تعادل پایدار و تعادل ناپایدار

جامعه تازه شکل گرفته به خوبی متوجه اهمیت شرایط برد ـ برد میشود. دیگر انتخابات برایش حکم بازیای که یک طرف در آن برنده و طرف دیگر بازنده است را ندارد. میداند که آنچه ایران دارد سفرهای است که همه باید سر آن بنشینند؛ حتی آنها که به هر دلیلی ناراضیاند را دعوت به مشارکت میکند. این تذکر مدام داده میشود که ایران سهم همه ما است.
خوب است جناب آقای روحانی بدانند…

در باب نتایج انتخابات دوازدهمین دوره ریاست جمهوری روز ۲۹ اردیبهشت، ورای نتایج متنوعی که سیاستمداران، اقتصاددانان، جامعهشناسان و … گرفتهاند، در ساحت فرهنگ هم نکتههای بسیاری نهفته است. آن روز، فرصتی بود برای اندیشیدن دوباره به این دو پرسش اساسی: «ایرانیها کیستند؟» و «اکنون حالشان چطور است؟».
بیرودربایستی با آنانکه رأی نمیدهند!

برخی تبعیدیان خودخواسته به حاشیه، شاید یگانه کار فاعلانهشان، انصراف دادن از فعالیتهای سیاسی و اجتماعی و رفتن به زندانِ تاریک حاشیهنشینی باشد؛ آنان روزگاری یک قدم فاعلانه به سمت انفعال برداشتهاند و به خاطر همین یک تصمیم، تا آخر عمر خود را فاعل میپندارند و متوجه ابتلای درازمدتشان به انفعال نیستند.
هزینۀ کسب اعتبار مسئولین از جیب جامعه!

وقتی در میراثفرهنگی مسئولیت داشتم، چند سالی پیگیری کردم که بودجهای به ساماندهیِ تختجمشید و اجرای برنامههای معرفی و نور و صدا در آن اختصاص پیدا کند. وقتی این بودجه تصویب و مبلغ یک میلیارد و ششصد میلیون تومان به دستمان رسید، دیگر عمر مدیریت بنده به سر رسیده بود و این اتفاق محقق نشد.
حفاظت از عطر و طعم شهرها

حافظ در مصرع «خوشا شیراز و وضع بیمثالش» شهرش را «بیمثال» معرفی میکند، و این درست در اوج کشمکشهای سیاسی پیش از به قدرت رسیدن تیمور است که باعث شده در مدت کوتاهی شیراز حکّام متعددی به خود ببیند و وضعیتی بیثبات را تجربه کند. پس از چهروست که حافظ در این وضعیت باز هم شیراز را بینظیر میداند!