نیل به «جهانی‌شدن»، پرهیز از «جهانی‌سازی»

این مهم است که بتوانیم بین دو موضوع «جهانی شدن» و «جهانی‌سازی» تفاوت قائل شویم و قادر باشیم که در همۀ اتفاقاتی که در سرزمینمان در حال وقوع است اعم از فعالیتهای عمرانی و سبک زندگی و نظام آموزشی و …. با ترازویی صحیح تشخیص دهیم که در مدار جهانی شدن قرار داریم و یا مبتلای پروژۀ جهانی‌سازی شده‌ایم.
1394/07/30

«جهانی شدن» سابقه‌ای به اندازۀ راه‌های مواصلاتی، وسایل حمل و نقل، رسانه‌ها، شبکه‌های ارتباطی و خلاصه همۀ مؤلفه‌هایی دارد که توانسته‌اند در طول تاریخ در ارتباط بین جوامع و سرزمین‌های مختلف ایفای نقش کنند. طبیعی است که در قرن بیستم و در سال‌های اخیر با رشد وسیع و چشمگیر وسایل ارتباطی از هر جهت شاهدیم که تعامل و دادوستد و رفت‌وآمد بین جوامع در سطح جهان نیز شدت و وسعت بیشتری پیدا کرده است. پس اگر امروز بیش از گذشته دربارۀ جهانی‌شدن و آثار و عوارضش می‌شنویم به این خاطر است که امروز زمینه برای جهانی‌شدن مهیاتر است، لیکن خود این موضوع سابقه‌ای بسیار طولانی دارد و مسئلۀ امروز و دیروز نیست. جهانی شدن می‌تواند به معنی آگاهی از مزیت‌ها و آورده‌های فرهنگ‌های دیگر و بهره‌مند شدن از آن باشد، در واقع جهانی‌شدن این فرصت را فراهم می‌کند که همۀ جوامع بر سر خوان رنگینی حاضر شوند که هم خود در غنی‌تر شدن آن سهم دارند و هم می‌توانند از آورده‌های دیگران متنعم شوند. طبیعی است که جوامع مختلف هرقدر که بیشتر پذیرای این تعامل باشند می‌توانند فرهنگ خود را غنی‌تر و بانشاط‌تر و زاینده‌تر و منعطف‌تر کنند.

هرچند همۀ جوامع و سرزمین‌ها کم و بیش به یک اندازه در معرض جهانی‌شدن قرار دارند ولی همۀ فرهنگ‌ها با این پدیده یکسان مواجه نمی‌شوند، برخی ممکن است آن را بپذیرند و به استقبالش روند و برخی دیگر آن را نادیده بگیرند و حتی از آن روی بگردانند و بپرهیزند. واکنش جوامع مختلف نسبت به این موضوع البته خود امری فرهنگی است، فرهنگ‌های پرسابقه‌تر به‌خصوص اگر در طول تاریخ در دامنۀ محدودی با جهان تعامل کرده باشند، معمولا به جهانی‌شدن روی خوش نشان نمی‌دهند، و از سوی دیگر هستند فرهنگ‌های کهنی که چون قدمت و دامنۀ تعاملات تاریخی‌شان با جهان بیشتر بوده است آمادگی و ظرفیت بیشتری برای جهانی‌شدن دارند.

جریان طبیعی و آرام جهانی‌شدن با مانع بزرگی مواجه است که می‌تواند راه آن را سد و حتی آن را منحرف کند، این مانع پروژۀ «جهانی‌سازی» است. جهانی‌سازی یعنی صاحبان قدرت و مکنت جهان که دیگر نمی‌توان برایشان موجودیتی سرزمینی قائل شد بلکه بیشتر کمپانی‌های معظم چندملیتی (نظیر سونی، توتال، سامسونگ، اپل، گوگل، شل و …) هستند، تلاش می‌کنند که بادِ وزانِ «جهانی شدن» را به بادبان منافع خود بکشند و در واقع با منحرف کردن روند طبیعی جهانی‌شدن به پروژۀ تصنعی «جهانی‌سازی» منافع خود را تضمین کنند. به این ترتیب پروژۀ جهانی‌سازی درصدد ایجاد جهانی تصنعی است که در آن به جای تنوع، به‌شدت شاهد تشابهیم. جوامع جهانی‌سازی شده جوامعی‌اند با سروشکل یکسان و خواسته‌ها و تقاضاهای مشابه که بازارهای بزرگ و خوبی برای کمپانی‌های معظم فراهم می‌کند.

«جهانی شدن» مترادف یکسان شدن همۀ فرهنگ‌ها نیست بلکه حفظ مختصات فرهنگی در عینِ تلاش برای غنی‌تر کردن و زاینده‌تر شدن آن است، درصورتیکه جهانی‌سازی یعنی صرفنظر کردن از تنوع فرهنگی و این یعنی صرفنظر کردن از «کسی بودن» و «هیچکس» شدن یا شاید بهتر باشد بگوییم «ناکس» و «ناکجا» شدن. برای همین هم وقتی جوامعی را که بیشتر از پروژۀ جهانی‌سازی تأثیر گرفته‌اند با هم مقایسه می‌کنیم اغلب بین آنها تفاوت‌های جدی احساس نمی‌کنیم تا جاییکه ممکن است هر جا را با جای دیگر اشتباه بگیریم. نکتۀ جالب ‌توجه این است که جوامع هرقدر که به سمت جهانی‌سازی پیش می‌روند به همان نسبت از روند طبیعی جهانی‌شدن فاصله می‌گیرند. شاید بی‌بهره‌ترین کشورها از مزایای جهانی‌شدن امریکا و چین باشند یعنی همان دو کشوری که بیش از بقیه به روند جهانی‌سازی تن داده‌اند.

این مهم است که بتوانیم بین دو موضوع «جهانی شدن» و «جهانی‌سازی» تفاوت قائل شویم و قادر باشیم که در همۀ اتفاقاتی که در سرزمینمان در حال وقوع است اعم از فعالیتهای عمرانی و سبک زندگی و نظام آموزشی و …. با ترازویی صحیح تشخیص دهیم که در مدار جهانی شدن قرار داریم و یا مبتلای پروژۀ جهانی‌سازی شده‌ایم. بدیهی است که جهانی شدن برای سرزمینی چون سرزمین ما که در این موضوع سابقۀ طولانی دارد یک فرصت مغتنم است، چرا که بستری فراهم می‌کند که ما بتوانیم مبتنی بر ظرفیتهایمان از مزایای فرهنگ‌های دیگر نیز بهره بریم. ولی می‌بینیم که چون نظام مدیریت کشور بین جهانی‌شدن و جهانی‌سازی تفاوتی قائل نیست، معمولا دچار دو بیراهه‌ایم؛ یا از بیم ابتلای به عوارضِ جهانی‌سازی به روند جهانی شدن نیز پشت می‌کنیم و یا در برخی عرصه‌ها به اشتباه به جای استقبال از جهانی‌شدن گرفتار پروژۀ جهانی‌سازی می‌شویم.

یادداشت برای روزنامه اعتماد، ۳۰ مهر ۱۳۹۴

پست های مرتبط