اندکاندک خوی کن با نور روز/ ورنه خفاشی بمانی بیفروز

ویلای نمازی در دورۀ پهلوی دوم توسط معمارِ مؤلف و طراحِ مطرحِ ایتالیایی جيو پونتی در باغی بزرگ در محلۀ دزاشیب تهران احداث شد. پونتی در زمرۀ بازیگران اصلی صحنۀ معماری معاصر جهان است که در تمامی عرصههای طراحی از کوچکترین مقیاس تا بزرگترین مقیاس صاحباثر است.
شهر و موزه

در تلقی عرفی موزه مکانی است که در آن اشیا و آثاری ارزشمند نگهداری میشود. اما از سوی دیگر هر آنچیز که در زندگی روزمره به کاری نمیآید و یا اصطلاحا «به دردی نمیخورد»، جایش را در موزه میدانیم. به عبارتِ دیگر هرچه از چرخه مصرف روزانه و بهرهبرداری کاملاً خارج شده، یا مندرس شده، و یا نقش و عملکرد همیشگیاش را از دست داده مانند اتوموبیل قدیمی که دیگر حرکت نمیکند «موزهای» میخوانیم.
نامهای از داریوش هخامنشی خطاب به ما!

تجربهای فراموشینشدنی است شورِ دریافتِ نامه و پیغام از عزیزی که احساس فاصله چیزی از ارزش او نزد ما نکاسته و به عکس بر عطش ما بر دریافت خبری از او افزوده. در این حالت ارج و قدر از فرستندۀ نامه به خود نامه و به نامهرسان تسری میکند و دلمان میخواهد پیغامرسان را در آغوش گرفته و از او سراغ آنچه او دیده و شنیده و در نامه نیامده را بگیریم. محبت به نامهرسان زمانی فزونی میگیرد که به هر علت شخصا امکان خواندن این نامه را نداشته باشیم و بدانیم که او همان کسی است که میتواند نامه را برای ما بخواند، در این صورت عطش ما بیقیاستر و کار پیغامرسان ارزشمندتر میشود. چنین نامهای چون گنجینۀ پر زر و سیمی جلوه میکند که یگانه کلیدش در دستان اوست.