پوستاندازیِ صورتِ آیین محرم!

شهری که در آن مدنیت بر اریکه نشسته بود و سلسله مراتب جامعۀ شهری نظیر محلات و کوی و کوچه برای برگزاری یک آیین در همۀ مقیاسهایش به قدر کافی منسجم بود. در هر محله هیئتها و دستههای عزاداری وجود داشت و حضور در هر هیئت عزاداری همچون حضور در نمایشنامهای آیینی بود که همۀ نقشآفرینان معلوم و نقشهایشان روشن بود و این حضور به انسجام آن محله کمک میکرد.
کنکاشی در نسبت شهر و آیین محرم

از منظر معنای فتوت که بر مراسم عزاداری سیدالشهدا نظر کنیم آن را حاوی دلالتهایی راهگشا مییابیم. آزادگی از متعلقات و قیود دنیوی، منحصر به دین یا مذهب خاصی نیست بلکه از قدیمالایام ممدوح فرهنگ ایرانی بوده و از این طریق به اغلب ادیان الهی که پرورشگاهشان ایران بوده نفوذ کرده است.
مکتب قلبشناسی

معمولا در ذکر مصیبت کربلا، راویان بر روی نکتههایی از این واقعه تأکید میکنند که البته باعث سوز و گدازمان میشود؛ تشنگی سیدالشهدا و سپاهش، رفتاری که با حضرت عباس شد، کمی تعداد یارانش در مقابل سپاهیان دشمن و سپس رفتاری که با زنان و کودکان شد و … .
در آینۀ آیین محرم

دینداری از نظر ایرانیان هیچگاه محدود به حفظ ظاهر یعنی مراعاتِ احکام شریعت نبوده است. ایرانیان هیچگاه به ظاهر دین اکتفا نکردند. باطنِ دین برای ایرانیان «راه» بوده، راهی که در انتهای آن معشوق نشسته است. باطن همۀ ادیان الهی برای ایرانیان یک حقیقت بیش نیست؛ طی طریقِ عشق. اختلافی در ظواهر اگر هست از جهت راه نیافتن و توجه نکردن به باطن است.