نه هرکه طَرف کُله کج نهاد و تند نشست
کلاهداری و آیین سروری داند
در شب نخستین روز پاییز، ایرانیها همه را شگفتزده کردند. تیم ملی ایران در مرحله یک هشتم نهایی جام جهانی فوتسال به مصاف تیم ملی برزیل رفت؛ برزیلی که در گوش ما صدای زنگش طنین فوتبال دارد و پرچم رنگارنگش آدم را به یاد مستطیل سبز میاندازد.
ملی پوشان ایران که در ۲۳ مسابقه قبلی مقابل برزیل تنها دو برد در کارنامه داشتند، برخلاف سه بازی پراشتباه مرحله گروهی مقابل اسپانیا و مراکش و آذربایجان، در برابر این پرستارهترین تیم فوتسال جهان نه تنها کماشتباه ظاهر شدند بلکه برد را نیز از آن خود کردند؛ ستارههایی چون فالکائو که پرافتخارترین بازیکن و جادوگر فوتسال جهان شناخته میشود.
اما حذف برزیلی که همیشه یک پای فینال بود در یک هشتم نهایی، آن پیروزی شگفتانگیزی که ابتدا صحبتش شد، نبود. پیروزی آن لحظهای رقم خورد که پس از پایان بازی بچههای ایران متوجه فالکائو شدند. این مسابقات قرار بود آخرین بازیهای او در میادین رسمی باشد و جادوگر آمده بود تا با بوسیدن جام قهرمانی، خداحافظی پرافتخاری با جهان حرفهای داشته باشد. اما نتیجه برخلاف انتظار بود و به همین دلیل بازیکن شماره ۱۰ در گوشهای از زمین دست بر زانو با کمری خمیده در حال گریستن بود. در این حال بچههای ایران، به جای آنکه به رختکن خود بروند و به شادی بابت این برد بزرگ بپردازند، دورادورش را گرفتند و برایش کف زدند و پیشکسوتشان را به افتخار سالها بازی زیبا و مهارت خیرهکننده بر سر دست بلند کرده و به رسم قهرمانان چند بار به هوا انداختند. در عکسها چهره فالکائو هنگامی که در هوا معلق است، حسی دوگانه را مینماید: از یک سو غمی عمیق و از سوی دیگر بهجتزدگی و غافلگیری توأماً را .
بچههای ایران نشان دادند، موقع پیروزی وقتی است که دلی شکسته نباشد، پیروزی وقتی است که غرور نباشد. پیروز دلآشناست و کسی است که به ترمیم دلها بیش از برنده شدن خود بها میدهد. پیروزی از آن پهلوان است. از آن جوانمرد است. از آن آدم بامعرفت است؛ کسی مثل تختی که بخاطر تعدد مدالها در یاد مردم نمانده بلکه بابت رفتار جوانمردانهاش با کشتیگیر شوروی زبانزد شده.
چنین رفتارهایی شاید برای ما مألوف و بسیار آشنا و حتی پیش پا افتاده باشد. زیرا بزرگواری یکی از فضیلتهای پایه در خلق و خوی ایرانی است. اما بسیاری از مردم دنیا با چنین واکنشهایی بیگانه هستند و از آن دچار حیرت میشوند. همین تفاوت است که باعث میشود در اخبار آنچه بیشتر بازتاب یافت نه شگفتی از برد ایران بر برزیل که حرکت بازیکنان ایران پس از آن باشد.
بزرگواری با تواضع، رحمت، لطف، و مهر توأم است. مسابقه فوتسال حقیقتاً یک «بازی» است که بزودی نتیجه آن لابلای نتیجه صدها و صدها بازی دیگر که هر ماه و هر سال در حال برگزاری است، محو خواهد شد. بازی تیم فوتسال برزیل فراموش نمیشود چون تیم بزرگی است که قهرمان پنج دوره جام جهانی شده و سالهای سال در هر مسابقه و هر رقابتی مدعی است. بازی تیم ایران نیز فراموش نخواهد شد اگر بر دل همه جهان بنشیند؛ منتهی نه با بردهای مکرر در مسابقات بلکه با آن رفتار دلنشینی که عطر و طعم منحصربفرد ایرانی بودن میدهد.
اگر در برزیل قهرمانی فوتبال مشق عادی مدرسه شده، در ایران هم آیین بزرگی نهادینه تربیت ماست. اگر میخواهیم همچون برزیل در اذهان مردم جهان جایی همیشگی باز کنیم و به صفتی مطلوب متصف شویم باید بر سرمایههایی که خود داریم بیشتر اتکا کنیم. هر روز که همین روزنامه را ورق میزنیم، با انواع و اقسام «بازی» مواجه میشویم که پس فردا نتیجه هیچ کدام را در یاد نداریم. آنچه از مجموع درهم و برهم این بازیها میماند، نحوه حضوری است که برجای نهادهایم. اگر بتوانیم خودآگاه و ناخودآگاهمان را هماهنگ سازیم، آنگاه همه عرصههای بازی، نه فقط زمین فوتسال که زمینه ورزش، هنر، تجارت، دانش، و حتی سیاست جهان بحرانزده امروز، بهانه و فرصتی میشود برای بروز و ظهور این بعد جاودانه انسانی.
یادداشت برای روزنامة اعتماد، ۱۰ مهر ۱۳۹۵