درباره‌ی محمدمهدی دادگو

از اردیبهشت ماه سال 62 که فخرالدین انوار معاونت سینمایی وزارت ارشاد را عهده­دار شد، تا شهریور ماه جلسات مستمری در خصوص برنامه ­ریزی در زمینه سینما داشتیم که دادگو در آن جلسات نقش فعالی داشت. زمانی که در نهایت آن جلسات به سرانجام رسید و کارهای مبتنی بر آن برنامه­ریزی­ها را آغاز کردیم از نخستین اقدماتی که باید انجام می­شد تاسیس بنیاد فارابی بود.

حبس 20 ساله یک ثروت

بالاخره باید بپذیریم که بعد از انقلاب چیزی به نام سینمای دهه 60 اتفاق افتاد در حالی که همه‌‌ی قرائن دلالت می‌کرد که ما اصلا سینما نداشته باشیم،‌ چون خیلی از کشورهایی که درگیر جنگ شدند در برهه جنگ سینمای خود را از دست دادند، ولی سینمای نوین ما در زمان جنگ ظهور پیدا کرد. این سینما، سینمایی بود که در قیاس با تاریخ سینمای ایران شرایط متفاوتی داشت و می‌خواست خود را با شرایط عمومی‌ای که بعد از انقلاب حاکم بود، تطبیق دهد.

گفتگو درباره سینمای دهه ۶۰ به بهانه انتشار کتاب «گفتگوهای سینمایی»

دلیل تاسیس فارابی این بود که سال62 وقتی آقای فخرالدین انوار در معاونت سینمایی مستقر شد، مفصل بحث کردیم که سینمای کشور را آسیب‌شناسی و ارزیابی کنیم تا بتوانیم با برنامه‌ریزی کار کنیم. می‌خواستیم طرحی نو دراندازیم! حاصل آن بحث‌ها این شد که باید نهادی داشته باشیم که وظیفه حمایت از سینمای حرفه‌ای را به عهده بگیرد. این نهاد باید خارج از حوزه وزارت ارشاد باشد که بتواند سیال‌تر و چابک‌تر عمل کند. این چابکی در نظام بروکراتیک وزارت ارشاد که هنوز هم هست، ممکن نبود. به همین دلیل تصمیم گرفته شد نهادی ایجاد شود.

مدیریت در سال‌های پس از سرگیجه

مدیریت در سال‌های پس از سرگیجه

از سال ۵۷ تا ۶۲ همه دربارۀ سینما حرف می‌زدند اما دریغ از عمل. هر کسی اگر بلندگویی در دست داشت، نظراتش را در سینما می‌گفت. دیدگاه‌هایی معمولاً ناروشن و بی‌برنامه. از یک طرف حجت‌الاسلام صادق اردستانی سرپرست کمیسیون بازبینی فیلم‌ها می‌گوید: «صریح‌ترین معیار اسلامی که ما هم آن را دلیل نفی سینما معرفی کرده‌اند فساد آن است.»، از طرف دیگر محمدعلی رجایی هم گفته: «شعار مردم باید در آثار سینمایی منعکس شود.»

جابه‌جایی حاشیه و متن در سینمای ایران

جشنواره تهران به این شکل بود که هرقدر تولیدات داخلی سینمایی ما افول پیدا می‌کرد، جشنواره تهران باشکوه‌تر برگزار می‌شد. جشنواره اول هم با چنین رویکردی آغاز به کار کرده بود، بنابراین چندان معطل این که ما سینما داریم یا نداریم نمانده بود.

صداو سیما مخاطب خود را اشتباه گرفته است

در سال‌های ابتدایی حضور در صداو سیما در گروه پخش بودم. خاطرم هست که تا ماه‌ها در تلویزیون تولیدی صورت نمی‌گرفت. در واقع ما دچار سرگیجه بودیم. بنابراین، بیشتر برنامه‌هایی که پخش می‌کردیم، زنده و بیشتر هم سخنرانی‌هایی بود که در مکان‌های دیگر صورت می‌گرفت. بعد از مدتی گروه کوچکی تشکیل دادیم که از تصاویر موجود و موسیقی برنامه‌هایی را تولید می‌کرد.

سینماى ایران پس از سرگیجه، پوست ترکاند!

براى ما سوال بود که اساسا ایران مى‌تواند سینما داشته باشد یا خیر؟ دلایل روشنى هم براى خود داشتیم که مى‌توانیم سینما داشته باشیم و روى پاى خود بایستیم؛ چون ما یک جامعه بزرگ داریم که یک زبان واحد دارد. ما کسانى هستیم که به لحاظ فرهنگى غنى هستیم و همین فرهنگ بضاعتى را در ما ایجاد مى‌کند که بتوانیم سینما داشته باشیم.

تولد سینمای ایران در جنگ

تولد سینمای ایران در جنگ

قبل از انقلاب همراه تعدادی از دوستان فعالیت‌هایی به شکل آماتوری در زمینه سینما داشتم بعد از پیروزی انقلاب از 25 بهمن سال 57 به صداوسیما رفتم و تا سال 62 در بخش‌های مختلف مانند پخش، تولید، گروه فیلم و سریال و… همکاری می‌کردم تا این که آقای خاتمی از من دعوت کردند تا به عنوان معاون سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد با ایشان همکاری کنم، اما من آقای انوار را معرفی کردم چون معتقد بودم آقای انوار در این زمینه مناسب‌تر هستند، همکاری من با معاونت سینمایی این‌گونه آغاز شد و تا بهار سال 73 ادامه یافت.

تاریخچه حضور بین‌المللی سینمای پس از انقلاب

تاریخچه حضور بین‌المللی سینمای پس از انقلاب

همه این قصه از سال 1362 شروع شد، زمانی که جناب آقای انوار مسئولیت معاونت سینمایی را در وزارت ارشاد به عهده گرفت و بنده و چند نفر دیگر به کمک ایشان رفتیم. در آنجا اتفاقاتی را برنامه‌ریزی و طراحی کردیم که بعداً در سینمای کشور رخ داد.