موزۀ مطبوعات؛ بهانه‌ای برای عبور از روزمرگی

به صرافت افتادن برای ایجاد موزۀ مطبوعات خود از جنبۀ دیگری اهمیت دارد. وقتی جامعه‌ای مبتلای به روزمرگی است اساسا نمی‌تواند به چیزی ورای نگاه روزمره‌ نگاه دیگری داشته باشد؛ در جامعه‌ای که دردش صبح را به شب رساندن و شب را صبح کردن است نه تنها به مطبوعات که به هیچ موضوع دیگری نیز نمی‌توان نگاهی غیرروزمره داشت.

نبض جامعه در محرومیت كُند می‌شود

مردم در میان این‌همه بی‌امكاناتی و محرومیت، با شناخت مواضع مختلف خبررسانی، خود خبر درست را تشخیص می‌دهند و به آن اعتماد می‌كنند. البته عده‌ای هم هستند كه در این محرومیت، به این نتیجه می‌رسند كه دیگر كاری به اخبار نداشته باشند. این افراد خود را از بزنگاه‌های مهم و تاریخی جامعه حذف می‌كنند و با این حذف بازهم به دولتی ضربه می‌زنند كه در این جریان بی‌تقصیر است.

افکار عمومی صاحب‌محضر

اگر روزگاری جامعه تنها با انتخاب نمایندگان مجلس در عرصه نظارت بر مدیریت كشور ایفای نقش می‌كرد اكنون علاوه بر آن راهی موثرتر و مستقیم‌تر برای ایفای نقش صاحب محضری خویش یافته است. افكار عمومی با حساسیتش نسبت به موضوعاتی و چشم‌پوشی از موضوعات دیگر كسانی را كه تا پیش از این عادت به زندگی در فضای شفاف نداشته‌اند در اتاقی شیشه‌ای قرار داده و به آنان می‌فهماند كه همه سكنات‌شان تحت نظر است.

اصل شفاف واقعیت؛بدون سیاه‌نمایی و سفید نمایی

باید بدانیم به همان اندازه كه سیاه‌نمایی درست نیست، سفیدنمایی هم خوب نیست و باعث می‌شود كاركرد و ارزش یك رسانه از بین برود و باید واقعیت‌ها عنوان شود؛ بدون سیاه‌نمایی و یا سفیدنمایی.

علت و معلول را جابه‌جا می‌كنیم

مسوولیت‌پذیری، عنصر گمشده جامعه امروزی ماست. عنصری كه روایت می‌كند؛ هیچ‌كس در این جامعه حاضر نیست اشتباهاتش را بپذیرد و همین عدم پذیرش است كه آسیب‌های اجتماعی و حتی آسیب‌های محیطی مثل سیل را به وجود می‌آورد.

واقعیتی که همۀ رسانه‌ها پنهان می‌کنند

هرچند  «رسانه» پلی ارتباطی میان وقایع و مخاطبین است و بزرگترین سرمایه‌اش اعتماد مخاطب به اینکه وقایع را همانطور که هست منعکس می‌کند، لیکن این بخشی از ماجراست. واقعیت این است که هر رسانه کارفرمایی دارد که بنا به منویات او همواره بخشی از واقعیات پنهان و بخشی از آن متورم می‌شود.