سر را چه محل باشد در راه وفاداری
جان خود چه قدر باشد در دین جوانمردی (مولانا)
چرا آیین محرم تا این اندازه با حیاتِ شهر در آمیخته است و اینقدر بروز بیرونی دارد؛ چرا دستههای عزاداری همچون شرکتکنندگان در مراسم تشییعِ پیکرِ رفتگان باید حرکت کنند و تا مسیری علم عزاداری را مشایعت کنند و به سوگواری در فضایی بسته اکتفا نمیکنند؛ چرا با وجود احترامی که برای دیگر ائمه و اولیاء قائلیم، مراسم عزاداری سیدالشهدا را اینگونه برگزار میکنیم. این پرسشها و دهها پرسش دیگر نظیرش، با وجود اینکه چند سده از برگزاری هر سالۀ این مراسم میگذرد، هنوز پاسخی درخور نیافته است.
مراسم مشایعت پیکر ازدنیارفتگان برای ایرانیان همواره اهمیت داشته؛ خصوصا وقتی شخص از دنیارفته جوان و کامناگرفته از دنیا بوده، این مراسم مفصلتر و با اشکالی از تابوتگردانی همراه میشده است؛ خواه به شکلِ نخل، عماری، حجله، و یا شبیهگردانی. معنی جوانی البته محدود به سن و سال بیولوژیک نیست و بیش از آن استعارهای است از کسی که آلودگی و حجابها در نفسش پایدار نشده است. همین مفهوم از جوانی است که در اصطلاح «فتوت» خود را آشکار میکند، «فتی» به معنی «جوان» و در واقع «جوانمرد» است. گویند حضرت موسی (ع) از خداوند دربارۀ معنی فتوت پرسید و خداوند پاسخ داد: فتوت یعنی نفسی را که پاک به تو سپردیم تو نیز پاک به من سپری. به این ترتیب فتوت با مفاهیمی چون پاکبازی، ایثار و شهادت نسبت پیدا میکند و این همان مفاهیمی است که در واقعۀ عاشورا به ظهور رسید.
از منظر معنای فتوت که بر مراسم عزاداری سیدالشهدا نظر کنیم آن را حاوی دلالتهایی راهگشا مییابیم. آزادگی از متعلقات و قیود دنیوی، منحصر به دین یا مذهب خاصی نیست بلکه از قدیمالایام ممدوح فرهنگ ایرانی بوده و از این طریق به اغلب ادیان الهی که پرورشگاهشان ایران بوده نفوذ کرده است. تشییعِ پیکر جوانمردان در واقع تأسی به فتیان است و از این نظر مشایعت آنان در شکل دستههای عزادار اهمیت یافته است. صحنۀ این مشایعت عمومیترین مکانهای شهرها بوده از جمله بازار و میادین. عمدتا از انرو که مهمترین قشری که فتوت را تکریم میکنند، پیروان آیین فتوت بودهاند. به سخن دیگر به تدریج ارزشهای اهل فتوت در قالب آداب و آیینی، انسجام و تشکل یافت که بیشترین پیروان آن را اهل صنوف و پیشهها و تجار و پهلوانان شهرها و در واقع بخش عمدۀ جامعۀ شهری شکل میدادند. از این نظر میتوان گفت آیین فتوت سنتی مدنی است و بیسبب نیست که عزاداری سیدالشهدا نیز اینگونه با حیات شهر در پیوند است.
یکی از آشکارترین نمادهای آزادگی سرو است با سابقهای چند هزار ساله. سرو آزاده، رها از تکلفِ سایه و ثمر و با معنی جوانی و رعنایی مناسبت یافته است. در عزاداری نشانههای بسیاری بر سرو دلالت دارند؛ علم عزاداری سیدالشهدا تجسم قرار گرفتن تعداد سرو در کنار هم است که سرو میانی بلندقامتترست. شکل نخل (نَقل) عزاداری در مناطق کویری ایران نیز یادآور سروقدان شهید است و گویند که نخل را با چوب و بوتههای سرو میساختند. نخلگردانی را بازماندۀ آیین سوگ سیاوش نیز دانستهاند؛ اگر چنین باشد دلالتی است بر زایایی فرهنگی ما. فرهنگ زایا پایبند به صورت نمیماند و همواره جویندۀ قالبهای فراختر و متناسبتر برای بیان و انتقال مضامین اصیل است و وقتی مییابدش آن را به داشتههای سابق میافزاید. اگر پیش از اسلام سوگ سیاوش اسباب تذکری بر مفهوم فتوت و جوانمردی بود، پس از اسلام ایرانیان واقعۀ کربلا را ظرف مناسبتری برای بیان این مضمون یافتهاند و به تدریج این هر دو را با هم پیوند زدند و از دل آن آیین متعالیتری پدید آوردند که هم ایرانی است و هم اسلامی. قطعا پیشینۀ این آیین منحصر به سوگ سیاوش هم نیست؛ چه بسا آیین محرم رسم و آیینهای کهنتری در دل داشته باشد. جالب آنکه ملتزمین به این آیین که بدنۀ جامعه هستند وظیفۀ خود را برگزاری هرسالۀ آن میدانند بیآنکه الزاما در قید و بند درک مفاهیم عمیق آن باشند. لذا عمدۀ آنچیزی که در خلال این آیین تا به امروز انتقال یافته بیش از آنکه وجه خودآگاه داشته باشد، ناخودآگاه بوده و شاید بتوان گفت همین موضوع نیز آن را از مداخلههای ارادی افراد صیانت کرده است. این هنرِ فرهنگ است که میتواند عموم مردم را مأمور به انتقال نامهها و رمزهایی به آینده کند تا بالاخره در وقت مقتضی فرزانگان و فرهیختگانی پیدا شوند که این نامهها را رمزگشایی کرده و به ارزش آن وقوف یافته و عموم اهل فرهنگ را از مزایای آن بهرهمند کنند.
دلنوشتهای به بهانه ایام محرم، مهرماه ۱۳۹۶.