دگرگونی در زمینۀ سینما، با «دیزالو» اتفاق، می‌افتد نه با «کات»

هدف سیاست‌های سینمایی این است که گرایش از مرکز و تهران به سمت شهرستان‌های کشور متمایل شود. وقتی صحبت از سینمای ایران می‌شود، سینمای کل کشور باشد نه سینمای تهران.
1365/11/01

گفت‌وگو با سیدمحمد بهشتی، مدیرعامل بنیاد سینمایی فارابی و رییس شورای برگزاری جشنوارۀ فیلم فجر، به انگیزۀ ارزیابی موقعیت سینمای ایران در آستانۀ پنجمین دورۀ جشنواره

جشنواره فجر، آیینه کل سینمای کشور است؛ یا می‌باید باشد. تردید از آن روست که به دلیل وجود اصل «نخبه‌گرایی و گزینش» در جشنواره، نقاط ضعف سینما (و به عبارتی فیلمهای ضعیف) در بیرون از قاب این آینه قرار می‌گیرد و شمولیت خود را در مورد کل سینما از دست می‌دهد- از حدود شصت فیلم آمادۀ نمایش ایرانی، کمی بیش از چهل فیلم برتر در دو بخش جشنواره به نمایش درمی‌آید. با این حال، تماشای برگزیدگان سینمای ایران در جشنواره، به تعبیری شاید فرصت بهتری برای ارزیابی این سینما در برجسته‌ترین سطوح آن باشد. در آستانۀ پنجمین دورۀ جشنوارۀ فجر، پای صحبت سیدمحمد بهشتی- مدیرعامل بنیاد سینمایی فارابی و رییس شورای برگزاری جشنواره- نشسته‌ایم. وی در این گفت‌وگو، تحلیل خود را از وضعیت کنونی و چشم‌اندازهای آیندۀ سینمای ایران، اهداف و کسب هویت جشنواره، الگوسازی توسط گزینش‌های جشنواره، گسترش جشنواره در سراسر کشور، نقد و منتقد در ایران، و مسائل مختلف دیگر ارائه داده است.

از آنجا که همواره تاکید دارید جشنوارۀ فجر در ارتباط با کل حرکت سینمای ایران معنی و مفهوم دارد و رشد و یا نزول آن در ارتباط با سینمای ایران باید بررسی شود، در آستانه پنجمین جشنواره وضعیت سینمای ایران را چگونه توصیف می‌کنید؟

بسم‌الله الرحمن الرحیم. در نخستین گام برنامه‌ریزی‌های انجام شده طی سه سال اخیر برای سینمای ایران، مسئله احیا و راه‌اندازی عنوان شده بود و طبیعتا در این مرحله رشد تولید و مسائل آن از اهمیت بیشتری برخوردار بود. اما این بدان معنی نبود که مسائل کیفی و بعد فرهنگی سینما از نظر دور افتد، بلکه برعکس از همان ابتدا بعد فرهنگی و مسائل کیفی مد نظر بود چون جمهوری اسلامی به سینما به عنوان یک مقوله فرهنگی بها و اعتبار داده بود و اگر فقط وجه صنعتی یا اقتصادی برای آن قائل بود حتما اداره امور آن به وزارتخانه‌های صنایع یا بازرگانی محول می‌شد، نه وزارت ارشاد اسلامی. اما با این نگاه که اول می‌بایست سینمایی وجود داشته باشد تا خیر و صلاحش مطرح شود، و با علم بر اینکه برای سینمایی که از نظر اقتصادی مقرون به صرفه نیست صحبت از مسائل فرهنگی کردن کاریست بیهوده، در نخستین مرحله بیشتر به مسائل اقتصادی و جنبه‌های مختلف مادی سینما و رفع محظورات و مشکلات در این زمینه پرداخته شد.

طی سه سال مجموعۀ تلاشها و فعالیتهای انجام شده بر اساس برنامه‌ریزی‌ها نتایج پرثمری به همراه داشت و یا آنکه هنوز تا حل و رفع کامل این مشکلات و مسائل فاصله بسیاری است. خوشبختانه این امکان فراهم شده که بتوان نگاه‌ها را متوجه مسائل کیفی و فرهنگی کرد. و در آغاز جشنواره پنجم فیلم فجر اعلام ورود به مرحله رشد کیفی و توجه کامل به مسائل فرهنگی و آرمانی را در سینمای ایران کرد.

چون الآن دغدغه اینکه تولیدات نتواند جوابگوی نیاز باشد، نیست و به تعبیری حتی بیش از مصرف، فیلم تولید شده است، ولی هنوز عرصه‌ها و قله‌های فتح نشده زیادی وجود دارد که باید برای فتح آن‌ها فکر و برنامه‌ریزی شود. اگر در شرایط فعلی با نابسامانی‌ها روبرو هستیم، صرفا علت آن را می‌توان در فتح نشدن این عرصه‌ها دانست.

البته در برنامه‌ریزی‌های سینمایی اگر دقت شود، تاکنون چیزی یا برنامه‌ای به صورت کات (قطع) نبوده و اصولا تمام تصمیم‌گیری‌ها به صورت دیزالو (تغییر تدریجی) به مرحله اجرا گذاشته شده است و در مورد این استحاله فرهنگی نیز زمینه‌های کار از مدتها پیش فراهم شده ولی اصل حادثه اتفاق نیفتاده است.

اگر مرحله اول این حرکت، یعنی راه‌اندازی به خاطر دست و پنجه نرم کردن با مسائل فنی و اقتصادی سه سال به طول انجامید، در مرحله فرهنگی و هنری و کیفی سینما طبیعتا راه طولانی‌تری در پیش است و به لحاظ کیفی تلاش متفاوت‌تری را باید انجام داد تا در این عرصه نیز به موفقیت دست پیدا کنیم. اگر در مرحله اول بیشترین اقدام می‌بایست توسط دولت، مسئولان، سیاست‌گذاران و برنامه‌ریزان اتفاق می‌افتاد، در این مرحله بخش عمده آن بایستی توسط فیلم‌سازان و تماشاگران صورت بگیرد. چون نمی‌توان با برنامه‌ریزی، فیلم‌سازان را به هنرمندان خوب تبدیل کرد و ذائقه تماشاگر را نیز به سرعت تغییر داد. این حرکت زمینه‌های دیگری هم لازم دارد ولی امیدواریم این جریان کلی که درکشور وجود دارد و در حال استحاله و پاک کردن بسیاری از مسائل و ایجاد فضای مطلوب در جامعه است، شامل حال سینما و عناصری که در آن کار می‌کنند نیز بشود.

با این حساب در مرحله بعدی هیچ‌گونه امتیاز اقتصادی به فیلمی داده نخواهد شد و با این بهانه که فلان فیلم به هرحال ساخته شده و هزینه‌ای صرف تهیه‌اش شده و باید اکران شود، شاهد نمایش فیلم‌های بی‌سر و ته نخواهیم بود؟

در برنامه‌ریزی‌ها اهرمهایی برای اجرای سیاستهای هدایتی، حمایتی، نظارتی در نظر گرفته شده که در نخستین مرحله کار که شعار حمایت از فیلم ایرانی در مقابل فیلم خارجی بود این اهرمها برای حذف حاکمیت فیلمهای خارجی از اکران‌های کشور و حاکمیت اقتصادی و فرهنگی فیلم ایرانی به کار گرفته شد و خلاصه عرصه بازی بدون رقابت و دغدغه برای تاخت و تاز فیلمهای تولید داخلی فراهم و در مقابل مضیقه‌ها و محدودیت‌هایی برای فیلمهای خارجی به وجود آمد.

اما در مرحله جدید شعار «حمایت از فیلم خوب ایرانی در مقابل فیلمهای متوسط» جانشین شعار حمایت از فیلم ایرانی در مقابل فیلم خارجی شده است و بر همین اساس کلیه اهرمهای حمایتی، هدایتی و نظارتی در کلیه مراحل فیلم‌سازی و نمایش استفاده خواهد شد تا به طور طبیعی امکان رشد فیلم خوب ایرانی فراهم شود و در این مرحله مطمئنا فیلم متوسط یا بد، با شرایط مشکل‌تری دست و پنجه نرم خواهد کرد.

به عبارت دیگر اگر در مرحله قبلی شکست یک فیلم ایرانی، چه خوب و چه بد، به مفهوم شکست سینما و سرمایه‌گذاری در این رشته تلقی می‌شد، در مرحله دوم به نفع سینمای ایران باید پای کلیه تولیدات و تولیدکنندگان فیلمهای بد از سینمای ایران قطع شود، چون نفس حضور فیلم بد به سینمای ما لطمه خواهد شد.

در این مرحله کات می‌کنید یا دیزالو

قبلا هم اشاره کردم که کلیه برنامه‌ها و سیاست‌های سینمایی به صورت دیزالو خواهد بود، نه کات.

بنابراین باز هم امکان ساخته شدن فیلمهای بد وجود خواهد داشت؟

در پایان یک دوره زمانی یک تا دو ساله، خیر. چون اعتقاد داریم که آب را بایستی از سرچشمه صاف کرد. اگر همین آب گل‌آلود توسط مجوزها (بر اساس سیاست‌های مرحله نخستین) از سرچشمه تا مراحلی پیش رفته باشد، ممانعت و جلوگیری از ادامه دیگر غیرعادلانه است. چون طبیعتا می‌بایست مشکل از سرچشمه حل شود. نتیجه اعلام این سیاست‌ها، یعنی ورود به مرحله جدید، پس از یک سال دیگر در موقع اکران فیلمها ملاحظه خواهد شد.

معیار و متر شما به طور مشخص در مورد انتخاب یک فیلم خوب یا بد چیست؟ یک فیلم اصولا با چه مشخصات و ویژگی‌هایی در لیست فیلمهای خوب شما قرار می‌گیرد و با چه میزانی لقب بد می‌گیرد؟

برای پاسخ به این سؤال لازم است این تذکر را بدهم که به عقیده من، نه تنها تاکنون، بلکه تا آینده‌ای که زمان آن را حتی نمی‌توان دقیق مشخص کرد، فیلم خوب به معنی و مفهوم مطلق آن نداشته و نخواهیم داشت. به خاطر اینکه سینمای ما بدون گذشته نبوده و در یک مدت کوتاه نیز امکان دست‌یابی به یک هویت مستقل و تثبیت‌شده و کامل را نمی‌توانست داشته باشد. خلاصه آن گوهری که ما به عنوان سینمای مطلوب و آرمانی خودمان در جست‌وجویش هستیم روی زمین نیفتاده که آسان برداریم، بلکه مانند یک الماس در عمق چندصد متری است و با تلاش زیاد به دست می‌آید. با توجه به سینمای گذشته و باقی بودن ذهنیت این سینما، عملا بایستی یک دوره استحاله را پشت سر می‌گذاشتیم و در چنین دوره‌ای نیز عملا امکان دست پیدا کردن به یک فیلم خوب به مفهوم مطلق غیرممکن است. معنای سینمایی این دوره شاید به تعبیری «دوره تجربه» نامگذاری شود، یعنی کل سینمای ما عرصه تجربه بسیار گسترده و وسیعی است برای دست‌یابی به سینمایی که امکان بیان حرف و هویت مستقل و قابل قبولی را داشته باشد. البته این تلاش و تجربه، زمانی خواسته و دانسته، و زمانی دیگر ناخواسته و ندانسته است. بنابراین مفهوم و معنای فیلم ایرانی خوب و سینمای سالم با آن معنایی که به شکل مطلق فرض می‌کنیم، متفاوت است. هر فیلمی که تلاش در دوری جستن از سینمای گذشته کرده و کوشش در تجربه‌اندوزی برای هویت مطلوب بکند، به اعتباری یک سینمای قابل توجه است. گروهی در این دو تلاش توفیقهایی به دست آورده‌اند که در لیست فیلمهای برتر جای می‌گیرند و گروهی که برای دست یافتن به تجربه تازه و دوری جستن از سینمای قدیمی ناموفق بوده‌اند، در این عرصه با شکست مواجه شده‌اند. با بررسی طیف گسترده فیلمها، به نظر می‌رسد که می‌بایست به تک تک فیلمها نمره‌های مختلف داد، چون حتی دسته‌بندی آن‌ها نیز کاری است مشکل. در نخستین مرحله، مقیاس ارزیابی بر این خواهد بود که هرچه از سینمای گذشته دورتر و به هویت تازه‌ای که امروز سعی کرده‌ایم به آن برسیم نزدیک‌تر باشد، طبیعتا سینمای بهتری است. اگر به این مسئله که سینما به عنوان یک مقوله فرهنگی و هنری در جامعه مطرح است اعتقاد داشته باشیم، باید سینمای فردای ما همدل و از جنس این حرکت فرهنگی که در کل انقلاب به راه افتاده باشد. و این مقیاس و متر ارزیابی برای فیلمهایی تولید شده در مرحله بعد خواهد بود.

با توجه به اینکه از سه سال گذشته تکیه عمده و اصلی روی مسائل اقتصادی بوده ولی به زمینه‌های فرهنگی هم به هر حال بی‌توجهی نشده است، در موررد فیلم‌هایی که در جشنواره امسال ارائه شده (و یا نشده اما در جریان آن‌ها هستید) ارزیابی کلی شما نسبت به فیلمهای امسال چیست و سیاست‌های فرهنگی تا چه حد مؤثر بوده است؟

همان‌طور که قبلا هم اشاره شد، می‌توان در مجموع این‌طور نتیجه گرفت که شرایط برای ورود به آن «محدوده کلی» کم و بیش فراهم شده است. اینکه می‌گویم «کم و بیش» به این لحاظ است که عظمت واقعه‌ای که صحبتش شد و قرار است اتفاق بیفتد، بسیار زیاد است وگر نه همین اتفاقی که در سینمای کشور ما افتاده است را نباید کم انگاشت. چنانچه یک لحظه آن آرمانگرایی خود را فراموش کنیم و سینمای ایران را فقط با خودش مقایسه کنیم، نسبت به همان سال 62 و هرمی که برای کمیت و کیفیت فیلمهای ایرانی در نظر گرفته شده بود، این هرم اولا کم و بیش تشکیل شده. ما قبلا هرمی نداشتیم فقط تعدادی فیلمهای پراکنده وجود داشت.

طی این مدت قاعده این هرم هر سال بالاتر رفته و حد متوسط فیلمهای ما رشد کرده است. ولی این هرم هنوز رأس ندارد. ما تا کمرکش این هرم را داریم و با ورود به همین مرحله است که امکان داشتن قله هرم هم پیدا می‌شود. یعنی اگر شما دوره‌های مختلف جشنواره را به عنوان کارنامه کمی و کیفی یک سال سینمای کشور با هم مقایسه بکنید، حکایت از این رشد کیفی می‌کند. ولی این بدان معنا نیست که ما رأس این هرم را به دست آورده باشیم. به طور کلی حد متوسط کیفی فیلمها بالا رفته است. ضمنا در همین سال فیلمهایی هم تولید شده که بسیار نازل‌تر از حداقل مورد انتظار است و اصلا جایی در این هرم ندارند. تا زمانی که وارد مرحله جدید نشده بودیم شاید می‌شد حضور این نوع فیلمها را تحمل کرد، اما در مرحله جدید با توجه به برنامه‌ریزی‌های انجام شده مطمئنا با این نوع فیلمها برخورد اصولی خواهد شد.

من آرمانی از تغییر و تحولاتی که در این سه ساله رخ داده در اینجا دارم و فکر می‌کنم برای مقایسه، نتایج خوبی به دست می‌دهد. این دیزالو که صحبتش را می‌کنیم، و این دور شدن مرحله به مرحله از یک نقطه و نزدیک شدن به مرحله دیگر را، با همین آمار می‌توان کم و بیش مورد ارزیابی قرار داد. یکی از اتفاقهای مهمی که رخ داد این بود که سینما یک مسئله جدی شد و آمارها جدی بودن مسئله را کم و بیش مشخص می‌کند. میزان سرمایه‌گذاری‌های غیرنقدی بخش خصوصی در سینما رقمی معادل 42 میلیارد ریال است که رقم کمی نیست.

میزان سرمایه‌گذاری نقدی سالانۀ بخش خصوصی که در گردش است، رقمی معادل 4 میلیارد ریال است، تعداد شاغلین در حرفه سینما با خانواده‌هایشآنکه از سینما ارتزاق می‌کنند حدود صد هزار نفر و میزان مراجعه به سینما در کل کشور در سال 64 حدود 75 میلیون بوده است. مقدار زمانی که مردم در همین مدت صرف دیدن فیلمها کرده‌اند حدود 200 میلیون ساعت بوده است. خود این آمار حکایت از جدی بودن این جریان می‌کند. در بخشهای اولیه که به آن اشاره شد، تاکید بر حمایت از فیلم ایرانی در مقابل فیلم خارجی بود. در حال حاضر آمار نشان می‌دهد که چگونه برای اولین بار در طول تاریخ سینمای ایران، در سال 64 تفوق اقتصادی و فرهنگی با فیلم ایرانی شده و وضعیت فیلم خارجی نسبت به قبل معکوس شده است.

یک اتفاق جالب این بود که تا سال 62 تهیه کنندگان همیشه از تفوق اقتصادی فیلمهای خارجی وحشت و شکایت داشتند و عملا خود را شکست خورده احساس می‌کردند. سهم صاحب فیلم ایرانی در سال 61 نسبت به صاحب فیلم خارجی کمتر از نصف بوده، یعنی 12/31 درصد سهم صاحب فیلم ایرانی بوده و 88/68 درصد سهم صاحب فیلم خارجی، ولی در سال 65 سهم صاحب فیلم ایرانی از 12/31 درصد به 20/70 رسیده و سهم فیلم خارجی از 88/68 به 80/29 درصد. نسبت کاملا معکوس شده است (البته این آمار شش ماهه اول سال است). یا مثلا در سال 61 تماشاگران فیلم ایرانی 83/34 درصد، و تماشاگران فیلم خارجی 17/65 درصد کل تماشاگران سینما بوده‌اند. درحالی‌که در سال 65 تماشاگران فیلم ایرانی 34/63 درصد و تماشاگر فیلم خارجی 66/36 درصد شده‌اند. کیفیت فیلمهای خارجی که در سال 61 عرضه می‌شد نیز، از نظر کیفیت فیلمها، دوبله و نمایش، با وضعیتی که در سال 65 داریم تفاوت زیادی کرده است.

نکته قابل توجه دیگر این است که تعداد کل تماشاگران سینماها در سال 61 بسیار نازل‌تر از سال 65 بوده و طی همین مدت تعداد تماشاگران فیلم ایرانی حدودا چهار برابر شده، درحالی‌که تعداد تماشاگران فیلم خارجی تقریبا به یک اندازه بوده و در مجموع هم نسبت به سال 61 تعداد کل تماشاگران سینما دو برابر شده است. این آمار از نظر تولیدکننده و صاحب سینما و تماشاگر، در زمینه‌های اقتصادی، فرهنگی و در تمام زمینه‌ها حکایت از تغییر و تحولاتی دارد.

وضعیتی که ما از لحاظ نیروی انسانی سینما در سال 62 داشتیم، وضعیت مطلوبی نبود. نمی‌گویم تک‌تک آن افراد آدمهای بدی بودند. نه، بلکه منظورم مجموعه آن‌ها، روابط و مناسبات حرفه‌ای، متوسط سطح سواد و فضای فرهنگی حاکم بر آن‌ها و این جور مسائل است. باید آن هویتی که از پیش موجود بود، دگرگون می‌شد و معنی‌اش این بود که از نظر فرهنگی باید هویت جدید حاکم شود، و افراد جدیدی به این مناسبات وارد شوند، و درها بر روی کسانی که می‌توانستند وارد این صحنه بشوند، باز شود.

در ابتدای کار که آن وضعیت حاکم بود، سنتهایی هم وجود داشت که به هیچ‌وجه با معیارهای نشئت گرفته از انقلاب، هم‌سو نبود. پس یکی از مواردی که باید استحاله می‌یافت، همین سنتها بود و این تغییر به راحتی امکان‌پذیر نبود. ورود افراد جدید به عرصه سینما و فعالیت آن‌ها طی این مدت نشانگر موفقیت در این برنامه‌ها بوده، آمارها موید این تغییر هستند.

مثلا در مورد کارگردان‌ها، در سال 62 حدود 55 درصد کارگردان‌ها قدیمی بودند و 45 درصد پس از انقلاب وارد کار سینما شدند و این نسبت تبدیل شد به 24 درصد کارگردان‌های قدیمی و 76 درصد کارگردان‌های جدید. این تحول به طور اتفاقی رخ نداده است. در نخستین مرحله به همه کسانی که مدعی توانایی در انجام کار بودند امکان داده شد. انگار در مقابل کوهی عظیم، به همه که ادعایی داشتند گفته شود: «هر کس که می‌تواند تا قله بیاید، درنگ نکند.» در آغاز مرحله بهبود کیفی سینما اعلام می‌شود: حضور کسانی در سینمای کشور مداوم خواهد بود که بتوانند از این کوه بالا بروند و لااقل به کمرکش این کوه برسند. یعنی در مرحله کیفی که حرکت فرهنگی این سینماست وارد شوند. اگر روزی به خاطر چرخیدن چرخ سینما فیلم آبکی ساختن مقدور بود و چشم‌پوشی می‌شد، در این مرحله، دیگر فیلم آبکی ساختن ممکن نخواهد بود. یعنی کسی که بضاعت و شرایط بالا آمدن از این کوه را نداشته باشد، به تنگی نفس خواهد افتاد و عملا خود او اظهار ناتوانی خواهد کرد. اما لازم بود که افراد جدید وارد صحنه شوند و مناسباتی ایجاد شود و بسیاری اتفاقها بیفتد، که افتاده است. مثلا پشت صحنه فیلمهای قبل از انقلاب وضعیت به شکلی بود که فضا، فضای تعلیم و تعلم نبود. کسانی بودند که به امید فیلم‌بردار شدن، بیست سال دستیار فیلم‌بردار بودند و هنوز فیلم‌بردار نشده بودند. کسی با آرزوی کارگردان شدن بیست سال دستیار کارگردان بوده و به آرزویش نرسیده بود، در صورتی که در پشت صحنه فیلمهای کنونی فضای تعلیم و تعلم حاکم است و آدمها از همدیگر می‌آموزند. پرسیدن و یاد گرفتن دیگر چیز قبیحی نیست، درست مثل یک دانشگاه عملی.

اصولا در سینمای کشور همین سنت باید وجود داشته باشد. مثلا شما به فیلمهایی که فروش زیاد دارند و مورد استقبال تماشاگران هستند نگاه کنید. همه آن‌ها فیلمهایی نیستند که سوپر استار در آن‌ها مطرح باشد، در صورتی که تا سال 62 این عقیده وجود داشت که یکی از عوامل فروش زیاد، بودن سوپراستار در فیلم است. دیدیم که اینطور نیست و با توجه به دگرگون شدن تماشاگر، این مسئله هم تغییر کرده. اگر روزگاری فکر می‌کردند که فقط فیلمهای به اصطلاح «اکشن» و بزن بزن و دارای خون و خونریزی می‌توانند فروش خوبی داشته باشند، اما دیدیم که فیلمهایی بدون داشتن این چیزها فروش خوب داشتند، الآن برای بسیاری از کسانی که در سینمای گذشته فعالیت می‌کردند و فعلا هم مشغول هستند، مسائلی که قبلا به صورت باور قطعی وجود داشت مورد تردید واقع شده. الآن اغلب کسانی که فیلمشان خوب فروش می‌کند یا برعکس، نمی‌دانند که چرا فیلمشان خوب فروش کرده یا شکست خورده. به این علت که در یک مرحله دگرگونی قرار گرفته‌اند و باید قواعد و معیارهای جدید را پیدا کنند. به هر صورت فعالیت‌هایی که تاکنون صورت گرفته در جهت زمینه‌سازی ورود به این مرحله مفیده بوده. نه اینکه کامل بوده باشد، بلکه مفید بوده است.

نمی‌دانیم بحث مربوط به سوپراستارها اینجا قابل عنوان کردن هست یا خیر، ولی به عنوان یک موضوع قابل طرح این سؤال برای بسیاری از دست‌اندرکاران مطرح است که آیا به اعتقاد شما در شرایط کنونی سینمای ایران جایی برای رشد سوپراستار وجود ندارد یا اصولا این سینما سوپراستار نمی‌خواهد؟

من فکر می‌کنم که جا دارد اول شما منظورتان را از سوپراستار روشن کنید تا در مورد بودن یا نبودنش بحث کنیم.

منظور بازیگران مشهوری هستند که می‌توانند به عنوان یک عامل موفقیت تجاری فیلم، تماشاگر را به سینما جلب کنند، فارغ از آنکه بازیگر خوبی هستند یا خیر. ولی در شرایط کنونی، کسی که قرار است طبق معیارهای موجود کار کند، باید با موازین جاری مطابقت داشته باشد. اما ممکن است کسی در همین شرایط هم به طور فردی دارای ویژگیهای منحصر به فردی باشد که به عنوان یک «چهره» مطرح شود. به عبارتی مورد سؤال، مسئله چهره‌سازی است، البته نه به ضرب ترفندهای ناسالم.

من موضوع را به این شکل نگاه می‌کنم: ما یک هویتی از سینمای گذشته با سوپراستارهای رنگارنگ سراغ داریم. الآن اگر بگوییم که آن هویت قادر است در این سینما نفس بکشد، حرف نادرستی است چون اگر حرکات کلی سینما در جهت دوری جستن از همه چیز آن سینماست، حتی از سوپراستارش هم می‌تواند دوری کند. ما باید وضعیتی در سینمایمان داشته باشیم که آن معنی از سوپراستار دیگر جایی برای حضور نداشته باشد اما در آینده سینمای کشور، با یک هویت قابل قبول و داشتن فیلم خوب به مفهوم مطلق، شاید در آن شرایط بتوانیم مفهوم دیگری از سوپراستار پیدا کنیم. یعنی اینکه یک بازیگر هنرمند داشته باشیم که مورد توجه تماشاگران هم هست و گاهی خیلیها علاقه از خود نشان دهند که ببینند این هنرمند در طول فعالیتهای سینمایی‌اش چه کرده است، نه اینکه مثل گذشته سراغ مناسبات او با همسرش و شیداییهایی عشقی‌اش را بگیرند؛ یعنی آن چیزی که معنی سوپراستار در رژیم گذشته بود. ما طبیعتا در سینما قاعده همذات پنداری را در مورد استارها داریم. حالا سؤال این است که این متعلق به سینمای گذشته است یا در سینمای آینده‌مان نیز می‌توانیم آن را با معنای دیگری داشته باشیم؟ من پاسخ را واقعا الآن نمی‌دانم و مثل خیلیهای دیگر در جست‌وجوی این گمشده هستم. باید به آن مرحله رسید و بعد درباره‌اش فکر کرد.

در برنامه‌ریزی جدید، آمارگیری در زمینه سینمای ایران به طور بی‌سابقه‌ای نقش و اهمیت یافته است که در ادامه راه بسیار مشکل‌گشاست، ولی این آمارها آمار کمی است. آیا تا به حال به فکر یک آمار کیفی برای عناصر تشکیل‌دهنده یک فیلم افتاده‌اید؟

وقتی درباره سینما به عنوان یک مقوله فرهنگی صحبت می‌شود، واقعا این سؤال مطرح است که آیا با عدد و رقم می‌توان میزان فعالیتها را رسم کرد و بر اساس آن تصمیم‌گیری کرد؟ مثلا آیا تعداد رمان‌های چاپ شده در یک جامعه نشانگر فرهنگ آن جامعه است؟ و آیا می‌توان بر اساس این آمار وضعیت فرهنگی آن جامعه را ارزیابی کرد؟ این به طور کلی از مشکلات مقوله‌های فرهنگی هنری است که قابل تقویم کمی نیست.

اما آمارهای تهیه شده در مورد مسائل فرهنگی و هنری از جمله سینما می‌تواند تصاویری را در اختیار بگذارد که ضمن کمک به برنامه‌ریزی برای آینده، بازگوکننده نتایج حاصل از برنامه‌های اجرا شده باشد. مثلا در نتایج آماری از تماشاگران فیلمها طی شش ماهه اول پنج سال اخیر ملاحظه می‌شود که طی این مدت نسبت تعداد تماشاگران فیلمهای ایرانی به فیلم خارجی کاملا معکوس شده است. اینجا دیگر مسله اقتصادی و کمی مورد نظر نیست، بلکه این آمار نشانگر یک استحاله فرهنگی است و با مطالعه دقیق‌تر از نوع فیلمهای خارجی، طی این مدت متوجه یک تغییر بزرگ فرهنگی در جامعه می‌شویم. اما اگر مقصود از بررسی و تحقیق کیفی سینما، تحقیق از راه پرسشنامه باشد، این روش نمی‌تواند جوابگوی کامل نیاز در شرایط فعلی باشد. چون به جامعه آماری صحیح نمی‌توان دسترسی داشت و علی‌رغم اهمیت جامعه آماری هرچند سؤالات حساب شده تنظیم شود باز معلوم نیست که شخص مورد سؤال آمادگی برای گفتن مکنونات قلبی‌اش را داشته باشد. چون بسیار امکان دارد که سؤال در مورد موضوعهایی باشد که او اصلا به آن توجه نداشته و در ذهنش مرور نکرده باشد.

بنابراین جز در موارد خاص از این روش نمی‌توان استفاده کرد. اما یک زمینه خوب برای ارزیابی کیفی تولیدات سینمایی کشور، جشنواره است. چون اگر به حافظه‌مان مراجعه کنیم، و نتایج چند دوره را با هم مقایسه کنیم، تغییرات و تحولات را می‌بینیم.

در سال 62 اعلام شد که در میدان سوژه‌هایی که موضوع سینمای کشور هستند، دایره‌ای از سوژه‌ها کانون توجه جامعه، و درون آن ملتهب است. این دایره به خاطر توجه و عنایت جامعه دارای حساسیت زیاد است. تحلیل این بود که سینما به عنوان یک مقوله مهم فرهنگی باید به این دایره بیشتر بپردازد. پیش از آن نیز مسئولان، سینماگران را به پرداختن به این دایره تشویق می‌کردند. اما مسئله مهم در نخستین مرحله، یعنی احیا و راه‌اندازی سینما این بود که متاسفانه بررسی‌های اولیه نشان می‌داد که با سینماگرانی مواجه هستیم که به ندرت بضاعت کافی برای پرداختن به این مهم را دارند. پس به ناچار حتی به فیلم‌سازان توصیه شد که از پرداختن به این محدوده از سوژه‌ها پرهیز کنند و همان موقع این مسئله سینماگران ما به مسائل حاد اجتماعی و نشئت گرفته از انقلاب و مسائل روز نمی‌پرداختند، یک حرکت ضدفرهنگی تلقی می‌شد و چماقی شده بود برای مجریان سیاست‌ها و برنامه‌های سینمایی. اما توجه نمی‌شد که آیا بضاعت و شناخت و امکان کافی برای بیان و انعکاس این مقولات هست یا نه؟ چون قرار نبود یک موضوع‌ ابتدایی یا ساده مطرح شود به همین لحاظ و در این شرایط، سینماگران عموما در پی تولید فیلمهای بی‌خطر و بی‌دردسر رفتند. اما آن‌ها که در همین دوره هم به این دایره‌ها نزدیک شدند، ملاحظه کردند چه التهاب و جوش و خروشی وجود دارد.

با وارد شدن به دوره جدید، اصرار بر این خواهد بود که سینمای ما چنان بضاعتی باید بیابد که به این دایره نزدیک شود و نهایتا در مرکز این دایره قرار بگیرد. حال چرا در این دایره چنین التهاب و جوش و خروشی وجود دارد، به علت اینکه در آنجا انقلاب شده و قضیه به حال خود رها نشده است. گو اینکه در هیچ جا به حال خود رها نیست. ولی اینجا کاملا مشهود است. الآن شاید مشهود نباشد که انقلاب در مناسبات خانوادگی چه اثری گذاشته ولی در جایی مثل جنگ و سیاست خارجی و مناسبات اقتصادی اثر آن مشهود است و به همین خاطر در عرصه‌های پنهان، تنش اجتماعی و درگیری و تضاد آشکار وجود ندارد و کسی زیاد مدعی فیلم‌سازی که به مناسبات خانوادگی می‌پردازد، نمی‌شود. زیرا تغییر و تحولات آن مشهود نیست. اما در این دایره ملتهب، فیلم‌ساز به محض پرداختن به موضوع مجبور است موضع‌گیری کند و بگوید در کدام یک از گرایشهایی که در جامعه موجود است حضور دارد. حق را می‌خواهد به چه کسی بدد و بالاخره تکلیفش چیست؟ و هرکجا که این موضوع را مشخص کند، مخالفان را به سمت خود بسیج می‌کند آیا طاقت تحمل چنین بسیج و چنین توجهی را دارد؟ اگر دارد فیلمش را بسازد. در این مقطع، تلاش در جهت نزدیک شدن به این دایره است. حالا دیگر معنی سینمای جنگ این نخواهد بود که فیلم‌ساز در فیلمش دو تا تانک را منفجر کند. موضوع‌ جنگ خیلی عمیق‌تر از این حرف است. کسی حق نزدیک شدن به این دایره را دارد که مسائل آن را بشناسد بفهمد و بتواند این مسائل را بیان کند. اینکه فیلم‌ساز این‌طور بسازد چون بازار روز حکم می‌کند، درست نیست.

شناخت این استحاله و تغییراتی که در زمینه‌های مختلف سینما پدید می‌آید، در حقیقت یک ارزیابی کیفی از سینماست که جشنواره‌ها بهترین فرصت برای این کار است.

سؤال این بود که آیا تاکنون به فکر اجرای یک ارزیابی کیفی و دادن نمره کیفی به عناصر متشکله یک فیلم افتاده‌اید؟

قاعدتا در سینمای کشور باید یک نوع ارزیابی کیفی وجود داشته باشد. نه فقط در مورد خود فیلم بلکه در مورد تمام فعالیت‌هایی که منجر به تولید یک فیلم می‌شود. مثلا در زمینه تدوین، جدولی برای فعالیت‌های یک ساله یک مونتور باید باشد. همین طور سایر زمینه‌ها و حرفه‌های اصلی که در سینما وجود دارد مورد ارزیابی قرار گیرد تا بتوان به عدالت در سینما نزدیک شد. اکنون خودمان هم می‌دانیم که این عدالت در بسیاری از حرفه‌های سینمایی وجود ندارد. یعنی سره از ناسره تشخیص داده نمی‌شود و یک فیلم‌بردار، فیلم‌ساز یا مونتور از بسیاری از امتیازهایی که می‌توان در این رشته برایش فراهم کرد محروم می‌شود و آدمی که حق بهره‌ور شدن از این امتیازها را ندارد، با وجود کیفیت نازل کارش، از آن بهره‌مند است. اینجا باید یک عدالتی وجود داشته باشد. البته سینمای کشور یک اداره نیست که برای هر کس پرونده‌ای داشته باشد یا به او درجه‌ای بدهد، اما به نظر من بایستی مثل یک اداره خیلی دقیق، حرکاتی را که در زمینه سینما می‌شود مورد ارزیابی قرار دهد و حاصل این ارزیابی در جهت استقرار عدالت مورد استفاده قرار گیرد. قاعدتا همین ارزیابی کیفی است که باید منجر به اقدامات و موضع‌گیری‌ها بشود.

بحثهایی شروع شده که بتوان به میزآن‌ها و راهها و شیوه‌های این ارزیابی کیفی دست پیدا کرد تا اگر جایی مثل کمیسیون پروانه ساخت نرخ دستمزد عوامل مختلف را تأیید و تصویب می‌کنند، این نرخ متناسب با چنین ارزیابی تعیین بشود. باید اهرمهایی برای تثبیت این ارزیابی‌ها درست کرد و طبیعتا این ارزیابی‌ها باید صریح، دقیق و مفید باشد. مثلا این ارزیابی برای فیلم‌بردار اهمیت داشته و بداند که سرنوشت حرفه‌ای آینده او اصولا درگرو همین ارزیابی است. البته اجرای این طرح به سادگی امکان‌پذیر نیست و به خاطر پیچیدگی‌ها و تنوع حرفه‌های سینما باید به راه‌حل کاملی دست یافت. در این زمینه کارهایی انجام گرفته ولی کارهای دیگری است که باید انجام شود تا طرح و برنامه کامل شود. همان طوری که عرض کردم چنانچه نسبت به درجه‌بندی فیلمهای ایرانی چند نفره امتیازهایی برای گروهی از فیلم‌سازها در نظر بگیریم و نمره‌های منفی به گروه دیگر بدهیم، این گروه‌بندی شاید تا حدودی چاره‌ساز باشد. می‌توان قاعده‌هایی هم برایش در نظر گرفت، مثلا این‌طور فرض کرد که فیلمهایی که وارد بخش مسابقه می‌شوند در گروه یک و بعضا در گروه دو، فیلمهای انتخابی برای مرور یک سال سینمای جشنواره در گروه سه یا چهار، و فیلمهای خارج از جشنواره در گروه چهار یا پنج قرار گیرند.

در این جشنواره ارزیابی روی فیلم‌ها انجام می‌‌شود، اما فیلمهای قبلی و بعدی آن فیلم‌ساز مد نظر نیست. ولی در ارزیابی بعدی، ادامه کار یک فیلم‌ساز و تداوم حرکتش مورد بررسی قرار می‌گیرد و گروه‌بندی کار او مشخص می‌شود.

می‌توان این طرح را به شکل درجه‌بندی مورد بحث قرار داد. بدین صورت که فیلمهای اکران شده در طول یک سال را فهرست کرد و با نمره دادن، آن‌ها را مورد ارزیابی قرار داد. اما به اعتباری این نمره‌بندی هم درست نیست، چون فیلم‌ساز در هر مرحله دنیای خاص خودش را داشته و ارتباطی با مرحله نازل‌تر یا بالاتر از خود را ندارد. بنابراین چون نمی‌توان درخت را با میخ مقایسه کرد و گفت نمره کدام بیشتر است، این راه هم نمی‌تواند جوابگو باشد.

به هرحال راههای مختلفی را می‌توان برای نمره دادن پیدا کرد. اما سؤال این است که آیا مسئولان سینما باید چنین نمره‌هایی را بدهند؟ یا جا و کسانی دیگر؟

ارزیابی مسئولان سینما به لحاظ نیاز برای برنامه‌ریزی و اجرای برنامه‌ها و سیاست‌های حمایتی، هدایتی و نظارتی انجام می‌گیرد و باید هم صورت گیرد. اگر در خارج از حیطه مسئولان و امور سینمایی صورت گیرد، که باز هم باید انجام شود، زمینه‌هایی باید فراهم شود.

مثلا اگر قرار است توسط منتقدان این ارزیابی صورت گیرد باید توسط گروهی باشد که نقدشان برای سینما و فیلم منشاء اثر و توجه باشد و از سوی دیگر معیار و ضوابط سنجش آن‌ها با معیارها و ضوابط انقلاب اسلامی‌مان هم‌سو و هم‌جهت باشد. به عبارت دیگر منتقد سینمایی جمهوری اسلامی می‌بایست شناخت از ضوابط اسلامی و انقلاب و مسائل آن و زبان و حرکت این مردم به پا خواسته داشته باشد تا هم سینما رو و هم سینماگر را ارشاد کند. در این صورت ما منتقدانی در سینما خواهیم داشت که حتی به اعتبار نمره و نظری که آن‌ها به فیلم می‌دهند مردم به سینما خواهند رفت.

منتقدانی خواهیم داشت که به سینماگران ما جهت و خط در آثارشان می‌دهند. قبلا هم اشاره داشتم که برخلاف مرحله اول، در این مرحله از کار یعنی مرحله فرهنگی، هنری و کیفی سینما، نقش مسئولان و سیاست‌گذاران و برنامه‌ریزان و مجریان برنامه‌ها کمتر از مرحله نخستین است. و در این مرحله وظیفه ارزیابی را بیشتر منتقدان باید برعهده داشته باشند.

اما در عمل مشاهده می‌شود که چنین اتفاقی آن طور که باید نیفتاده‌ است. البته در این اواخر تغییرات عمده‌ای در نقد فیلمها پدیدار شده و نقدهایی در مطبوعات ما به چشم می‌خورد که امیدوارکننده است. اما این مهم و این تحول باید بیش از اینها باشد و یا حداقل به موازات بهبود کیفی سینما پیش رود.

به طور کلی بسیاری از منتقدانی که هنوز از گذشته قلم به دست دارند و درباره سینما می‌نویسند، معیارها و میزان‌هایشان متعلق به حال و هوای گذشته است. بدون رودربایستی، نه اینکه آدمهای بدی باشند (در مورد بد و خوبشان باید نزد خدا جوابگو باشند). اما اصولا در تشخیص‌شان هنوز متوجه نیستند که چه اتفاقی افتاده و چه اتفاقهایی دارد می‌افتد. و به طور کلی ایده‌آل‌هایشان از سینما و فیلم به هیچ‌وجه با آرمان‌ها و ایده‌آل‌های انقلاب اسلامی هم سو نیست. چنین منتقدی اگر به فیلمی نمره بدهد و ضوابط نمره دادنش را هم معلوم کند، در حقیقت به خود و ذائقه خودش نمره داده است و دستش را رو کرده. چنین منتقدانی برای رد گم کردن خود را پشت یک سری الفاظ غلنبه سلنبه مخفی می‌کنند و معمولا در مقابل سینمای کشور دماغشان را می‌گرفتند و می‌گیرند و ترجیح می‌دهند که هم‌دوش و هم‌کلام و قدم برگمان و امثالهم باشند و در حقیقت حقشان ضایع شده و از بد حادثه به جای آنکه در «کایه دو سینما» قلم بزنند ناچارند راجع‌به سینمای ایران مطلب بنویسند. اینها منتقدان این سینما نیستند.

سینمای ایران نیاز به منتقدان برخاسته و متعلق به همین سینما و همین حال و هوای ناشی از انقلاب را دارد. منتقدان سینمای ما باید از این کوره بیرون آمده و تشخص پیدا کرده باشند. که در این صورت نظر و نقد آن‌ها ارزش داشته و قابل بررسی برای سینماگر و سینماروی ما خواهد بود و در این صورت بر اساس نظرهای او معدل‌گیری شده و نمره و ستاره به فیلمها و دست‌اندرکاران فیلم می‌توان داد. در این صورت اگر گفت فیلمی خوب است، تماشاگر بیشتری آن فیلم خواهد یافت و اگر گفت بد است از آن فیلم استقبال نخواهد شد. آرزوی ما این است که روزی درکنار جایزه‌های رسمی جشنواره، جایزه منتقدان را هم داشته باشیم نمی‌گویم چنین منتقدانی اصلا نداریم نه… اما یا هنوز تجربه کافی را همچون سینماگران ما نیافته‌اند و یا فضای کافی برای رشد و شکوفایی در اختیارشان  گذاشته نشده است.

بدون آنکه قصد جدل داشته باشیم یا تعصب به خرج بدهیم، اصولا همچنان‌که نظرها در مورد فیلمها و فیلمسازان متفاوت است، همین تفاوت نظرها در مورد نقدها و منتقدان وجود دارد. اینکه صافی وجود داشته باشد که چه نقدی چاپ بشود یا نشود، مانند همان صافی است که در زمینه فیلم‌سازی ممکن است وجود داشته باشد اما هیچ گاه دقیق نیست، مرز مشخصی ندارد، و بسته به آنکه چه کسی آن صافی با یک نام و یا تعریف واحد را به کار بگیرد، بازده کار متفاوت خواهد بود. به هرحال نویسندگان نقدها، مانند سازندگان فیلمها، صالح‌ترین آدمهای موجود در زمینه کارشان نیستند. بعضیها هستند که می‌توانند بهتر فیلم بسازند یا بهتر نقد بنویسند، اما امکانش را پیدا نمی‌کنند و یا شرایط علاقه‌اش را ندارند. بی‌تردید وضع نقد هم مثل وضع فیلم‌سازی یا نمایش فیلم است.

این‌طور می‌شود عنوان کرد که فیلم‌سازی وابسته به نقد نیست و می‌تواند مستقل از اینکه نقدی وجود داشته باشد یا نه، صورت بگیرد. ولی نقد مستقل از فیلم‌سازی نیست. یعنی نمی‌شود فیلمی ساخته نشود و نقدی صورت بگیرد. کسی یک سال زحمت می‌کشد و فیلمی می‌سازد، منتقدی می‌آید فقط به او فحش می‌دهد و می‌رود. فیلم‌ساز هیچ‌گاه نمی‌تواند در فیلمش به منتقد فحش بدهد.

وقتی می‌گوییم فیلم‌سازی ما جوان است، باید بپذیریم که نقدمان هم جوان است. قبلا عرض کردم که نقد ما نسبت به دو سه سال گذشته خیلی تفاوت کرده و ما نقدهایی می‌بینیم که دقیق‌تر است. سعی می‌کنند واقع‌بین‌تر و سالم‌تر نگاه کنند و واقعا برایشان مهم است که فیلم خوب ساخته شود. فقط به فکر پر کردن صفحه و گرفتن حقوقشان نیستند. پس این استحاله در بین منتقدان هم دارد اتفاق می‌افتد. مثل بیشتر فیلم‌سازان ما که هنوز به موقعیتی نرسیده‌اند که به آن‌ها فیلم‌ساز بگویند به اینها هم هنوز نمی‌توان منتقد گفت. سینمای امروز ما وارد دوره جدیدی می‌شود که مثل بالا رفتن از کوه، نفس می‌خواهد. منتقد هم باید نفس داشته باشد. واقعیت این است که سینماگر باید به صحنه وارد شود، فیلمش را با واقعیت موجود بسازد، اکران کند و در مقابل مخاطبش مورد ارزیابی قرار گیرد. درصورتیکه هیچ جایی برای ارزیابی منتقد وجود ندارد. چون نقدی که درست نوشته نشده، مثل تیری است که درتاریکی رها شود و به هدف نخورد. نه برای فیلم‌ساز مهم است که او چه می‌نویسد و نه برای او مهم است که فیلم‌ساز می‌خواند یا نه. او اغراض دیگری را دنبال می‌کند. اگر برای مطبوعات و رسانه‌های دیگر این قضیه مهم باشد، باید یک صافی داشته باشند که ببینند این نقد چه نسبتی با فیلم دارد و چه آثاری را به دنبال خود به جا می‌گذارد. شاعر خوبمان آقای سیدحسن حسینی در کتاب «براده‌ها» جمله جالبی دارد: «منتقدی که در باغ هنر نیست، آفت باغ هنر است». به نظر من این نکته در مورد بعضی از منتقدان ما صادق است.

خوشبختانه الآن گوش شنوایی برای خواندن حرفهای بی‌ربط وجود ندارد. درحالی‌که اگر حرفهای حساب گفته شود، به دقت می‌خوانند و توجه‌ می‌کنند. اگر فیلم ساختن با وضعیت فرهنگی ما دارای شرایطی بشود که نقد در آن اهمیت پیدا کند و سینما به عنوان یک مقوله فرهنگی و هنری تثبیت بشود، حقیقتا منتقد بد آفت است.

با توجه به اینکه هیئت داوری را سازمان برگزارکننده جشنواره که سیاست‌گذار سینمای ایران هم هست انتخاب می‌کند، جشنواره چه نقشی در الگو دادن به فیلم‌سازان ایرانی دارد؟ چون آن‌ها داوران را تأیید می‌کنند و داوران هستند که برگزیده‌های یک سال سینمای ایران را تعیین و اعلام می‌کنند. نقش این الگوسازی در سینمای ایران چگونه خواهد بود؟ آیا به نظر شما مثبت است؟

به شکل استراتژیک مثبت است، ولی تاکتیکی‌اش گاهی ممکن است حتی موجب ضرر باشد. به عنوان مثال در جشنواره سال 63 فیلمهایی به عنوان برگزیده معرفی شد که این انتخاب باعث ایجاد موجی از فیلمهای همنوع آن بود که شاید به نظر برسد موج مطرح شده خوب نبوده، ولی به عنوان یک حرکت استراتژیک یعنی دور شدن از یک عرصه و نزدیک شدن به عرصه دیگر مثبت بود.

فکر می‌کنم اگر در یک دوره طولانی مسئله بررسی شود، تأثیر ارزیابی‌ها داوران و نوع فیلمهای انتخابی در جهت اجرای سیاست‌های هدایتی سینمای کشور ما مطلوب بوده است.

البته این فقط منحصر به تأثیر جشنواره و انتخاب هیئت داوران نمی‌تواند باشد و اقدامات دیگری هم در طول سال صورت می‌گیرد. شما اگر الآن فیلم بدی در اکران سینماها می‌بینید، این فیلم هیچ‌وقت در جشنواره به عنوان یک فیلم برگزیده و ممتاز انتخاب نشده است، ولی اگر فیلم خوبی ببینید در جشنواره هم به عنوان فیلم خوب معرفی شده یا جایزه گرفته است.

فیلمهایی که موجی به دنبال خود آورده‌اند، بعضا علاوه بر اینکه در جشنواره جایزه گرفتند موفقیت تجاری هم داشته‌اند، مثل «گلهای داوودی» و «مترسک». فکر می‌کنید داوری جشنواره در به وجود آمدن این موج یا موفقیت تجاری آن‌ها تأثیر داشته؟ یعنی اگر فیلم غیرمتعارف و از نظر تجاری شکست خورده‌ای انتخاب می‌کردید باز هم این موج به وجود می‌آمد؟

شاید بشود گفت در موفقیت یک فیلم، چند عامل مؤثر است. و چنین موفقیتی نیز به هر حال باعث الگوبرداری می‌شود. اگر این موفقیت به خاطر امتیازی که فیلم در جشنواره گرفته است باشد، امتیاز جشنواره امتیاز اکران بهتر هنگام نمایش را برای فیلم به دنبال می‌آورد و امکان تبلیغات بهتر برایش گذاشته می‌شد و مجموعه اینها باعث موفقیتش می‌شود. با توجه به اینکه تلاش می‌شود معیار داوران با حرکت فرهنگی کل جامعه هماهنگ باشد، بنابراین یکی از نقطه‌نظرهای هیئت داوران این است که فیلم متناسب با وضعیت تماشاگر و بضاعت فیلم‌سازی باشد و با توجه به کیفیت فیلمها اعلام کند کدام فیلم بهتر است.

بنابراین سیاست جشنواره فجر این نیست که به هر فیلمی که پرفروش‌تر است جایزه بدهد. اگر این‌طور بود پارسال فیلم دیگری جایزه می‌گرفت. جشنواره این‌طور نگاه می‌کند و اهداف فرهنگی خودش را مد نظر قرار می‌دهد. برخوردهای اقتصادی فرع بر این قضیه است. به هرحال نباید فیلمی که جایزه می‌گیرد، زیاد هم ضد تماشاچی باشد و تماشاچی از فیلم خوشش نیاید. فیلم خوب فیلمی است که تماشاچی هم از آن استقبال کند، یعنی باید جاذبه داشته باشد.

به نظر می‌رسد داوری در جشنواره فجر خیلی دشوار است. با توجه به همه معیارها و سیاست‌هایی که توضیح دادید، و با توجه به دوره‌های گذشته جشنواره احساس می‌شود علاوه بر این سیاست‌ها و معیارها، ملاحظات دیگری نیز در توزیع جوایز رعایت می‌شود. البته شاید توضیح دادنش هم مشکل باشد، ولی در حول و حوش برگزاری جشنواره گاهی یک مسئله سیاسی یا اجتماعی مطرح و بنا به سیاست‌های مملکت تبلیغ می‌شود. داوران با برگزارکنندگان جشنواره هم تصمیم می‌گیرند، خارج از معیارهایی که قبلا مشخص کرده‌اند، فیلمی همخوان با موضوع مطرح شده را در میان برگزیده‌ها بگنجانند و به هر شکلی یک جایزه یا دیپلم افتخار یا تقدیرنامه به آن بدهند؟

نخیر. این باز می‌گردد به همان معیار اصلی. نفس داخل شدن یک فیلم‌ساز به آن دایره ملتهب و بحرانی، و سالم بیرون آمدن، کم و بیش یک امتیاز است. یعنی در سینمایی که به لحاظ نداشتن بضاعت، همه پرهیز می‌کنند یا پرهیز داده می‌شوند که به این دایره بپردازند، فیلم‌سازی این جرئت ورود به این دایره را پیدا کند و کم و بیش سالم بیرون می‌آید، آیا این یک امتیاز نیست؟ پرداختن به این دایره اهمیت دارد. فیلمی که صداقت و سلامت دارد، دارای امتیاز است. این مسئله که فلان جشنواره سیاست جهانی‌اش اقتضا می‌کند به فلانی هم جایزه‌ای داده شود، و کاری ندارند که فیلمش خوب است یا بد، اصلا معیارشان سینمایی نیست، یک چیز دیگر است. اصولا در جشنواره فجر نهایت تلاش این است که اگر به فیلمی جایزه یا امتیازی داده می‌شود، حتما با توجه به ارزش سینمایی آن باشد. آیا فیلمی که به موضوعی مثل جنگ تحمیلی پرداخته ارزش سینمایی دارد یا خیر؟ نفس پرداختن به این موضوع جایزه دارد یا خیر؟ از نظر ما بله. اگر کسی اهلیت و جرئت پرداختن به جنگ را داشته باشد و از این میدان نسبتا سالم بیرون آمده باشد، به لحاظ اینکه ورطه بسیار پرمخاطره‌ای هست، خود این امتیاز است. و این امتیاز باید اعلام شود. هیچ وقت آن سینمایی که فراری از این دایره باشد و همیشه بخواهد به چیزهای بی‌خطر و بی‌دردسر بپردازد، مورد پسند نبوده و نخواهد بود.

یکی از راههای اعلام حمایت این است که به کسی که این خصوصیت را دارد، دیپلم افتخار داد. این اصلا نورچشمی‌پروری نیست. چه بسا فیلم‌سازانی که به این موضوعها پرداخته‌اند و اصلا موفق نشده‌اند و با بی‌اعتنایی مسئولان سینمایی کشور هم مواجه شده‌اند. به خاطر اینکه اهلیت یا جرئت پرداختن به این موضوع را نداشته‌اند. فیلمی درباره جنگ ساخته شده و شبیه همه چیز هست جز جنگی که الآن ما درگیرش هستیم. طبعا این آدم با تهاجم و سرزنش مواجه می‌شود.

هرچند ممکن است آدم بدی نباشد، اما اهلیت و شناخت نسبت به موضوع و توانایی بیان آن را نداشته است. البته این مسئله فقط به جنگ ربط پیدا نمی‌کند. در همه مسائل چنین است و نمی‌توان سینما را از جنگ یا چیزهایی که در اجتماع وجود دارد و مطرح است، منتزع کنیم.

شما در مورد بخشهای دیگر جشنواره، به خصوص بخشهایی که از سال گذشته به فیلمهایی خارجی اختصاص داده شده، نکاتی را عنوان کرده‌اید: اینکه فیلمهای خارجی در راستای حمایت از تولید داخلی انتخاب می‌شوند و در جشنواره حضور پیدا می‌کنند. نکته دیگر این بود که در حال بررسی هستید که آیا این امکان وجود دارد بخش مسابقه جشنواره را به شکل بین‌المللی یا منطقه‌ای برگزار کرد یا نه. تجربه سال گذشته در این زمینه چه نتایجی داشته است؟

در زمینه حضور فیلمهای خارجی، هنوز سیاست همان است. این حضور هم در جهت حمایت از تولیدات سینمایی است با همان تغییر و تحولاتی که عرض کردم. یعنی اگر ما به سینمای کودکان و نوجوانان می‌پردازیم برای این است که این سینما برایمان اهمیت دارد و می‌خواهیم تولید فیلم در این زمینه به کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان و صدا و سیما محدود نشود. بلکه کل سینمای حرفه‌ای کشور، آن را به عنوان یکی از موضوعهای فیلم‌سازی خود قرار دهند. به همین علت امسال هم بخش سینمای کودکان را داریم. در زمینه فیلمهای خارجی، ما سال گذشته سینمای آسیا داشتیم، امسال سینمای سه قاره را داریم، یعنی گسترش بیشتر برای اینکه چشم‌اندازی پیدا کنیم و میزان مقایسه‌ای به دست بیاوریم. در زمینه بین‌المللی کردن بخش مسابقه هم دو نکته وجود دارد. نکته‌ای که از سال گذشته همچنان باقی مانده، آن اینکه این امر بستگی دارد به میزان رشدی که سینمای کشور از نظر کیفی می‌کند و نکته دیگر اینکه بستگی دارد به میزان توفیق ما در دست‌یابی به هویت مشخصی برای جشنواره، هویتی که قابل عرضه در دنیا باشد. یعنی جشنواره فجر چنان هویتی داشته باشد مستقل از سایر جشنواره‌های دنیا. همان طور که ما وقتی فیلمی برای جشنواره‌ای می‌فرستیم، به خصوصیات اعتبار و میزان ارزیابی جشنواره اهمیت می‌دهیم، جشنواره فجر هم باید دارای چنین خصوصیتی باشد.

وقتی صحبت از یک سینمای مستقل می‌شود بدین معنی است که می‌خواهیم سینمای خودمان را در عرض سینمای جاهای دیگر مطرح کنیم و نه در امتداد آن‌ها. از این جهت است که جشنواره فجر هم در عرض قرار می‌گیرد، نه در طول. جشنواره‌های سایر کشورها، در چنین صورتی و با توجه به این هویت مشخص می‌توان با ضوابط بین‌المللی جشنواره برگزار کرد.

و این اتفاق کی و در چه تاریخی خواهد افتاد، جز اینکه بگوییم، «انشاءالله خیلی دیر نخواهد بود»، پاسخی ندارد. در حال حاضر تلاش‌هایی می‌شود تا با فیلم‌سازانی از کشورهای اسلامی آشنا شویم. فیلم‌سازانی که در کوران انقلاب اسلامی در خارج از مرزهای کشورمان هستند اگر این شناخت توسعه پیدا کند و تعداد این فیلم‌سازان نیز با گسترش جهانی انقلاب اسلامی بیشتر شود، آیا جشنواره فیلم فجر نمی‌تواند در عرصۀ بین‌المللی عرضه‌کنندۀ آثار مربوط به انقلاب اسلامی باشد؟ در این صورت اگر فیلمی در سوئد ساخته شود که هویت فرهنگی و هنری انقلاب اسلامی را داشته باشد، فیلمی که یک فیلم‌ساز مسلمان سوئدی ساخته باشد یا فیلم‌ساز غیر مسلمانی که تعلقش به انقلاب اسلامی مد نظر است، طبعا بهترین جا برای عرضه و ارزیابی آن چنین جشنواره‌ای خواهد بود و سازندۀ آن ترجیح می‌دهد فیلمش را برای این جشنواره بفرستد تا هر جشنواره دیگری. اگر جشنواره چنین هویتی پیدا کند، نظر جشنواره فیلم فجر برای فیلم‌سازی که در لبنان، پاکستان، مصر، هند و سایر جاها فعالیت می‌کند، خیلی بیشتر از نظر داوران هندی یا پاکستانی اهمیت خواهد یافت. چون اهل همین خانواده است. و کارش را در همان دایره‌ای که فعالیت می‌کند عرضه کرده است. به هر حال این چارچوب برای بین‌المللی شدن جشنواره هنوز شکل قطعی پیدا نکرده. فقط این را می‌توانم مطمئنا بگویم که جشنواره فجر، کارلووی‌واری یا ونیز یا مثلا قاهره نخواهد شد، و همچنین مانند جشنواره‌های کشورهایی که تقریبا سینمایی ندارند ولی جشنواره درجه یک دارند، نخواهد شد. جشنواره هویتی خواهد داشت که برای عده‌ای از فیلم‌سازان به همان میزان اعتبار داشته باشد که جشنواره کن برای عده‌ای دیگر دارد. چون آنجا با متر دیگری می‌سنجند و اینجا با متر دیگر. و این متر و میزان باید کیفیتی پیدا کند که قابل عرضه بین‌المللی باشد.

برای شناسایی این‌گونه فیلم‌سازان چه اقدامی انجام داده‌اید؟

به طرق مختلف، کم و بیش از حرکت‌های فرهنگی‌ای که در کشورهای اسلامی و در راستای انقلاب اسلامی صورت می‌گیرد مطلع می‌شویم و می‌توانیم هنرمندان مورد نظر را بشناسیم. نکته قابل توجه این است که در بسیاری از کشورها، فیلم‌سازان مسلمان هیچ شناختی نسبت به سینمای ایران ندارند. اگر در عرصه بین‌المللی فعال باشیم، این گروه‌ها هم، در جریان قرار می‌گیرند و احساس تنهایی نمی‌کنند و گمان نمی‌کنند چون کشور ما در حال انقلاب و جنگ است، فرصت پرداختن به سینما را ندارد. باید بیشتر به حضور بین‌المللی سینمای خودمان اهمیت دهیم و آن را جدی‌تر در معرض دید همه کسانی که به شناخت ما تمایل دارند، قرار دهیم.

آیا فیلمهایی خارجی جشنواره به خصوص بخش نمایش‌های ویژه، مانند سال گذشته همان فیلمهایی است که بنیاد فارابی برای نمایش خریداری کرده است؟

تعدادی از فیلمهای امسال قبلا خریداری شده. تعدادی را نیز در جشنواره‌های مختلف انتخاب و دعوت کرده‌ایم و یا از کشورهای مختلف برای جشنواره فرستاده‌اند.

احتمال دارد تعدادی از این فیلمها برای خرید انتخاب شوند؟

البته فرصت را از دست نمی‌دهیم. اگر فیلمی برای بخش نمایشهای ویژه انتخاب شود برای اکران عمومی هم مناسب خواهد بود. البته می‌دانید که موضوع خرید متفاوت از انتخاب فیلم برای جشنواره است و مراحل گوناگونی دارد.

امسال بخش پوسترهای سینمایی را به جشنواره اضافه کرده‌اید که اقدام خوبی است. حرفه‌های دیگری مثل عکاسی، گریم، طراحی صحنه و لباس، و غیره هم وجود دارد. آیا در آینده برای این حرفه‌ها هم جوایزی در نظر گرفته خواهد شد؟

جشنواره در حال حاضر به بخشی از فعالیتهایی که توسط عناصر اصلی تولید فیلم از قبیل کارگردان، نویسندۀ فیلم‌نامه، فیلم‌بردار، بازیگر، تدوین‌کننده و آهنگساز انجام می‌شود جایزه می‌دهد. تعدادی جایزه هم هست که جایزه‌های ویژه هیئت داوران است و مربوط می‌شود به گروه دیگری که در تولید فیلم نقش دارند. این جوایز به این دلیل پیش‌بینی شده‌اند که اگر داوران به یک طراحی خوب یا دکور خوب برخورد کردند، امکان تحسین آن را داشته باشند. یا کارهایی مانند گریم خوب یا صدابرداری، افکت، لابراتور و بسیاری کارهای دیگر که متنوع هستند و آن‌ها را هم نباید از نظر دور داشت. مخصوصا در این مرحله که پرداختن به این حرفه‌ها اهمیت دارد. کسانی هستند که برای سینما در شرایطی سخت و یا در اتاقهای در بسته و تاریک زحمت می‌کشند ولی هیچ گاه اسمی از آن‌ها برده نمی‌شود و این در حالی است که فعالیتشان در ارتقای کیفی فیلم نقش اساسی دارد، آن‌ها را هم باید مورد توجه قرار داد. با ایجاد بخش مسابقه برای پوسترهای سینمایی برنامه جدیدی شروع شد. به این ترتیب که به مراحل پس از تولید فیلم که تاکنون به آن توجه نمی‌شد و یا کمتر توجه شده بود، پرداخته شود.

امر تبلیغات به خاطر تنوعش یکی از موضوعهای مهم و مطرح در نمایش فیلم است. تبلیغ تلویزیونی، روزنامه‌ای، آنونس، تیتراژ، عکاسی فیلم پلاکارد و خیلی چیزهای دیگر برای فیلم‌سازی ارزش تبلیغی دارند و در عین حال از اهمیت فرهنگی زیادی هم برخوردارند. ممکن است یک فیلم را یک میلیون نفر ببینند، ولی پوستر فیلم نظر تعداد بیشتری را جلب می‌کند و اثر فرهنگی پلاکارد یک فیلم اثر گسترده‌تری است.

وضعیتی که در مورد تبلیغات داشتیم، بازمانده فرهنگ سینمایی گذشته است و همان طوری که می‌بایست از سینمای گذشته فاصله گرفته می‌شد لازم بود از هویت تبلیغات گذشته هم فاصله گرفت. در این زمینه اقداماتی هم شده که به خاطر محدود بودن نمی‌شود مدعی موفقیتهایی شد. امسال موضوع ارزش‌یابی تبلیغات مد نظر قرار گرفت، چون در حال حاضر عده‌ای از کسانی که پوستری برای فیلمی می‌سازند هرگز فکر نمیکنند که کاری هنرمندانه می‌کنند، یکی از راه‌هایی که می‌شود به موضوع حالت جدی‌تری داد، این است که آن را مورد توجه و زیر ذره‌بین قرار داد. قطعا از سال‌های آینده حرفه‌های دیگر هم به جشنواره راه خواهند یافت.

علاوه بر مواردی که عنوان شد، آیا این احتمال وجود دارد که حتی پا را فراتر بگذاریم و مثلا بهترین مدیر سینما هم انتخاب بشود؟

تا بحال کارنامه تولید مورد نظر بوده، از این پس که قرار است بقیه موارد و مسائل سینما نیز مد نظر قرار گیرد و به آن ارزش لازم داده شود، می‌بایست برنامه‌ریزی کامل‌تری شود و انتخاب بهترین پوستر تجربه‌ای است در این کار، شکی نیست که هرکدام از این عرصه‌ها ارزیابی خاص خود را می‌خواهد. هیئتهای داوری و ارزش‌گذاری خاصی می‌خواهد که با یکدیگر متفاوتند. قاعدتا جشنواره به چنین مواردی هم خواهد پرداخت. ما از عرصه نمایش به عنوان عرصه فتح نشده نام می‌بریم، چون هنوز کار اساسی در این مورد انجام نشده است. معتقدیم اول کارهایی در این زمینه باید انجام شود، بعد ارزیابی و اعلام کنیم.

با بررسی پوسترهای بخش مسابقه به نظر می‌رسد که ساده بودن پوستر خیلی مهم است. در این صورت این خطر پیش می‌آید که پوسترهایی تهیه شوند که قابلیت جذب تماشاگر را نداشته باشند؟

مشکلی که تاکنون در این زمینه وجود داشته این است که به طور کلی دو نوع طراحی پوستر برای فیلمها صورت می‌گرفته نوع اول پوسترهای زشت که از نظر کار رنگ و کمپوزیسیون بد است و این‌طور جا افتاده که این نوع پوسترها در موفقیت تجاری فیلم سهم عمده دارند. و نوع دوم پوسترهای به اصطلاح آوانگارد و هنری است که از ذهن تماشاگر کاملا به دور است. در بحث با گرافیست‌ها و طراحان پوستر، این نکته بارها مطرح شده که چرا نباید پوسترها محاسن پوسترهای تجارتی و هنری را یکجا داشته باشند؟

این خط کلی است که ما در این زمینه داریم و تلاش می‌کنیم که معیار ارزش‌یابی در مسابقه پوسترهای جشنواره همین باشد. ولی شاید یک یا دو سه سال اول تجربه باشد. ما گرافیستهای خوبی داریم که بعضی خودشان جزو شرکت‌کنندگان در مسابقه هستند و نمی‌توانند جزو داوران باشند. البته اینکه انتخاب پوسترها تا چه حد منطبق بر این سیاست باشد، به نظر داوران بستگی دارد و هنوز مشخص نیست انتخابشان چه نتایجی را به دنبال خواهد آورد. این مسئله باید طی دو سه سال اتفاق بیفتد. امسال سال شروع است، نه آخرین سال. اگر در سومین سال به کیفیت بهتری برسیم فکر می‌کنم موفق بوده‌ایم. ولی وقتی ما هنوز در پوسترسازی به این کیفیت نرسیده‌ایم، داوران آن را با چه چیز مقایسه کنند؟ مجبورند آن را با یک ایده‌آل، یعنی یک تصور ذهنی، مقایسه کنند.

نمایشگاه پوسترها در تمام استان‌ها برگزار می‌شود، یا فقط در تهران؟

واقعیت امر این است که اجرای همین برنامه نمایش جشنواره در سراسر کشور کاری بود که انجام آن از توان سینمای کشور خارج بود، فقط حساب کنید برای چاپ و آماده‌ کردن حدود هزار کپی فیلم، کارکنان سه لابراتور سینمایی کشور شبانه‌روز در سه شیفت کاری با همه مشکلات چون کمبود برق و مواد خام تلاش می‌کنند که امیدواریم به موقع کپی‌ها آماده شود.

تصور توزیع و مسائل آن در ارتباط با این همه کپی را در یک زمان کوتاه بکنید. از سوی دیگر توجه دارید که سینماهای همه مراکز استان‌ها وضع مطلوبی از نظر تجهیزات نمایش ندارند و برگزاری این بخش از جشنواره در استان‌ها برای اولین بار است و مسئولان ارشاد در مراکز استان‌ها برای اولین بار چنین تجربه‌ای را در پیش دارند.

به هرحال حرفی زده شد، و با آنکه بضاعت و توان انجام را نداریم، مثل بسیاری از دیگر کارها و اموری که در این کشور فقط به یاری خدا به انجام می‌رسد این هم انشاءالله به خوبی برگزار خواهد شد، اما اگر در جایی با مشکلی برخورد شد یا کمی و کاستی ملاحظه شد، به این مشکلات توجه کنند و بدانند که به هر حال همه نهایت تلاش و کوشش خود را در این مهم به کار برده‌اند. اما در مورد نمایش پوسترها با توجه به اینکه مکان تهیه 25 نسخه از همه پوسترهای انتخاب شده نبود چون از بسیاری از این پوسترها تنها دو یا سه نسخه باقی بود و بقیه به مصرف رسیده بودند و ضمنا چاپ مجدد آن‌ها هم مقرون به صرفه نبود. نمایش این پوسترها فقط در یک محل برگزار می‌شود. که البته تصاویر این پوسترها درکتاب پنجمین جشنواره که امیدواریم همزمان با برگزاری جشنواره انتشار یابد منعکس شده است.

برنامه‌ها به چه شکل در شهرستان‌ها ارائه خواهد شد و با چه هدفی جشنواره را گسترش دادید؟

هدف سیاست‌های سینمایی این است که گرایش از مرکز و تهران به سمت شهرستان‌های کشور متمایل شود. وقتی صحبت از سینمای ایران می‌شود، سینمای کل کشور باشد نه سینمای تهران. بر اساس این سیاست، سینماگران جوان فعالیت خود را در سراسر کشور شروع کردند و منجر شد به برگزاری جشنواره‌های استانی سینمای جوان. درابتدا این اطمینان نبود که آیا مثلا در شهری مثل یزد از جشنواره استقبال می‌شود یا نه؟ اصولا برای مردم شهرستان‌ها سینما اهمیت دارد یا نه؟ یا مثلا شهری مثل اهواز چند روز پس از یک بمباران وحشیانه از سوی دشمن بعثی آمادگی برای برگزاری جشنواره فیلم را دارد؟

حاصل کار و بازتاب‌ها حیرت‌انگیز بود، واستقبال فراوان از این برنامه‌ها نشان داد که می‌باید توجه بیشتر و بیش از پیش باشد.

در شهرهایی مثل یزد و اصفهان، وقتی جشنواره سینمای جوان برگزار می‌شود میزان تولیدات استانی به حدی زیاد به جشنواره می‌رسد که برای نمایشهای پیش‌بینی شده فیلمهای جنبی جشنواره فرصتی باقی نمی‌ماند.

برای گسترش جشنواره قرار بر این بود که در مرحله اول کار را در چند استان شروع کنیم و بعد آن را گسترش دهیم. ولی وقتی در جشنواره‌های سینمای جوان با چنین استقبالی مواجه شدیم، حقیقتا شرمنده شدیم که با توجه به این همه نیاز و استقبال نمی‌توانیم پاسخی برای غفلتمان داشته باشیم. وقتی این همه علاقه و بضاعت وجود دارد، ما نمی‌توانیم نسبت به آن بی‌تفاوت باشیم. در عین حال همان روز هم که این تصمیم را گرفتیم، برایمان آشکار بود که مشکلاتی بر سر راهمان خواهد بود. البته به صورت عینی مانند امروز نمی‌دانستیم چه مشکلاتی خواهیم داشت، فقط حدس می‌زدیم. چون برای جشنواره‌های سینمای جوان که امکانات محدودتری می‌خواهد مشکلات زیادی داشتیم و مسلما در جشنواره سراسری فجر انتظار مشکلات بیشتری باید داشته باشیم.

ولی استقبال چنان بود که گفتیم اگر قرار است در دهه فجر جشنی گرفته شود و برای این جشن جشنواره‌ای برگزار کنیم، غفلت بزرگی است اگر آن را در سطح کشور گسترش ندهیم. در این جشن، همه باید شرکت کنند. ممکن است در بعضی جاها نارسایی‌هایی داشته باشیم ولی ما تکلیف خود را انجام داده‌ایم و بدعتی را پایه‌گذاری کرده‌ایم و وقتی شروع شد ان‌شاءالله در سالهای بعد نارسایی‌ها مرتفع می‌شود.

در کنار برگزاری جشنواره سراسری فجر، مسئله‌ای که شما هم در مجله‌تان به آن اشاره داشته‌اید مورد مطالعه قرار داده‌ایم و آن این است که در مراکز استان دفاتر سینمای جوان سالنهایی را در اختیار بگیرند و به نمایش فیلمهایی که جنبه فرهنگی دارند، چه خارجی و چه ایرانی، اقدام کنند. و در واقع یک پایگاه فرهنگی در سطح استان ایجاد بشود. در تهران هفتاد و چند سالن سینما هست که همه جور فیلم نشان می‌دهند، اما در مراکز استان‌ها اغلب ترجیح می‌دهند  فیلمهایی را که بیشتر ارزش تجاری دارد نشان بدهند و مخاطبان سینما در مراکز استان‌ها عموما مواجه با فیلمهای خوب کشور نمی‌شوند. این طرح را مطرح کرده‌ایم و انتظار داریم تمام مراکز استان‌ها این کار را انجام بدهند و البته تلاش خواهیم کرد که این سالنها تغذیه بشوند و برنامه سالشان پر بشود و این سالنها مکانی بشوند که بیشتر هویت فرهنگی دارد تا مکانی که عده‌ای یک پاکت تخمه بخرند و یک فیلم سراسر زد و خورد و خونریزی ببینند. بعضی از استان‌ها اقدام کرده‌اند، بعضی مراجعه کرده‌اند. من فکر می‌کنم طی سال 66 تعدادی از استان‌ها این تجربه را شروع کنند. یعنی عملا در سطح گسترده‌ای در جهت سراسری شدن این برنامه‌ریزیها و این سیاست‌ها اقدام کرده باشیم.

غیر از مسائلی که درباره مشکلات سراسری کردن جشنواره توضیح دادید، آیا موارد دیگری از جمله میزان نمایش هر فیلم یا تعداد سینماهای استان‌ها مشخص شده است؟

تلاش ما این است که حتی‌الامکان بهترین سالن سینمای هر مرکز استان به جشنواره اختصاص پیدا کند و در طول 12 تا 22 بهمن، این سالن هر روز چهار سانس برنامه داشته باشد. یک سانس تحت عنوان نمایشهای ویژه، البته این نمایشهای ویژه همان نمایشهای ویژه که در تهران هست نخواهد بود. بعضی از آن‌ها فیلمهای انتخابی نمایشهای ویژه سال گذشته است و هیچ کدام از فیلمهایی که برای این بخش انتخاب می‌شود در آن استان نمایش عمومی نداشته است. بخش نمایشهای ویژه تشکیل می‌شود از بعضی فیلمهای جشنواره چهارم و تعدادی فیلمهای دیگر که از ارزشهای فرهنگی و هنری کم و بیش برخوردارند و با فیلمهایی که پیش از این در آنجا نمایش داده شده متفاوت خواهد بود. دو سانس به مرور یک سال سینمای ایران اختصاص دارد، ولی شامل کل این فیلمها نیست و طی یازده روز نمایش فیلم، هر فیلمی یک‌بار بیشتر نمایش داده نمی‌شود که جمعا 22 فیلم می‌شود. بعضی از فیلمهای بخش مرور در مسابقه هم حضوردارند. این تصمیم را به آن جهت گرفتیم که کل کشور را با تعداد کپی محدودتری تأمین کنیم و در عین حال یک نمای کلی هم از فعالیت یک سال سینمای ایران به دست بدهیم. هر روز یک سانس هم به نمایش گزیده‌ای از فیلمهایی که در جشنواره‌های گذشته عرضه شده‌اند، نه اینکه برنده شده باشند، اختصاص دارد.

در مورد فیلمهای خارجی، چون برنامه‌ها مروری بر یک دوره خاص تاریخی یا مروری بر آثار یک فیلمساز نیست، طبعا این انتظار هست که جدیدترین فیلمها انتخاب شوند، درحالی‌که سال گذشته در نمایشهای ویژه و چشم‌انداز سینمای آسیا فیلمهای قدیمی هم وجود داشت. مثل «سانشوی مباشر» (1954) و «ساعت‌ساز سن‌پل (1974)»

البته ما در چشم‌انداز سینمای آسیا چنین قاعده‌ای نداشتیم که همه فیلمها جدید باشد، ولی در نمایشهای ویژه سعی می‌کردیم که جدیدترین فیلمها که در اختیارمان است به نمایش درأید. من فکر می‌کنم که امسال ممکن است بندرت فیلمهایی مربوط به قبل از سال 1980 پیدا کنید.

ولی جدیدترین‌ها هم نیست؟

این‌طور نیست، چون الآن از کشورهای مختلف فیلم می‌فرستند و جدیدترین فیلمهایشان را هم می‌فرستند.

جشنواره فجر تا چه حد تابع مقررات جشنواره‌های دنیا است؟ به هر حال چون سیاست جشنواره فجر جدا از سیاست کل سینما و نمایش فیلم درکشور نیست، طبعا فیلمها با تغییراتی نمایش داده می‌شوند. آیا این تناقض با مقررات جشنواره‌های دنیا ندارد؟ و یا با موسسات فیلم‌سازی که شما از آن‌ها فیلم می‌خواهید مشکل خاصی پیدا نمی‌کنید؟

گمان می‌کنید که در جشنواره‌های دیگر هیچ محدودیتی برای نمایش یک فیلم در نظر نمی‌گیرند؟ زمانی می‌شود این ادعا را کرد که ما با اطمینان خاطر بدانیم که واقعا هیچ دخل و تصرفی در فیلمها نمی‌کنند. موجه‌ترین صورتش این هست که فیلم را نشان نمی‌دهند و باز این سؤال هست که چرا نشان نمی‌دهند؟ آیا به خاطر این است که از نظر شعارها و مقرراتی که آن جشنواره اعلام کرده سازگاری ندارد یا نه اغراض دیگری دارند؟ در جشنواره فجر، بیشتر همان معیاری که در کل سینمای کشور وجود دارد مورد نظر است. نمی‌خواهم بگویم اصلا برایمان مهم نیست جشنواره‌های دیگر چه‌کار می‌کنند؛ اما اصلا در شرایطی نیستیم که بخواهیم مورد مقایسه قرار بگیریم که مثلا در آن جشنواره این کار را می‌کنند و ما هم همان کار را انجام دهیم. یا برعکس بخواهیم با جشنواره‌های دیگر لجبازی بکنیم و بگوییم چون در آنجا این کار را می‌کنند، ما درست خلافش را انجام می‌دهیم. چیزی که برای ما اهمیت دارد همان معیارهای فرهنگی خودمان است، همان حرکت کلی است که در سینمای کشور می‌بایست حضور داشته باشد. وقتی عنوان می‌شود که حضور فیلم خارجی در ایران باید یک نوع تبادل فرهنگی باشد، آیا با حذف یک صحنه ضد فرهنگی در یک فیلم که در عین حال منتزع از کلیت فیلم نیز هست و به این ترتیب امکان نمایش آن فراهم می‌شود نمی‌تواند این تبادل فرهنگی صورت بگیرد؟ اگر واقع‌بینانه‌تر و تخصصی‌تر به سینما نگاه کنیم، می‌بینیم حتی گاهی هنرمندانه‌ترین فیلمها را هم حتی با ورسیونهای متفاوت می‌سازند، برای اینکه شرایط فرهنگی، مذهبی و اجتماعی کشورها متفاوت است. اگر با فیلمی مواجه شویم که با حذف چند صحنه ناجور و خلاف شرع و عرف بدون آنکه لطمه‌ای به کلیت فیلم بخورد شرایط این تبادل فرهنگی فراهم شود. آیا آن فیلم را نشان ندهیم؟ برای ما این تبادل فرهنگی اهمیت دارد. اگر این تبادل فرهنگی بتواند اتفاق بیفتد از نظر ما اشکال ندارد.

البته نظر ما این است که کلیت آن فیلم از بین نرود و به اصطلاح فیلم دیگری را به نمایش درنیاورده باشیم. هرچند اینجا نظرها فرق می‌کند و بعضی‌ها می‌گویند کلیت فیلم زمانی حفظ می‌شود که صحنه‌ای از آن حذف نشود. ما می‌گوییم کلیت یک فیلم، آن ارزشهای فرهنگی است که فیلم به همراه خودش دارد، نه آن صحنه و حرکتی که از نظر ما ضدفرهنگی است.

البته تلاش بر این است فیلمهایی که به نمایش درمی‌آیند یا اصلا نیازی به تغییر نداشته باشند یا اگر قرار است دخل و تصرفی در فیلم بشود به کلیت فیلم لطمه وارد نشود. وگر نه اینجا در واقع نقض غرض کرده‌ایم. این با کاری که در جشنواره‌های دیگر می‌کنند متفاوت است. آن‌ها اعلام نشده این کار را می‌کنند و ما اعلام می‌کنیم. ما به لحاظ سینمایی این کار را می‌کنیم و آن‌ها به خاطر مسائل غیر سینمایی، در عین اینکه خصوصی به شما اقرار می‌کنند که فیلمتان با ارزش است، ولی ادعا می‌کنند وزارت خارجه‌شان دستور داده این فیلم را شرکت ندهید. طبیعی است که وزارت خارجه هم با دید سینمایی این حرف را نمی‌زند، بلکه به خاطر فلان معامله اقتصادی که نتوانسته با ما انجام بدهد، این تصمیم را راجع به فیلممان گرفته است. من فکر می‌کنم کاری که ما می‌کنیم خیلی موجه‌تر از کاری است که در جشنواره‌های دیگر می‌کنند. و اصولا اگر خودمان را در معرض چنین مقایسه‌ای قرار بدهیم، خود را کوچک می‌کنیم. ولی با اعتقاد به هویت کلی جشنواره فجر اگر فقط بخش نمایشهای ویژه با بخشهای دیگر جنبی جشنواره مورد نظر نباشد و بحث به بخش مسابقه کشیده شود و روزگاری بشود که بخواهیم فیلمهای خارجی را در بخش مسابقه شرکت بدهیم، قاعدتا آن موقع مسئله صورت دیگری خواهد داشت و در آن صورت فقط به لحاظ یک تبادل فرهنگی نیست که فیلمی را نشان می‌دهیم، بلکه می‌خواهیم ارزیابی جشنواره را هم اعلام بکنیم. آن موقع قاعدتا فیلمهایی در بخش مسابقه حضور پیدا خواهند کرد که از نظر ما هیچ اشکالی نداشته باشند و هیچ دخل و تصرفی تحت هیچ عنوانی نباید در فیلم صورت بگیرد، و در بهترین شرایط هم باید نمایش داده شود که امکان ارزیابی فراهم شود. عین وضعیتی که در مورد فیلمهای خودمان هست. یعنی فیلمهایی در بخش مسابقه ما شرکت می‌کنند که در نمایش عمومی هم حضور خواهند داشت. فیلمی که اجازه پخش عمومی نمی‌گیرد قطعا وارد بخش مسابقه هم نمی‌شود. وقتی صحبت از یک حرکت کلی است، سینمای کشور که فیلمی را رد می‌کند، جشنواره هم همین کار را می‌کند، چون دلیل رد کردنش یک دلیل غیرسینمایی نیست و فقط به دلایل سیاسی و اجتماعی و غیره فیلم را رد نکرده است. با این حساب، اینجا دیگر بحث سانسور و ممیزی نیست. بحث از زد و خوردی فرهنگی است. زد و خورد حسن و قبیح خوب و بد. صحیح و غلط.

نمایش فیلمها بیشتر به زبان اصلی است؟

  • قاعدتا…

آیا کوشش شده است نسخه‌هایی از این فیلمها که دارای زیرنویس انگلیسی است به نمایش درأید؟

در دعوتی که از آن‌ها شده توصیه کرده‌ایم که نسخه با زیرنویس را در اختیار ما بگذارند، ولی محدودشان نکردیم که حتما باید این ویژگی را داشته باشد، به خاطر اینکه ما همراه جشنواره کاتالوگی حاوی اطلاعات و خلاصه قصه فیلم منتشر خواهیم کرد. نمی‌خواهیم به لحاظ نداشتن زیرنویس، تماشاگر را از دیدن فیلمی محروم کنیم. در مورد زیرنویس خودتان می‌دانید که زبان انگلیسی را هم همه بلد نیستند و این‌طور هم نیست که هرکس بلد نبود آدم غیر علاقه‌مند به سینماست. سعی می‌کنیم شرایطی را فراهم کنیم که تماشاگران فیلمها بتوانند بیشتر با فیلم‌ها ارتباط برقرار کنند. به همین علت اگر روزگاری بتوانیم فیلمهای بخش نمایشهای ویژه را با دوبله خوب عرضه کنیم، به طوری که کیفیت فیلم حفظ بشود، این کار را خواهیم کرد.

امسال در جمع فیلم‌سازان شرکت‌کننده در جشنواره چند اسم مشخص هم از فیلسمازان صاحب‌نام قبل از انقلاب وجود دارند. پارسال گفته می‌شد که فیلمهای اینها در بخش مسابقه شرکت داده نخواهند شد. آیا امسال هم اصرار هست که این فیلمها خارج از بخش مسابقه باشند؟

پارسال چنین بود، ولی امسال قرار نیست این‌طور باشد. در مسابقه هم می‌توانند شرکت کنند، فرقی نمی‌کند که فیلم‌ساز صاحب‌نام قدیمی باشد یا فیلم‌ساز گمنام جدید. داوران، بهترین فیلمهای تولید شده را انتخاب می‌کنند فارغ از اینکه قبلا آن فیلم‌ساز چه فیلمی ساخته و یا احتمالا چه فیلمی در آینده خواهد ساخت.

برای برگزاری این بخش جشنواره در 24 استان چه تبلیغات خاصی برای اینکه مردم در جریان قرار بگیرند در نظر گرفته‌اید؟

بخش زیادی از این تبلیغات باید در مراکز استان‌ها صورت بگیرد و محدوده‌اش خود استان و به عهده همان مرکز استان است. یعنی مسئول جشنواره، اداره کل ارشاد استان و همچنین مراکز صداوسیما، بنیاد مستضعفان و نهادهای دیگری که با این قضیه ارتباط دارند، هستند. بعضی از مراکز استان‌ها از حالا تبلیغاتشان را شروع کرده‌اند. کاری که قرار است در تهران انجام شود این است که بخشی از مواد تبلیغاتی آن‌ها را آماده کنیم. مثلا پوستر جشنواره یا سر در سینماها را از همین جا آماده کنیم و برایشان بفرستیم. بخشی از کاتالوگ جشنواره را برای مراکز استان‌ها تهیه کنیم و برایشان بفرستیم و از این طریق آن‌ها هم درجریان رویدادهای تهران و مراکز دیگر استان‌ها و استان خودشان باشند. البته بخش وسیعی از تبلیغات به عهده مطبوعات و صدا و سیما است که تا آنجا که من اطلاع دارم تدارکات وسیعی را شروع کرده‌اند.

سینماهای تهران مشخص شده‌اند؟

سینماهای تهران کم و بیش مشخص شده‌اند. سینماهای جشنواره گذشته به اضافه سینما فلسطین و سینمای کودک و نوجوان (بلوار سابق).

چه برنامه‌های دیگری احتمالا به جشنواره اضافه خواهد شد؟

یک موردی که پیش‌بینی کرده‌ایم ولی مطمئن نیستیم که امسال بتوانیم آن را اجرا کنیم، مصاحبه مطبوعاتی برای دست‌اندرکاران فیلمها است. راجع به تدارک و برگزاری‌اش در حال بررسی هستیم. اگر بتوانیم این کار را قطعا انجام خواهیم داد ولی اگر نشد، به هر حال جزو برنامه‌ها هست.

نکته دیگری که باید اشاره بکنم این است که تصمیم داشتیم در جشنواره امسال بخشی به نام «سینمای مستند پس از پیروزی انقلاب اسلامی» اضافه کنیم و بیشتر فیلم‌های این بخش می‌بایست توسط صداوسیما تأمین می‌شد، ولی متاسفانه به لحاظ مشکلاتی که داشتند اعلام کردند که امکان آماده کردن این فیلمها را برای این بخش ندارند، چون در دهه فجر کار صداوسیما خیلی زیاد است و مشکل این فیلمها این است که درتلویزیون فیلمها به شکل «دوبله باند» استفاده می‌شود و برای نمایش باید چاپ جدید بشود و حاشیه صدا به آن‌ها اضافه شود و این خود فعالیت وسیعی را می‌طلبد که صداوسیما اعلام کرد امکان این کار را ندارد البته امیدوار هستیم در سالهای آینده زودتر اقدام بشود و با توجه به اینکه پس از انقلاب سینمای مستند فعالیت بسیار گسترده‌ای داشته و تاکنون متاسفانه مورد ارزیابی جدی قرار نگرفته، بتوانیم این بخش را داشته باشیم. بخش پرباری خواهد بود، هم برای فیلم‌سازها که بتوانند این حوزه از سینما را دنبال بکنند، و هم برای کسانی که در سینما اهل تحقیق و نقد هستند.

نکته دیگر در مورد هیئت داوران است: آقای رخ صفت به دلیل مشکلاتی که داشتند اعلام کردند امکان حضور در هیئت داوران را ندارند. البته خیلی متأسف شدیم که ایشان را در میان داوران نداریم، ولی با توضیحاتی که دادند، قانع شدیم و امیدورایم در سالهای دیگر بتوانیم از وجودشان استفاده کنیم.

ضمنا در جهت حضور فیلم‌سازان متعلق به حرکت انقلاب اسلامی در جشنواره، امسال تصمیم داریم تعدادی از آن‌ها را دعوت کنیم به عنوان میهمان جشنواره حضور داشته باشند.

 

 

جدول درصد توزیع به‌کارگیری نیروهای جدید در سینمای ایران با توجه به پروانه فیلم‌سازی صادر شده در سالهای 62 و 63 و 64 و شش ماهۀ اول سال 65

حرفه رده‌بندی فعالیت افراد بر مبنای سال 58 1362 1363 1364 نیمه اول 1365
کارگردان قدیمی 55% 5/37% 24% 7%
جدید 45% 5/62% 76% 93%
فیلم‌بردار قدیمی 75% 5/62% 47% 14%
جدید 25% 5/37% 53% 86%
فیلم‌نامه‌نویس قدیمی 42% 5/37% 21%
جدید 58% 5/62% 79% 100%
بازیگرنقش‌اول

مرد- زن

قدیمی 64% 5/51% 25% 21%
جدید 36% 5/48% 75% 79%

 

مقایسه فیلمهای ایرانی و خارجی اکران شده در سینماهای تهران

شش ماهه اول سالهای: 61، 62، 63، 64، 65

 

    تعداد تماشاگر (نفر) میزان فروش (ریال)  
سال

1361

ایرانی خارجی جمع ایرانی خارجی جمع
2690294 5033560 7723854 170777781 378075717 548853498
83/34% 17/65% 12/31% 88/68%
1362 1966433 6828181 8792614 132463650 506181181 638644831
34/22% 66/77% 74/20% 26/79%
1363 4225632 8593165 12818797 372840460 770266950 1143107410
96/32% 4/67% 6/32% 4/67%
1364 7592758 5620702 13213460 698387500 479642238 1178029738
5/57% 5/42% 3/59% 2/40%
1365 9288305 5374892 14663198 843349840 471778440 1315128280
34/63% 66/36% 13/64% 87/35%

مقایسه سهم صاحبان فیلمهای ایرانی و خارجی از فروش فیلم در سینماهای تهران

شش ماهه اول سالهای:61، 62، 63، 64، 65

 

سال ایرانی خارجی
1361 68311122 151230288
12/31% 88/68%
1362 52985460 202472472
74/20% 26/79%
1363 164521338 244358606
2/40% 8/59%
1364 320513125 136153787
2/70% 8/29%
1365 384717867 157238466
2/70% 8/29%

جدول وضعیت سینماها و فیلم‌ها در سال 1364

سینماها
تعداد تماشاگران فیلمهای ‌ایرانی
تعداد تماشاگران فیلمهای ‌خارجی
تعداد کل تماشاگران
فروش فیلم ایرانی به ریال
فروش فیلم خارجی به ریال
کل فروش
کشور (بدون تهران)
852/274/22
539/587/27
391/862/49
225/549/485/1
750/470/723/1
975/019/209/3
تهران
459/309/14
029/879/10
488/188/25
880/623/328/1
688/229/943
568/853/271/2
کل کشور
311/584/36
568/466/38
879/050/75
105/173/814/2
438/700/666/2
543/873/480/5
● در گزارش‌های قبلی به لحاظ فقدان اطلاعات مربوط به سینماهای شهرستان‌ها بنا به عرف معمول بازاظر فیلم تعداد تماشاگران و میزان فروش سینماهای کل کشور مساوی و معادل میزان تهران در نظر گرفته می‌شد.

خوشبختانه از اول سال 1364 با جمع‌آوری اطلاعات و کامپیوتری نمودن آن توانستیم آمار دقیق‌تر در مورد وضعیت سینماهای کشور ارائه کنیم.

* برای آگاهی از چند و چون هرم کمیت و کیفیت فیلمهای ایرانی، مراجعه کنید به مقاله «سینما چه بود، چه شد، چه باید بشود؟» مندرج در کتاب «سینمای ایران و سومین جشنواره فیلم فجر» که توسط وزارت ارشاد اسلامی در سال 1363 منتشر شده است.

 

ماهنامه فیلم، شماره 46.

پست های مرتبط

نمی‌دانم چرا جرم من مشمول زمان نمی‌شود!
عادت کرده بودیم به میز‌ها دل نبندیم
درباره سینمای دهه شصت
گوش به این حرف‌ها ندهید!
درباره سینمای دهه شصت
تارکوفسکی، سینمای دینی با مضمون معنوی، و دهه شصت
سینمای ما به عنوان یک نوع مکتب رسمیت یافته است
 فیلم‌ساز انقلابی حتما بدهکار است نه طلبکار!
بنیاد سینمایی فارابی چگونه تأسیس شد، حمایت کرد، هدایت کرد و تولید کرد
مروری بر سینمای دهه شصت
آنها اهل تفرقه اند ما اهل وفاق بودیم
اندکی صبر…
هویت ملی در سینما؛ ضرورت یا تاکتیک
جشنواره فجر را بهتر است خانه سینما برگزار کند
سینمای اخلاقی همان سینمای دینی است
درباره ممیزی و نظارت در سینمای ایران
دیروز و امروز سینمای کودک و نوجوان
سینماى ایران پس از سرگیجه، پوست ترکاند!
تولد سینمای ایران در جنگ
سینما هنر می‌کند که نفس می‌کشد