نسبت امنیت و رونق گردشگری

شواهد فوق حکایت دارد که گردشگری بیش از «امنیت» با «احساس امنیت» سروکار دارد و این دو مقوله را باید از هم بازشناخت؛ برخی جاها «امن» است و نسبت به آنجاها «احساس امنیت» نیز وجود دارد؛ برخی جاها «امن» است ولی مشمول «احساس ناامنی» شده است.
1395/07/01

گردشگری با امنیت نسبت وثیقی دارد. همه اذعان دارند که این حوزه از جملۀ رویدادهایی است که نسبت به امنیت بسیار حساس است و ای‌بسا بشود گفت که گردشگری بسیار ترسو است! یعنی کمترین اختلالی در امنیت می‌تواند سبب شود که اولین قربانی آن گردشگری باشد. یکی از مصادیق بارز این موضوع اوضاع اخیر ترکیه است؛ ترکیه در زمرۀ کشورهایی بود که بیشترین درآمد را از راه گردشگری داشت و یکی از مقاصد مورد علاقۀ انواع گردشگر بود. درحالیکه پس از اقدامات تروریستی‌ای که در چند جای ترکیه روی داد غالب سفرها به آنجا لغو شد و شاهد بودیم که چطور ورود گردشگر به آن افول کرد. پس به نظر می‌رسد که برای اینکه در جایی گردشگری رونق داشته باشد البته برقراری امنیت در زمرۀ شروط اولیه است. اما برقراری امنیت به چه معنایی است؛ آیا آن کشورهایی که گردشگری در آنها رونق دارد به گردشگران ضمانت داده‌اند در آنجا هیچ مشکلی برایشان پدید نخواهد آمد؟ آیا در امن‌ترین کشورها تضمینی هست که امنیت مالی و جانی یکایک گردشگران در امان باشد؟ البته اینطور نیست. بارها شنیده‌ایم که گردشگران در جنوب ایتالیا و یونان و اسپانیا مورد دستبرد قرار گرفته و علی‌الخصوص در فرانسه در یکی دو سال اخیر در مواردی جانشان به خطر افتاده، ولیکن هنوز کسی این جاها را در زمرۀ مکانهای ناامنِ گردشگری به حساب نمی‌آورد.

با وجود ناامنی در برخی کشورها، گردشگران نسبت به آنجا احساس عدم امنیت ندارند و همین باعث می‌شود به آنجاها بروند و به‌عکس بسیارند مواردی که امنیت در آنها برقرار است ولیکن مردم نسبت به آن احساس ناامنی دارند و همین مانعی برای سفر به آنجا می‌شود. مثلا یکی از موضوعات جالب تغییر در تصوری است که گردشگران خارجی پس از ملاقات ایران پیدا می‌کنند. غالب گردشگران پیش از آمدن به ایران معمولا در هاله‌ای از عدم اطمینان و احساس ناامنی به سر می‌برند ولیکن با دیدن ایران و درک میهمان‌نوازی ایرانیان این احساس جایش را به رضایت‌خاطر و اطمینان می‌دهد بطوریکه معمولا در بازگشت، مسافرتِ به ایران را به غالب اطرافیان خود پیشنهاد می‌دهند. این نشان می‌دهد که عمدۀ احساس ناامنی بر اثر سوء شناخت و دوری است و به محض اینکه ملاقات اتفاق می‌افتد این سوءتفاهم خودبخود از بین می‌رود. «احساس ناامنی» درنتیجۀ نشناختن، منحصر به کشورهای بیگانه‌ و یا دور نیست؛ ایرانیان گاه نسبت به برخی مناطقِ ایران از جمله کردستان یا بلوچستان نیز احساس ناامنی دارند و این به خاطر دورافتادگی و سوء تفاهم ناشی از آن است. ای‌بسا موضوعاتی که تهدید آنها مسجل است ولی نسبت به آن احساس ناامنی نداریم؛ مثلا بنا بر آمار جاده‌های ایران در زمرۀ ناامن‌ترین جاده‌ها به لحاظ صدمات و تلفات جانی است و با اینحال این موضوع ایرانیان را از سفر رفتن منصرف نمی‌کند و این یعنی آنان نسبت به جاده‌های «احساس عدم‌امنیت» ندارند.

شواهد فوق حکایت دارد که گردشگری بیش از «امنیت» با «احساس امنیت» سروکار دارد و این دو مقوله را باید از هم بازشناخت؛ برخی جاها «امن» است و نسبت به آنجاها «احساس امنیت» نیز وجود دارد؛ برخی جاها «امن» است ولی مشمول «احساس ناامنی» شده است؛ برخی جاها «ناامن» است و نسبت به آنجا «احساس ناامنی» وجود دارد؛ و در نهایت برخی جاها «ناامن» است ولی نسبت به آنها «احساس امنیت» وجود دارد. در بحث گردشگری آنقدری که احساس امنیت یا عدم امنیت مؤثر است خود امنیت یا ناامنی مؤثر نیست.

عدم شناخت جایی را در تاریکی فرو می‌برد و همۀ چیزهایی که در آن هست را تهدید‌آمیز جلوه می‌دهد یعنی آنجا را تبدیل به «نقطۀ دورافتاده» می‌کند و این احساس ناامنی به همراه دارد. دورافتادگی به معنی بُعد مسافت نیست بلکه دورافتاده جایی است که از اذهان دورافتاده است یعنی جایی که کم می‌شناسیمش. سرزمین ما مدتها در منظر جهانی مبتلای به «احساس عدم امنیت» بود و این احساس ناشی از دورافتادگی بود. ایران به دلایل مختلف مدتها از اذهان جهانی دور افتاده بود و این موضوع باعث می‌شد گردشگران در انتخاب ایران به عنوان مقصد گردشگری تردید کنند. اما چگونه می‌توان این احساس عدم امنیت را از بین برد؟

برای ایجاد امنیت راههای متعین و ملموسی وجود دارد؛ دستگاههای امنیتی و انتظامی متضمن ایجاد امنیت‌اند درحالیکه راههای ایجاد «احساس امنیت» اینقدر متعین و سهل‌الوصول نیست. مثلا در جاییکه تعداد زیادی ماشین پلیس در رفت و آمد است ممکن است «امنیت» برقرار باشد ولی اشخاص «احساس امنیت» ندارند. مؤلفه‌های مختلفی در ایجاد احساس امنیت در مقیاس‌های مختلف دخیل‌اند. مثلا پس از توافق بین ایران و کشورهای ۵+۱ دیدیم که چطور گردشگران خارجی به ایران بسیار رغبت نشان دادند. در واقع پس از برجام در امنیت ایران تغییری ایجاد نشد ولیکن تصویر ایران تا حد بسیاری از تاریکی بیرون آمد. رونق گردشگری به‌خصوص گردشگری فرهنگی می‌تواند این روشنایی را بیشتر و بیشتر کند؛ و در فضای روشن حتی اگر ناامنی‌ای هم روی دهد نمی‌تواند «احساس امنیت» را خدشه‌دار کند.

هر قدر که دستگاههای امنیتی و نظارتی و انتظامی مسئول ایجاد امنیت‌اند؛ احساس امنیت منوط به حضور گردشگر و رفت و آمد و همکاری بدنۀ جامعه است. چون گردشگرانی که ایران را ترک می‌کنند در کشورهایشان این احساس ناامنی را از بین می‌‌برند و بر رونق گردشگری می‌افزایند و رونق گردشگری و منافع حاصل از آن که همه را شریک می‌کند باعث می‌شود بدنۀ جامعه دست‌اندرکار ایجاد امنیت ‌شوند؛ نه فقط دستگاههای امنیتی و انتظامی. به این ترتیب ارزان‌ترین و مطمئن‌ترین و سریع‌ترین کاری که می‌توانیم برای تقویت «احساس امنیت» بکنیم همان رونق گردشگری است.

یادداشتی برای ویژه‌نامه اقتصادی روزنامه شرق، مهر ۱۳۹۵

پست های مرتبط

نظر را نغز کن تا نغز بینی
برند مکان و زیرساخت‌های ذهنی گردشگری