پوست‌اندازیِ صورتِ آیین محرم!

شهری که در آن مدنیت بر اریکه نشسته بود و سلسله مراتب جامعۀ شهری نظیر محلات و کوی و کوچه برای برگزاری یک آیین در همۀ مقیاس‌هایش به قدر کافی منسجم بود. در هر محله هیئت‌ها و دسته‌های عزاداری وجود داشت و حضور در هر هیئت عزاداری همچون حضور در نمایشنامه‌ای آیینی بود که همۀ نقش‌آفرینان معلوم و نقش‌هایشان روشن بود و این حضور به انسجام آن محله کمک می‌کرد.
1394/08/14

هر کسی که پا به دوران سالخوردگی گذاشته باشد سکانس‌های متفاوتی از برگزاری آیین محرم را در شهرش به خاطر می‌آورد. چه بسا هنوز هم وقتی در این ایام در سطح شهر و در محله‌های مختلف آن قدمی بزنیم همۀ این سکانس‌ها را همزمان در جای جای شهر شاهد باشیم.

سکانس اول: شهری که در آن مدنیت بر اریکه نشسته بود و سلسله مراتب جامعۀ شهری نظیر محلات و کوی و کوچه برای برگزاری یک آیین در همۀ مقیاس‌هایش به قدر کافی منسجم بود. در هر محله هیئت‌ها و دسته‌های عزاداری وجود داشت و حضور در هر هیئت عزاداری همچون حضور در نمایشنامه‌ای آیینی بود که همۀ نقش‌آفرینان معلوم و نقش‌هایشان روشن بود و این حضور به انسجام آن محله کمک می‌کرد. خود این هیئت‌های محله‌ای نقش‌آفرینان صحنه‌های بزرگتری بودند که در فضاهای «کلان‌محله» حضور می‌یافتند و این خود به انسجام اجتماعی در مقیاسی بزرگتر و میانِ چند محله می‌انجامید و در نهایت این هیئت‌های بزرگتر نقش‌آفرینان عزاداری در مقیاس یک شهر بودند که در مهمترین فضای شهری یعنی بازار حضور می‌یافتند. در مقیاس شهری نیز نقش و جایگاه دسته‌های عزاداری و حتی تقدم و تأخرشان روشن بود و تماشای این دسته‌ها حقیقتا به سان تماشای نمایشی آیینی بود که از پیش بارها تمرین شده و انتظامی داشت.

سکانس دوم: شهری که در آن به خاطر مهاجرت‌های وسیع از روستا به شهر و وسعت یافتن شهر و … انسجام اجتماعی در مقیاس‌های مختلف فروپاشید و اهل هر گذر و کوچه و کوی و محله و شهر از جای خود مهاجرت کرده‌ و به شهر و محله و کوی دیگری رفتند ولیکن چون هنوز احساس تعلق خاطری به محل جدید خود نداشتند و احساس بستگی‌شان نسبت به محله‌ و شهر سابق بیشتر بود، طبیعتا ایام محرم یکی از آن اوقاتی بود که ترجیح می‌دادند به شهر یا محلی که احساس خویشاوندی بیشتر داشتند بازگردند. در این حالت با اینکه در مقیاس‌شهری در برگزاری آیین محرم عملا شاهد تشتتی بودیم، ولی این آیین هنوز در مقیاس‌ محله‌ای تا حدودی پابرجا بود.

سکانس سوم: مدتی از عمر سکونت افراد در شهر جدید گذشته است لیکن پدیدۀ خانه‌به‌دوشی و مهاجرت دائم از یک محله به محلۀ دیگر سبب شده جامعۀ شهری در مقیاس‌های کوچک یعنی محله و کوی و کوچه وجود نداشته باشد و در هیچ جای شهر عمر سکونت به یک دهه نیز نرسد. نتیجتا آیین محرم دیگر بروز و ظهور منسجمی حتی در مقیاس محله‌ای نیز ندارد. از آنجا که شهر به کوچکترین مقیاس خود یعنی خانواده فروکاسته شده است، عملا شاهدیم که آیین محرم در مقیاس یک خانوار برگزار می‌شود و هر خانه‌ای بدون اتکا به دیگران خودش مراسم روضه‌خوانی و نذری‌پزی و … دارد. هیئت‌های عزاداری ریز و درشت، اینجا و آنجا، گاه حتی بی‌آنکه سابقه‌ و تجربه‌ای در برگزاری این مراسم داشته باشند شکل می‌گیرند و شاید فعالیتشان به دو سال متوالی هم نکشد ولی سروصدایشان گوش را پر می‌کند. به عبارتی آیین محرم مدتی است که به جای یک نمایشنامۀ پربازیگر و بزرگ عملا به هیاهویی از نمایش‌های آیینی کوچک و کمٔ‌پرسوناژ تبدیل شده است. در این هیاهو هر گروه گویی از بیم گم شدن و دیده نشدن، قصد کرده با توسل به ابزار و آلات پرهیاهوتر و چشم‌گیر ابراز وجود کند. در این وضعیت البته تمسک به تکنولوژی‌های جدید مثل آمپلی‌فایرها و بلندگوهای عظیم‌الجثه و طبل‌های غول‌پیکر مشکل را به ظاهر حل کرده است؛ دیگر این ابزار و ادوات پرسروصداست که در دسته‌های کوچک قرارست جای جمعیت منسجمی که روزگاری به خاطر وحدت محله‌ای دور هم جمع می‌شدند و با هم عزاداری می‌کردند را بگیرد. از سوی دیگر ارتباط مجازی به واسطۀ شبکه‌های اجتماعی در تلاش است که کمبود انسجام اجتماعی را جبران کند؛ مثلا اگر روزگاری اهل محل از روی سابقۀ دیرینۀ آشنایی می‌دانستند که کدام خانه نذری می‌پزد و ان خانه کم و بیش آمادگی پذیرایی از تعداد افراد معینی را داشت، مدتهاست که به علت فروپاشی همبستگی اجتماعی یافتن نذری بیشتر به شانس و تصادف موکول شده است. اگر تا دیروز نذری‌دادن و نذری‌گرفتن بهانه‌ای برای ارتباط بیشتر هم‌محلی‌ها و تعمیق دوستی و الفت بود مدتی است که گویی خود غذای نذری و کم و کیف آن موضوعیت یافته است. برای همین شبکه‌های مجازی مثل نذری‌یاب قرارست به کمک بیاید تا افراد بتوانند در این هیاهو یکدیگر را پیدا کنند!

سکانس چهارم: هرچند که تصور غالب این است که هنوز در سکانس سوم به سر می‌بریم ولی به نظرم مدت کوتاهی است که در آستانۀ دورۀ دیگری هستیم. دوره‌ای که در آن بحران مدنیت رو به افول است و رفته‌رفته جامعۀ شهری در حال شکل‌گیری است و شهر دارد «اهل» خود را پیدا می‌کند. اهالی‌ای که در همۀ عرصه‌ها تمایل به حضور در صحنۀ شهر دارند و حالا رویداد بزرگی چون دهۀ محرم فرصتی برای این حضور و از پرده بیرون آمدن تمایلات مدنی آنهاست. اوضاع در حال تغییر است؛ شهر بزرگ شده و دوران جدیدی از حیات شهری آغاز شده و این تغییرات باید درصورتِ آیین محرم انعکاس داشته باشد. در واقع با به منصۀ ظهور رسیدن مدنیت به تدریج تمنایی برای پوست انداختن و متناسب شدن صورت رویدادهای مدنی با قدوقامت جدید شهر نیز پیدا شده است اساسا به همین خاطر است که نزدیک به یک دهه است که می‌بینیم آیین محرم در صورت‌های غیرمتعارفی بروز و ظهور پیدا کرده است. اگر برخلاف گذشته، شهروندان آرایش مو و لباس خود را برای این ایام تغییر می‌دهند و خود و حتی اتومبیلشان را آمادۀ حضور در این مراسم می‌کنند، اگر ابزار و ادوات جدید به خدمت اجرای این آیین در می‌آید و به جای سنج و دمام، پس‌زمینۀ موسیقی را با سلایق جدید می‌آمیزند همه نشانۀ تلاشی است برای تجدید صورت این آیین. البته صورت جدید از جهات بسیاری نامأنوس و حتی اغراق‌شده و گاه آزاردهنده است. لیکن به نظرم این اغراق و عدم تناسب، جزء لاینفک هر پوست‌اندازی و تغییر است. همین موضوع سبب برانگیختن نگرانی کسانی می‌شود که آیین محرم را منجمد در صورتهای کهن می‌خواهند چراکه بیم دارند که صورت جدید نتواند ظرف متناسبی برای محتوای این آیین باشد. این گروه معمولا حواسشان نیست که شرایط جدید گذراست. البته این نگرانی نگرانیِ به‌جایی است که می‌تواند سببِ تسهیل و اصلاح این مسیر استحاله ‌شود، لیکن نفس این تغییرات اتفاقا موضوع خجسته‌ای است و جای نگرانی ندارد. همچون غریقی که دست و پا زدنش ما را به هراسِ غرق شدن او می‌اندازد ولی اگر درست ببینیم خودِ این دست و پا زدن به ما اطمینان می‌دهد که او هنوز زنده است و امیدی به نجاتش هست و در واقع لحظه‌ای که از دست و پا زدن منصرف شود باید از مردن او اطمینان حاصل کنیم. به همین ترتیب اگر آیین محرم صدها سال دیگر با همان صورت کهن و ثابت و بی‌تغییر باقی می‌ماند نگران‌کننده بود. این روندِ تغییر زمانی کمتر نگران‌کننده خواهد بود و با سرعت بیشتری روی خواهد داد و به تعادل خواهد رسید که با هدایت فرزانگان جامعه باشد. اگر فرزانگان صرفا در مرحلۀ نگرانی و ناباوری بمانند و قدمی برای هدایت جامعه برندارند آنگاه این بدنۀ جامعه است که متکی بر فرزانگیِ خود، راه را هرقدر کندتر و پرهزینه‌تر خواهد پیمود و در نهایت به سرانجام خواهد رسید.

یادداشت برای روزنامه اعتماد، ۱۴ آبان ۱۳۹۴

پست های مرتبط

کنکاشی در نسبت شهر و آیین محرم
مکتب قلب‌شناسی
در آینۀ آیین محرم