اصل شفاف واقعیت؛بدون سیاه‌نمایی و سفید نمایی

باید بدانیم به همان اندازه كه سیاه‌نمایی درست نیست، سفیدنمایی هم خوب نیست و باعث می‌شود كاركرد و ارزش یك رسانه از بین برود و باید واقعیت‌ها عنوان شود؛ بدون سیاه‌نمایی و یا سفیدنمایی.
1394/05/27

وقتی اخبار ناگوار و بی‌نتیجه روز به روز بیشتر می‌شود

میزان اخبار و گزارش‌های منفی و بد در سال‌های اخیر آنقدر زیاد شده است كه حالا دیگر به سختی می‌توانیم اخبار مثبت و كمی امیدوار را در رسانه‌ها پیدا كنیم. انگار رسانه‌ها، دنبال اخبار ناامیدكننده هستند و هرچقدر خبری تلخ‌تر و سیاه‌تر باشد، ارزش خبری آن بیشتر و بیشتر می‌شود و در صدر قرار می‌گیرد. این بدحالی در رسانه‌ها روی جامعه هم تاثیر گذاشته؛ مردم دیگر منتظر اخبار خوب و امیدوار نیستند و بیشتر به خبرهایی اطمینان دارند كه از ناگواری‌ها و تلخی‌ها می‌گوید. در چنین شرایطی رسانه‌ها برای دیده و شنیده شدن، بیشتر به سمت این اخبار می‌روند تا حساسیت‌های بیشتری ایجاد شود و بین عاملان خبر، كه معمولا مدیران و مسوولان هستند، و مردم فاصله‌ بیشتری ایجاد شود و نقار و جدایی در جامعه رخ دهد. از طرف دیگر مدیران هم به این جنس ناخوشایند انتشار خبرها عادت كرده‌اند؛ آنها با خودشان فكر می‌كنند كه در حجم اخباری كه در روز منتشر می‌شود، هر خبر ناگوار و ناخوشایندی درباره آنها، مدیریت‌شان و وضعیت جامعه، بالاخره محو می‌شود و مردم یادشان می‌رود كه مثلا امروز یك اختلاس تازه فاش شده یا یك مجسمه ٦٠٠ كیلویی در روز روشن از شهر دزدیده شده یا روی صورت دختران اسیدپاشیده شده. مدیران فكر می‌كنند كه بالاخره، حافظه كوتاه‌مدت جامعه كمك می‌كند تا خبرها از یاد برود و در سررسید خبری تازه دیگر كسی، چیزی از وقایع گذشته را به یاد نیاورد. حالا شاید این تصور درست و منطقی باشد و حتی تایید شود كه مردم، یادشان می‌رود و خبرها را فراموش می‌كنند. اما به هیچ‌عنوان نمی‌توان این نظریه را رد كرد كه حتی در فراموشی كامل هم، باز اخبار ناخوشایند تاثیر خود را می‌گذارند و باعث می‌شوند كه بی‌اعتمادی در جامعه به وجود بیاید. در روزگار امروز كه خبرها ساده و كوتاه و سریع با اینترنت و گوشی‌های همراه هوشمند به دست مردم می‌رسد، طبیعی است كه حجم انبوه اطلاع‌رسانی، خبرها از ذهن پاك شوند، اما تاثیرات آنها پابرجاست؛ جامعه بعد از مدتی نمی‌تواند به مدیرانی كه همه پرونده‌ها را باز گذاشته‌اند و پیگیری نكرده‌اند اعتماد كند و همزمان عده‌ای هم به این نتیجه می‌رسند كه وقتی پرونده‌های بزرگ و رسانه‌ای فراموش می‌شوند و كسی از سرنوشت آنها خبردار نمی‌شود، می‌توانند با رفتارهای ناهنجار كوچك و كم اهمیت زندگی خود را بچرخانند و كسی مانع آنها نشود. این بی‌اعتمادی عمومی، مهم‌ترین ضربه‌ای است كه از فاصله میان مردم و مدیران و در فضای اطلاع‌رسانی تلخ و سیاه به وجود می‌آید. ضربه‌ای كه باید مقابل آن ایستاد و بی‌اعتمادی را نشانه‌ای برای یك بیماری عمومی در نظر گرفت و نسبت به آن واكنش نشان داد. برای مقابله نخستین قدم توجه به اخبار خوب و مثبت است؛ نه اینكه چشم روی معضلات و مشكلات ببندیم و همه‌چیز را وارونه نشان دهیم، نه منظور این است كه از تجربه‌هایی مثل انتشار اخبار مذاكرات هسته‌ای و توافق هسته‌ای درس بگیریم و یادمان باشد چنین اخباری باعث ایجاد الفت میان مردم و عاملان خبر ، تیم مذاكرات هسته‌ای، شد. اتفاقی كه به جامعه امیدواری و انگیزه داد و رسانه‌ها موفق شدند میان مردم و تیم مذاكرات هسته‌ای هماهنگی، همدلی و همراهی ایجاد كنند. خبرهای و گزارش‌هایی از این دست بیشتر و بیشتر باید دیده و به آنها پرداخته شود.

البته باید بدانیم به همان اندازه كه سیاه‌نمایی درست نیست، سفیدنمایی هم خوب نیست و باعث می‌شود كاركرد و ارزش یك رسانه از بین برود و باید واقعیت‌ها عنوان شود؛ بدون سیاه‌نمایی و یا سفیدنمایی.

در قدم‌های بعدی رسانه‌ها باید با شناخت فرهنگ ایرانی‌ها و دانستن این ناهنجاری همیشگی ما كه تا زمانی كه دیده نشویم مبادی آداب نیستیم و به محض دیده شدن آداب و اصول را رعایت می‌كنیم، نحوه اطلاع‌رسانی اخبار بد را تغییر دهند. اگر رسانه‌ها به جای پرداخت كلی به هر اتفاقی به دنبال مسوول و مدیر واقعی آن اتفاق بگردند و آن مدیر را به جامعه معرفی كنند، دیگر هیچ پرونده‌ای باز نمی‌ماند. جامعه و رسانه در یك شكل كلی عادت كرده تا مسوولیت همه‌چیز را به گردن یك كلیت بیندازد و هیچ‌وقت به شكل جزیی و واقعی به مدیران و مسوولان نگاه نكند. در حالی كه اكثر مواقع اتهامات كلی همیشه درست نیست و ممكن است یك مدیر میانی ساده كارش را درست انجام نداده باشد و با زیر سوال‌بردن یك كلیت، هم راه را برای ورود اتهام‌های بی‌اساس باز می‌كنند و هم مسیر پیگری و به نتیجه رسیدن را به بن‌بست می‌رسانند. بنابراین رسانه‌ها باید یك بازتعریف دوباره داشته باشند و با نگاهی به تغییرات و البته جامعه‌ای كه در مسیر بی‌اعتمادی و نقار حركت می‌كند، جنس تازه‌ای از پوشش اخبار را برای به نتیجه رسیدن پرونده‌ها و ایجاد كمترین فاصله میان مردم و مدیران تجربه كنند.

یادداشت برای روزنامه اعتماد، ۲۷ مرداد ۱۳۹۴

پست های مرتبط

موزۀ مطبوعات؛ بهانه‌ای برای عبور از روزمرگی
نبض جامعه در محرومیت كُند می‌شود
افکار عمومی صاحب‌محضر
علت و معلول را جابه‌جا می‌كنیم
واقعیتی که همۀ رسانه‌ها پنهان می‌کنند