دربارهیِ پویاییِ فلات ایران و روشنبینیِ گذشتگان برای زندگی در میانۀ دو تهدید

بیابان معمولاً پست و مسطح و خالی از تنوع و پویایی است. مگر آنکه استثنائی قاعده را برهم بریزد؛ چیزی مثلِ کوهستان. ایران از سوی دیگر بر کمربند کوهستانی کرۀ زمین هم واقع شده؛ سلسله جبالی رفیع معروف به آلپ ـ هیمالیا که از قلبِ اروپا تا دلِ آسیا را چین و شکن داده است.
فیلمساز انقلابی حتما بدهکار است نه طلبکار!

خیلیها در خصوص مدیریت دهه 60 سینما حرف میزنند. مدیریت آن دوران منتقدان و موافقان سرسختی دارد ولی برایم جالب است که هیچ کس در خصوص مدیریت های دهه 70 و 80 تا این میزان حرف نمیزند و اصلا مدیریت های این دو دهه نه موافق دارد و نه مخالف اما به نظرم تامل در صحبتهایی که پیرامون مدیریت دهه 60 میزنند بسیار مهم است.
چرا انتخابات در سینمای ایران جایی ندارد

فیلمسازی و سینمای ما در عین حال که به موضوع انتخابات نپرداختهاند به خیلی از موضوعات هم توجهی نداشتهاند و فقط این موضوع نیست که مورد بیتوجهی قرار گرفته است. این موضوع به احوالات فیلمسازی بازمیگردد.
هویت ملی در سینما؛ ضرورت یا تاکتیک

گرفتاریهایی که به صورت روزمره گریبان خیلی از حوزهها از جمله سینما را گرفته به اعتقاد من در حد گرد و غباری است که بر صورت سینمای ما نشسته و با یک نسیمی هم مرتفع میشود. این گرد و غبار سابقه طولانی داشته و در زمان حضور ما هم وجود داشت. اما سینمای ما حرکت کرد، نفس کشید و موجودیت خودش را حفظ کرد.
مدیریت فرهنگی بعد از انقلاب اسلامی؛ گام برداشتن در مسیر ناشناخته

مشکلاتی که با آنها مواجه بودیم چندان دور از توقع نبود. یک مشکل این بود که وقتی صحبت از سینما میکردیم همه یاد سینمای قبل از انقلاب و آن چیزی میافتادند که دوره طولانی در کشور وجود داشت. دست اندرکاران سینما، تماشاگران، منتقدان و… دارای چنین تلقی بودند و در بسیاری از موارد این ذهنیت پیش میآمد که اگر سینما آن نیست، پس اصلاً سینمایی وجود ندارد که باید این تلقی تغییر میکرد.