب حقه‌بازی و ریاکاری بگذاریم.

شایعات مقرون به واقع که گوکل و تلگرام و فیسبوک بر سر گلوگاه اطلاعات خصوصی مردم جهان نشسته‌اند و از این طریق راه به اندرون آنها برده‌اند برای جوامعی نگران‌کننده‌تر است که عمق بیرونی و اندرونی آنان کم است و دربارۀ جامعۀ ایرانی کمتر از این دست نگرانی‌ها وجود دارد. چون ایرانیان حتی خود نیز متوجه آنچه در اعماق دلشان می‌گذرد نیستند و از همینروست که در بزنگاه‌هایی بنا به فتوای دل کاری می‌کنند که گاه خودشان هم تعجب می‌کنند. وقتی به تاریخ بنگریم متوجه خواهیم شد که همین مکانیزم عمق اندرونی و بیرونی بوده که به ایرانیان اجازه ‌داده در عین حضور در میانۀ جهان و تعامل شدید با بیگانگان بقای فرهنگی خود را تا به امروز حفظ کنند. یعنی در عین حفظ ارتباط، نبضشان را به سادگی در اختیار بیگانگان قرار ندهند تا از ناحیۀ آنان مورد سوءاستفاده قرار نگیرند.

یادداشت برای روزنامة اعتماد، ۲۹ خرداد ۱۳۹۵

پست های مرتبط

رندی ایرانیان رمز بقای ایشان در فلات ایران
«اندرونی» و «بیرونی»