که کاشان از قدیم به «دارالمؤمنین» شهرت داشته؛ مؤمنین کسانیاند که ورای «اسلام»، به مقام «ایمان» رسیدهاند و ما چه میدانیم مقام ایمان چه مقامی است! ایمان در لغت به معنی «ایمن گردانیدن»، «در امن قرار دادن» و «بیبیم ساختن» است و به این اعتبار مؤمنین واقعی کسانیاند که خلق خدا در حریم امن آنان قرار دارند و هم خود در حصار ایمن خداوند و اولیایش هستند. چنین کسانی به اسلام در معنای ظاهریاش اکتفا نکردهاند و به باطن اسلام مشرف شدهاند. بیگمان از دل چنین نگاه باطنیای به اسلام و مسلمانی است که کاشانیان نامداری پدید آمدند که در طول سدهها مایۀ فخر و مباهات کاشانیان و غیرکاشانیان بودند.
که کاشانی یعنی باباافضل کاشانی عارف نامدار سدۀ ششم هجری که سرآمد عرفای عصر بود و وی را به سعۀ صدر و وسعت مشرب ستودهاند؛ کاشانی یعنی خاندان ابوطاهر کاشانی که در سدههای ششم تا نهم هجری فن سفالگری را به چناندرجهای از لطافت و کمال رساندند که از آن پس سفالهای لعابدار از هر قسم نام «کاشی» گرفت؛ کاشانی یعنی غیاثالدین جمشید کاشانی ریاضیدان سدۀ نهم هجری که نام ایرانیان را در ریاضیات و نجوم بلندآوازه کرد؛ کاشانی یعنی محتشمکاشانی شاعر سدۀ دهم هجری که هنوز هم سرودههایش در زمرۀ مشهورترین و زیباترین مرثیههای واقعۀ کربلاست؛ کاشانی یعنی ملامحسن فیض کاشانی از فضلای قرن یازدهم هجری که به زعم بسیاری از بزرگان دین جمع علم و ادب و شریعت و طریقت بود؛ کاشانی یعنی عبدالرزاق خان کاشی حاکم کاشان در سدۀ دوازدهم و در زمان کریمخان زند که در تاریخ او را به حسننیت و آبادگری ستودهاند؛ کاشانی یعنی استاد علیِمریم کاشانی معمار پرکار و خوشذوقی که کاشانههای زیبایی چون خانۀ طباطباییها و بروجردیها بر نبوغ او دلالت دارد؛ کاشانی یعنی فرخخان امینالدوله غفاری کاشانی از رجال آبادگر و آبادیدوست قرن سیزدهم هجری که تیمچۀ بینظیر امینالدوله در بازار کاشان به حمایت او و به دست استاد علی مریم ساخته شد؛ کاشانی یعنی خاندان هنردوست و هنرپرور غفاری کاشانی که صنیعالملک و کمالالملک را در زمینۀ هنر نگارگری به ایران هدیه کردند؛ کاشانی یعنی هنرمندان قالیباف کاشانی که فرش بقعۀ شیخ صفی در اردبیل، اعلاترین نمونۀ فرش در جهان، هنر دست آنان است؛ کاشانی یعنی کسانی که بافتههای مخمل و زریشان قرنهاست شهرت جهانی دارد؛ کاشانی یعنی کسانی که بعد از زلزلۀ ویرانگر کاشان به سال ۱۱۹۲ق توانستند در کمتر از ده سال، ویرانهای را همچون جواهری از نو و به همت و کفایت خودشان بسازند بیآنکه انتظار یاری و کمکی از جانب غیر داشته باشند؛ کاشانی یعنی سهراب سپهری شاعر معاصر که شعر نوی فارسی را اعتلاء داد و کمتر کسی هست که اشعارش را به خاطر نداشته باشد؛ و مخلص کلام کاشانی یعنی صدها عارف و شاعر و معمار و سفالگر و شعرباف و مسگر و ریاضیدان و نساج و فلزکار و قالیباف و نگارگر و نقشبند و منجم بزرگ دیگر که ذکر بزرگیشان در این مجال نمیگنجد.
که هیچ حوزهای از علم و ادب و فن و هنر نبوده مگر آنکه کاشانیان به سان کیمیاگران آن را به منتهای درجهاش رسانده باشند و از همت آنان است که به قول مؤلف بستانالسیاحه «الحق شهر کاشان را عروس شهرهای ایران توان گفت چراکه اربابِ فضل و کمال و اصحابِ وجد و حال و خداوندانِ جاه و جلال از آن دیار بسیار ظهور نمودهاند و مردمش غریبدوست و ملایم و هموارند» و از اینرو دلم میخواهد خانم معتمدآریا بداند که به این اعتبار از معنای «کاشان» و «کاشانی» آنانکه حرمتش را شکستند بیگمان «کاشانی» نیستند. البته من هم بر این عقیدهام که اگر امیدمان را به تکرار شدن کاشانیانی چون باباافضلها و غیاثالدینجمشیدها و غفاریها از دست بدهیم، جا دارد در کاشان و بلکه در ایران عزای عمومی اعلام کنیم. ولی چیزی در دلم میگوید که نباید از هنرپروری خاک کاشان و هنردوستی کاشانیان ناامید شد.
کاشانیانی که دل در گرو خاکشان دارند هم حتما خوب میدانند…
که خانم معتمدآریا هنرمندی ملی و جهانی است که در تمام طول فعالیت هنری خود از هر چیزی که شائبۀ ابتذال داشته باشد پرهیز کرده است. بانوی ایرانی که با وقار و متانتش توانسته زندگی خانوادگی و حرفهای را چنان جمع کند که سرمشقی باشد برای بانوانی که خواستهاند هم به حیات هنریشان بهخصوص در عرصۀ سینما ادامه دهند و هم مصون از حاشیه بمانند؛
که مؤمنین حقیقی تهمت زدن به خلق خدا به ناروا را در زمرۀ بزرگترین گناهان میشمرند، آنهم تهمت بستن به کسی که برای دوستداری ایران و فرهنگایرانی هزینه زیادی کرده و هر کجای جهان که رفته متوجه بوده که فرهنگ ایرانی را نمایندگی میکند؛
که ایشان ورای خود و منافعش دلش برای سربلندی ایران تپیده است و از هرگونه رفتاری که باعث سرافکندگی ایرانیان شده باشد، رنج برده است. به این اعتبار خانم معتمدآریا آبروی سینمای ایران است، سینمایی که در دنیا به شرافتش شناخته شده و لذا ایشان که توانسته این شرافت را نمایندگی کند خود در زمرۀ شریفترینهاست؛
که ایشان همواره یار سینمای ایران بوده و وجود و عملکرد و کارنامهاش آینۀ سینمای ایران؛
که در هر جامعه، هزاران نفر در طول تاریخ، خواسته و ناخواسته دست اندرکار خلق آثار ماندگار فرهنگیاند، بهخصوص در فرهنگ ایرانی که از اینجهت بسیار غنی است، لیکن در این میان قلیلاند آنانکه در خاطرۀ فرهنگی جامعه رسوب میکنند و ماندگار میشوند و به گمان من فاطمۀ معتمدآریا یکی از این نامهاست که قرنها بعد هم از او یاد خواهد شد.
البته فاطمه معتمدآریا که دارای چنین ویژگیهایی است مسلما میداند که در برابر کسانیکه «نمیدانند» باید شکیبا باشد و از کاشان و کاشانیان نمیرنجد؛ چراکه کاشان در ذات خودش همچنان همان کاشان است.
یادداشت برای روزنامة اعتماد، ۱۰ بهمن ۱۳۹۴