«خانۀ پدری» چند میارزد؟

برای زندگی کردن و خوب زندگی کردن، کافیست زمینهها و جایی بودنها را به یاد بیاوریم. جایی بودن باطلالسحر سوداگری است. اصلا لازم نیست جایی را جایی کنیم. جایی شدن هر جا از ید ارادۀ ما و عمر ما خارج است. خوشبختانه در سرزمینی کهن زندگی میکنیم که هیچ جایش نیست که بالاصاله «جایی» نباشد.
ریسباف و توسعه پایدار

پایداری حتی در معنای لغوی دال بر تداوم و دنبالهداری است و تا ابتدای قرن اخیر هر امر و فعلی که در کشور سر میزد چیزی جز پایداری نمیدیدیم و این پدیده، اصلا مسئله جدیدی در اندیشه ایرانی نیست. این یک سده اخیر است که چون دچار ناپایداری شدهایم و همه ابعاد زندگیمان تحت تاثیر قرار گرفته، به دنبال راه نجات، از پایداری سخن میگوییم.
دربارۀ کتاب «نزدیک داستان» اثر علی خدایی

چند دههای بود که مادر، محبت، دوست، زیارت و حتی اصفهان و مشهد و طبس از قصهها غایب بود، نه اینکه نباشد، بود ولی انگار چیزی کم داشت. انگار در رگ کاراکترهایشان خون جریان نداشت، درِ خانهها که باز میشد بوی برنج دمکشیده نمیآمد، اصفهانش چارباغ نداشت و اگر داشت خبری از آبمیوه و بستنی و بلال و یا مسافران تازهواردی که عابرین را دید میزدند نبود.