گوش به این حرفها ندهید!

اتفاق مثبت و مهم این است که سینما توانسته خودش را زنده نگه دارد. مهم است چون فراز و نشیبی که در این سالها طی کرد، خیلی وقتها جای نگرانی داشت که موجودیت آن را مضمحل کند همینقدر که توانست به حیاتش ادامه دهد، فوق العاده با اهمیت است.
گفتگو درباره سینمای دهه ۶۰ به بهانه انتشار کتاب «گفتگوهای سینمایی»

دلیل تاسیس فارابی این بود که سال62 وقتی آقای فخرالدین انوار در معاونت سینمایی مستقر شد، مفصل بحث کردیم که سینمای کشور را آسیبشناسی و ارزیابی کنیم تا بتوانیم با برنامهریزی کار کنیم. میخواستیم طرحی نو دراندازیم! حاصل آن بحثها این شد که باید نهادی داشته باشیم که وظیفه حمایت از سینمای حرفهای را به عهده بگیرد. این نهاد باید خارج از حوزه وزارت ارشاد باشد که بتواند سیالتر و چابکتر عمل کند. این چابکی در نظام بروکراتیک وزارت ارشاد که هنوز هم هست، ممکن نبود. به همین دلیل تصمیم گرفته شد نهادی ایجاد شود.
تارکوفسکی، سینمای دینی با مضمون معنوی، و دهه شصت

قبل از انقلاب فیلمِ هندی در ذهن مردم مساوی بود با آثار راج کاپور و امثال آن. اما ما تصمیم گرفتیم آثار فیلمسازهایی مثل ساتیا جیترای، میرنال سن، و شیام بنگال را مطرح کنیم. در واقع سعی کردیم به سینمای واجد ارزش کشورهای دیگر بها بدهیم.
معماری سینما، بنّایی سینما

به خاطر دارم از برنامهریزی طرح کلی سینما در سال 1362 فارغ شده بودیم و داشتیم مقدمات اجرای این برنامه را پیگیری میکردیم که یک روز جمال امید و مرحوم ریپور آمدند که باید هر چه زودتر درباره جشنواره کاری کرد و طبق روال معمول دنبال این بودند که مقررات جشنواره را به شکل آگهی منتشر کنند. برنامههایی که برای سینما داشتیم و حول چند محور بود و تلاش میکردیم هر چیزی را که مربوط به سینما میشد، با این محورها بسنجیم.