كافی است خبری را در اینترنت جستوجو كنیم تا متوجه شویم چند خبرگزاری ایرانی داریم؛ ایسنا، ایلنا، ایرنا، واحد مركزی خبر، ایبنا، ایكنا، مهر، فارس، تسنیم، مشرق و… همه اینها یكسو و خبرگزاریهای مختص دستگاههای حكومتی نظیر قوه قضاییه، مجلس، وزارتخانهها، شهرداریها و… نیز از سوی دیگر. این را بگذارید كنار تعداد پرشمار عناوین روزنامهها و نشریات و مجلات موضوعی و تخصصی كه شمارشان از حساب خارج است. همیشه این پرسش ذهن مرا به خود مشغول میكند كه آیا این تعداد خبرگزاری و این تعداد رسانه در كشورهای دیگر دنیا نیز متداول است؛ مثلا از انگلستان رویترز و بیبیسی را به خاطر میآوریم، از امریكا سیانان و فاكس نیوز در ذهن نقش بسته و از كل اروپا یورو نیوز و دویچهوله و خبرگزاری فرانسه را به یاد داریم، از روسیه نیز تاس و ایتارتاس را شنیدهایم. بعید میدانم بشود شمار كل خبرگزاریهای روسیه را كه به لحاظ وسعت یك هشتم جهان را دربرگرفته یا مجموع خبرگزاریهای كل اروپا را به لحاظ تعدد با ایران قابل قیاس دانست، از این جهت شاید بشود گفت ما ركورددار تعداد رسانهها هستیم. گمان میكنم در اغلب كشورهای دیگر رسم بر وجود تعداد معدودی عناوین نشریه پرتیراژ است در قیاس با ایران كه رسم بر وجود عناوین بسیاری نشریه با تیراژ كم است. خبرگزاریهای مهم در اغلب كشورهای دنیا در نسبت با بدنه جامعه در مقام دانای كل یا به عبارت دیگر «من میدانم» قرار دارند و این مقام ضرورت داشتن رسانههای متعدد را كمرنگ میكند؛ البته شرط لازم چنین وضعیتی استقرار مخاطبین در مقام «من نمیدانم» است. به این ترتیب رسانهها در نسبت با افكار عمومی «صاحب محضر» میشوند. یعنی افكار عمومی را با به محضر خود خواندن، مدیریت میكنند. بنابراین افكار عمومی و بدنه جامعه در مقام «من نمیدانم» برای آگاهی از اخبار به محضر این تعداد محدود رسانهها میرود و طبیعتا آنقدری كه صاحبمحضر یعنی رسانهها لازم بدانند و تمایل داشته باشند از اخبار مطلع میشوند. این همچون آن است كه افكار عمومی به دیدن هر موضوع از یك یا تعداد معدودی روزنه تنگ اكتفا كند و منفعلانه آنچه به او نشان داده میشود، بپذیرد. اما احوال جامعه ایران متفاوت است؛ وضعیت افكار عمومی طوری است كه بهعكس حالت بالا خود را به مقام «من میدانم» بالا كشیده است. احتمالا علل بسیاری به این وضعیت انجامیده كه البته خوب است این علل را جویا شویم. لیكن شاید یك علت آن همین تعدد رسانه باشد یعنی افكار عمومی توانسته با تقاطع این رسانهها برای بسیاری پرسشهای خود پاسخ پیدا كند. به این ترتیب افكار عمومی به وضعیتی رسیده كه دیگر منفعل و ریزهخوار رسانهها نیست بلكه خود «صاحبمحضر» شده است و بر صدر نشسته و این رسانهها هستند كه باید به محضر او مشرف شده و جایی برای خود در این محضر باز كنند؛ افكار عمومیای كه میخواهد جام جهانبین در دستش باشد و نه روزنهای تنگ پیش رویش. در این حالت افكار عمومی از موضع مخاطب بیرون میآید و درصدد به دست گرفتن زمام امور و مصالح خویش است. در رویدادی چون مذاكرات هستهای همین حساسیت و كنجكاوی افكار عمومی سبب میشد كه اعضای هیات مذاكرهكننده در هر فرصتی سری بیرون آورند و ترجیعبند «مذاكرات به خوبی پیش میرود ولی هنوز مشكلاتی هست» را به صورت مبهم تكرار كنند. این نشان میداد كه افكار عمومی فعال و قدرتمند در عین اینكه میفهمد بسیاری از مفاد مذاكرات قابلیت طرح عمومی ندارد و در صورت طرح عمومی ممكن است به منافع ملیاش صدمه برسد لیكن ناظر بودن خود را به رخ میكشید. او اراده كرده بود به واسطه فعالیتش جریان مذاكرات را در محضر خودش در مجمعی با دیوارهای شیشهای كه او بر تمام جزییاتش احاطه و اراده داشت دنبال كند. این موضوع فارغ از هیات مذاكرهكننده ایرانی اعضای هیاتهای ۵+۱ را نیز تحت تاثیر قرار میداد. بعید میدانم مخاطبین سخنان اعضای ۵+۱ در كنفرانسهای خبری افكار عمومی كشورهایشان بوده باشد بلكه بیشتر به نظر میرسد مخاطبین ایشان سیاستمداران و سناتورها و اعضای كنگره امریكا یا لابیهای سیاسی فعال و خلاصه بازیگران اصلی صحنه سیاست در آن كشورها بوده باشد، در حالی كه در ایران طیف وسیعی از طبقات مختلف جامعه پیگیر این اخبار و حتی موثر بر آن بودند. این افكار عمومی فعال و صاحبمحضر حتی میتواند حاضرین در صحنه سیاست و اجتماع را به مثابه سخنگویی از جانب خویش برگزیند و نظارتش را دایما به رخ او كشد. حتی معنی واقعی اصطلاحات جاری در ادبیات سیاسی و اجتماعی و فرهنگی در مدت كوتاهی بنابر اراده معناییای كه افكار عمومی از آن استنباط كرده تعیین میشود؛ این افكار عمومی است كه اصطلاح دلواپسی را در معنای بهانهجویی به جا میآورد و آنقدر مسلط و غالب است كه بعد از مدتی دیگر كسی این اصطلاح را جز در معنی دوم به جا نمیآورد! چنین كیفیتی از افكار عمومی به تدریج به بلوغی میرسد كه یاد میگیرد چطور اهدافش را پی بگیرد و به پیش برد و طوری سیادتش را عملی كند كه دیگر هیچ موضوعی تا زمانیكه به محكمه او نیاید حل و فصل شده تلقی نشود. در این حالت اگر مدیریت و حاكمیت بخواهد او را در مقام «تو نمیدانی» قرار دهد با پوزخند افكار عمومی مواجه میشود؛ پوزخند كسانیكه «میدانند».
این آن بلوغی است كه خوشبختانه تا حد بسیاری محقق شده است و این راه تنها راه صحیح تحقق منافع عمومی و ملی است. اگر روزگاری جامعه تنها با انتخاب نمایندگان مجلس در عرصه نظارت بر مدیریت كشور ایفای نقش میكرد اكنون علاوه بر آن راهی موثرتر و مستقیمتر برای ایفای نقش صاحب محضری خویش یافته است. افكار عمومی با حساسیتش نسبت به موضوعاتی و چشمپوشی از موضوعات دیگر كسانی را كه تا پیش از این عادت به زندگی در فضای شفاف نداشتهاند در اتاقی شیشهای قرار داده و به آنان میفهماند كه همه سكناتشان تحت نظر است. این افكار عمومی با توجه به برخی اخبار و چشمپوشی از برخی دیگر كیفیت محیط خود را تعیین كرده و از این طریق محیط را آنطور كه مطلوب میداند، میسازد.
یادداشت برای روزنامه اعتماد، ۱۰ شهریور ۱۳۹۴