در همسایگی احمد شاملو

گفتم که دیوار خانه من با خانه همسایه نازک بود. برای همین اغلب حرف و سخن اهل خانه همسایه را میشنیدم و استراق سمع میکردم. از خاطرات آن همسایگی چیزهایی به یاد دارم. یک وقت فروغ دستهایش را در باغچه کاشت و پیچک از در و دیوار خانه من بالا رفت و خیالم را سبز کرد.
چرا تلويزيون نمیبينيم؟

كساني كه اين رفتار تلويزيون برایشان محل سوال است، چطور اينهمه سال متوجه سياستها و عملكرد اين سازمان نشدند و هنوز از چنين رفتارهايی تعجب ميكنند. با اينكه دوست ندارم با لحنی تهی از اميد دربارۀ تلويزيون حرف بزنم اما به اين پرسش كه «با چنين تلويزيوني چه بايد كرد؟»