نمیدانم چرا جرم من مشمول زمان نمیشود!

یکی از چیزهایی است که خیلی تلاش کردیم در سینما اهمیت پیدا کند، این بود که «سینما» جدی شود. این به معنی آن نیست که فیلم کمدی ساخته نشود. اما فیلم کمدی هم جدی دنبال شود و سردستی با سینما مواجه نشویم. عملا دیدیم فيلمسازانی که به طور جدی سینما را دنبال کردند، موفق بودند. فرهادی از کسانی است که درست در این مسیر حرکت کرد و نتایج این نوع تفکر را سینمای ما میبیند. وقتی فردی رفتارش با سینما رفتار مسئولانه و سنجیده باشد طبعا نتایجش را میبیند.
مدیریت در سالهای پس از سرگیجه

از سال ۵۷ تا ۶۲ همه دربارۀ سینما حرف میزدند اما دریغ از عمل. هر کسی اگر بلندگویی در دست داشت، نظراتش را در سینما میگفت. دیدگاههایی معمولاً ناروشن و بیبرنامه. از یک طرف حجتالاسلام صادق اردستانی سرپرست کمیسیون بازبینی فیلمها میگوید: «صریحترین معیار اسلامی که ما هم آن را دلیل نفی سینما معرفی کردهاند فساد آن است.»، از طرف دیگر محمدعلی رجایی هم گفته: «شعار مردم باید در آثار سینمایی منعکس شود.»
چرا انتخابات در سینمای ایران جایی ندارد

فیلمسازی و سینمای ما در عین حال که به موضوع انتخابات نپرداختهاند به خیلی از موضوعات هم توجهی نداشتهاند و فقط این موضوع نیست که مورد بیتوجهی قرار گرفته است. این موضوع به احوالات فیلمسازی بازمیگردد.
سیمخاردار جانشین مدیریت فرهنگی

هر کاری را که حدس میزدند میتواند به نابودی سینما کمک کند، به شکل کاملاً خلاقانهای انجام دادند. کاری کردهاند که تمام فیلمسازهای جدی و اسم و رسمدار، که صاحب فکر و سلیقهاند، در سینما حاشیهنشین بشوند، و دیگر فرصت عرض اندام نداشته باشند.
سینما باید تبدیل به یک نهاد مدنی شود

ما در ایران به دلیل هزار سال ریاست سیاسی بر جهان، از ابتدای هخامنشی تا پایان دوره ساسانیان و هزار سال ریاست فرهنگی بر جهان و جهانیان که از قرون اولیه اسلامی شروع شد و تا اواخر صفویه ادامه دارد، طعم ریاست همیشه زیر دندانمان است و به اصطلاح فیلمان یاد هندوستان میکند.