جنگ جهانی هرچند در وهلۀ نخست دورانی تاریک در تاریخ جهان بود ولیکن تبعات آن یکسره نامیمون نبود. تا پیش از جنگ تمرکز قدرت و ثروت در اروپا و امریکا و شوروی سبب شده بود ابرقدرتهای جهان بیش از پیش جهان را به مرکزیت خود «به جا آورند». در این معنی حرف حق چیزی بود که از دهان اسلحه و پول بیرون میآمد و هر سرزمین به میزان بهرهمندیاش از قدرت سیاسی یا نظامی یا اقتصادی و یا دستکم بر اثر توسل به یکی از طرفینِ زورمندِ جنگ، تبدیل به «جایی» میشد. این نوع نگاه از بالا به پایین به واحدهای سرزمینی عملا سبب میشد بحث هویت و فرهنگ بسیار در سایه برود و فرصتی برای طرح نداشته باشد.
آسیبها و خسارات ناشی از جنگ ضربهای کاری بر بدن کشورهای فعال در آن وارد کرد، بطوریکه با تحلیل رفتن قوای اقتصادی و سیاسی و نظامی، ناگهان عرصه برای عرض اندام فرهیختگان باز شد که فرصت را غنیمت شمارند و به میدان بیایند و نهادی فرهنگی در مقیاسی جهانی ایجاد کنند. تا پیش از آن تشکیل و توسعۀ شرکتها و بنگاهها جهانی در زمینۀ اقتصادی و سیاسی و نظامی بسیار سابقه داشت ولیکن یونسکو شاید نخستین نهاد فرهنگی جهانی باشد؛ نهادی که عمدتا با هدف غیرمستقیم رفع تخاصم میان ملتها پا به عرصه گذاشت و در این راه ایجاد زمینههای شناخت متقابل میان فرهنگها را سرلوحۀ خویش قرار داد.
یونسکو در طول این هفت دهه ورای حفظ موجودیتش توانسته استقلالش را هم حفظ کند و مغلوب جریانزدگیهای سیاسی قدرتها نشود. گواه این موضوع اینکه امریکا که یکی از طرفین پیروز جنگ بود و تبدیل به یکی از قدرتمندترین کشورهای پس از جنگ شد در دهۀ ۸۰ میلادی یونسکو را متهم به اشاعۀ کمونیسم و حمایت از کشورهای جهان سوم در راه غربستیزی کرد و با این بهانه از این سازمان کناره گرفت ولیکن پس از یکی دو دهه دوباره به آن پیوست. قدرتهای بزرگ جهان در تمامی نهادهای جهانی به شکل رسمی یا غیررسمی حق وتو دارند ولی در یونسکو چنین حقی به آنان داده نشده است و این یعنی در این سازمان کشوری چون امریکا یک حق رأی دارد و بورکینافاسو هم یک حق رأی.
تداوم حیات یونسکو در این چند دهه در حالی بود که غایت این سازمان در جهت تشویق و دفاع از تنوع قومی و فرهنگی در جهان، اصلا موافق اهداف و مقاصد بنگاههای اقتصادی نبوده است. یونسکو در تلاش است که از فرصت و سهولت تعاملات جهانی برای «جهانیشدن» بهره گیرد و این یعنی آشنایی مردمان سرزمینهای مختلف با هم در عین حفظ اختصاصات فرهنگیشان. درحالیکه بنگاههای اقتصادی بزرگ جهان درصددند از این فرصت در جهت «جهانیسازی» بهره گیرند و این یعنی صرفنظر کردن از تنوعات فرهنگی و هویتی برای ایجاد بازاری جهانی با تقاضاها و نیازهای واحد که همگی مشتری اقلام و محصولات این بنگاههایند. با همۀ این توصیفات تلاش یونسکو برای حفظ موجودیت و استقلالش با وجود همۀ زدوبندها و فشارها قابل ستایش است.
یکی از نهادهایی که با فاصلۀ یکسال از پدید آمدن یونسکو در زیر سایۀ حمایت آن بالید «شورای بینالمللی موزهها» یا اختصارا ایکوم بود که این روزها سالگرد هفتادمین سال تأسیس آن است. تعداد زیادی از موزههای دولتی و خصوصی جهان در ارتباطی ارگانیک با ایکوم جهانی قرار دارد. مأموریت ایکوم استعارا ایجاد محیطی روشن است که در پرتو آن موزههای سراسر جهان با هم دادوستد و تعاملی سازنده داشته باشند. واقعیت این است که تعداد موزهها و اصحاب موزه در جهان زیاد نیست. افرادی که چون موضوع واحدی برایش اهمیت دارد میتوان گفت رو به قبلۀ واحدی دارند؛ ایکوم در تلاش است که اینها را تبدیل به یک قبیلۀ واحد هم بکند. قبیلهای که اجزایش در عین حفظ ماهیت و نقش مستقلشان در پیوند با یکدیگر پیکری منسجم و واحد را میسازند.
تبدیل شدن به یک پیکر واحد برای موزههای سراسر جهان اتفاق مبارکی است؛ طبیعتا در حیات یک پیکر است که «رشد» معنی پیدا میکند؛ رشد یعنی بالیدنی متوازن و تدریجی که آثارش در همۀ اجزاء به یک اندازه هویدا میشود. در یک پیکر واحد است که وقتی عضوی به درد میآید باقی اعضاء نیز قرار و آرام از دست میدهند و هر یک به سهم خود در پی رفع مشکل برمیآیند؛ در یک پیکر واحد است که غایت و سرنوشت مشترک معنی پیدا میکند و همه در جهت دست یافتن به سعادتی که حق همۀ اجزاست تلاش میکنند. همۀ فعالیتهای ایکوم ازجمله برگزاری کارگاههای آموزشی و تشویق موزهداران برای ارتباط و تعامل و دامنزدن به مباحث نظری همگی درجهت ایجاد همین قبیلۀ واحد است. بسیاری از تعاملات میان موزهها که تا پیش از تأسیس ایکوم باید از مجاری تنگ نهادهای سیاسی چون دستگاههای رسمی حکومتی آنهم با طی سلسله مراتب اداری پیچیده و زمانبر اتفاق میافتاد به یمن وجود ایکوم بسیار سهلتر شده است. از همۀ اینها بالاتر به خاطر وجود ایکوم و فعالیت این نهاد است که شاهد اعتلای معنای موزه از فراموشخانۀ اشیاء به محلی برای تذکر و شنیدن روایت آثار و اشیائیم.
عمرش دراز باد!
پریرو تاب مستوری ندارد
یادداشت برای روزنامه اعتماد، ۳ خرداد ۱۳۹۵