خیلی وقتها انسان که در مسیری پردستانداز حرکت میکند، به دلیل اشتغالات و درگیریهای ذهنی هیچ به آخرین قدمهایی که برداشته نمیاندیشد. یعنی رویش را به طرف پشت سر برمیگرداند اما نگاهش همواره به دوردستهاست و با قدمهای آخرش کاری ندارد.
گذشته نزدیک یک ملت تأثیری سرنوشتساز اما دو پهلو بر زندگی کنونی آن دارد. اگر بخواهم با مثال بیانم را روشن کنم باید از نسبت دیروز با امروز صحبت کنم. همه ما در دیروز زیستهایم برای امروز. پس دیروز تأثیر به سزایی در حال کنونی ما داشته است. اما در عین حال به دلیل حضور ذهن نیازی نیست برای به یاد آوردن جزئیات کارهایی که دیروز کردهایم زحمت زیادی بکشیم. در حالی که ده سال پیش را اگر یادداشت نکرده باشیم یا اگر حادثه مهمی رخ نداده باشد اصلاً به یاد نخواهیم آورد. بدین ترتیب هر روز با دیروز رابطهای دوگانه برقرار میکنیم. از یک سو در حال ما حضور مؤثر دارد و از سوی دیگر به دلیل اطمینانی که از به خاطر داشتن رویدادهای دیروز داریم نیازی به ثبت و ضبط آنها خارج از ذهن خود نمیبینیم. دیروز بدین اعتبار با تمام روزهای گذشته که به دست فراموشی سپرده شدهاند تفاوت دارد، و برای امروز ما از اهمیت فراوانی برخوردار است.
گذشته نزدیک نیز به آن بخشی از تاریخ میماند که هنوز در قید حیات است. مثل زمانی است که هنوز عطر تن کسی که اندکی پیش از جایی عبور کرده در فضا باقیمانده است. هنوز ردپایش را فرسایش روزگار محو نکرده است. گذشته نزدیک در هر دوره بیشترین نقش را در تغذیه قوه نامیه فرهنگی دارد و نمو فرهنگ در گذشته نزدیک به سر میبرد.
اما دیروزی را تصور کنید که هر ساعتش با جریان سیلآسای وقایع همراه باشد. طبیعتاً در حالی که در ذهن ما همچنان حضور دیروز ثبت است اما به دلیل تغییر و تحولات فراوان تمرکزی برای حلاجی اتفاقات نکردهایم. به عبارت دیگر پرده روی پرده و حجاب روی حجاب کشیده شده است. بنابراین یادآوری زندگی دیروزمان دشوار و پیچیده میشود، و چه بسا به سرعت نسبت بدان دچار فراموشی و نسیان شویم. گذشته نزدیک هم، در روزگار پرتلاطمی که سیل وقایع سیاسی و جهانی و اجتماعی و اقتصادی و … در همه شئون زندگی چهره همه چیز را لحظه به لحظه دگرگون میسازد، دچار طوفان نسیان خواهد شد. حال آنکه یکی از مهمترین پردهها در نمایش کی بودن امروز ما در آن صحنه رقم خورده است. بدین اعتبار هرآنچه حکایت از کیفیت این گذشته نزدیک بکند برای ما کمک بزرگی است که بتوانیم از پس طوفان نسیان بربیاییم. همچنین سندی میشود برای نسلهای بعدی که بتوانند با مراجعه به آن برههای از تاریخ دور خود را به یاد آورند.
پدیده عکس به خودی خود مسئله جالبی برای تفحص در گذشته است. گاه عکس را گرفتهاند برای آنکه اراده کردهاند مسئلهای را ثبت کنند؛ مثل عکسهای یادگاری متعددی که همه ما در آلبومهای خود داریم. اما در همان حال متوجه نیستیم که از روی بیارادگی داریم موضوعاتی را هم منعکس میکنیم که برای پژوهندگان تیزبین به مثابه سند و شاهد حکایت از جزئیات پنهان زندگی در این دوره میکند. جزئیاتی که گاه در صفحات هیچ کتابی نوشته نشده و جزئیاتی که برای بیان برخی از آنها صفحهها باید نوشت. عکس از بسیاری جهات سندی است که نسبت به کتاب از ظرفیت بیشتری برای انتقال دلالتهای تاریخی برخوردار است. نه اینکه بخواهم ارزش منابع مکتوب را بکاهم بلکه منظور این است که عکس مستقلاً سندی مهم و بدون جایگزین است.
حال اگر این عکس به قصد تولید سندی فارغ از اغراض و نیات سیاسی و صرفاً در جهت ثبت واقعیتهای جاری در زندگی روزمره مردم گرفته شده باشد، ارزش و اهمیت آن چند برابر خواهد شد. زیرا دلالتها را آشکارتر و شفافتر بیان میسازد. زیرا اراده عکاس همسو با وجه بیارادگی عکس به مثابه سند تاریخی است.
در نهایت وقتی مجموعهای از عکسها وجود داشته باشد که به ثبت و ضبط گذشته نزدیک ما پرداخته باشد، اهمیت آن صد چندان میشود. چنین اسنادی وقتی در کنار اسناد معمول مورخان مثل روزنامهها و مکاتبات دیوانی قرار میگیرد بسیاری از لایههای پنهان مانده در آنها که معمولاً پشت نیات و اغراض زمانه مخفی شده را آشکار میسازد.
با این ترتیب میتوان حدس زد که ارزش و اهمیت مجموعه حاضر تا چه اندازه است. به طور متوسط روزی ۳۴ عکس از گوشه و کنار کشور برداشته شده است که به قصد مستند ساختن اوضاع و احوال مختصات طبیعی و بشری این سرزمین بوده و به مثابه تذکر و یادآوری گذشته نزدیک ما است. به عبارتی منحصر بفرد است زیرا در روزگاری که همه مشغول دست و پنجه نرم کردن با امواج تحولات بودند کمتر کسی مثل خاندان دوانی چنین پایمردی و ارادهای برای مستند ساختن حیات چند نسل از مردم را به صورت نظاممند داشته است. رحمت خدا بر ایشان باد.
از طرف دیگر خوشحال هستم که آقای کامران قاجار ـ مجری طرح ـ این مجموعه را به سازمان اسناد و کتابخانه ملی سپرده است. زیرا آن دستگاه معظم به خوبی میداند که شیوههای محافظت و نگاهداری از چنین اسناد مهمی به چه ترتیب است. ضمن اینکه متولیان آن نیک آگاهند از اهمیت در دسترس قرار دادن عکسها با شیوههای سهل در اختیار پژوهشگران. در حالی که به بهترین راهکارهای طبقهبندی، سازماندهی، و جستجوپذیری اسنادی در چنین ابعاد و تعدادی اشراف کامل دارند.
یادداشتی برای افتتاحیة نمایشگاهِ گزیده عکسهای مجموعه اهدایی دوانی به کتابخانه ملی که دربرگیرنده چند دهه عکاسیِ مستند از سراسرِ ایران است، بهمن ۱۳۹۴.