مدیریت در سال‌های پس از سرگیجه

مدیریت در سال‌های پس از سرگیجه

از سال ۵۷ تا ۶۲ همه دربارۀ سینما حرف می‌زدند اما دریغ از عمل. هر کسی اگر بلندگویی در دست داشت، نظراتش را در سینما می‌گفت. دیدگاه‌هایی معمولاً ناروشن و بی‌برنامه. از یک طرف حجت‌الاسلام صادق اردستانی سرپرست کمیسیون بازبینی فیلم‌ها می‌گوید: «صریح‌ترین معیار اسلامی که ما هم آن را دلیل نفی سینما معرفی کرده‌اند فساد آن است.»، از طرف دیگر محمدعلی رجایی هم گفته: «شعار مردم باید در آثار سینمایی منعکس شود.»

مروری بر سینمای دهه شصت

در سال ۱۳۶۲ که ما عملاً وارد صحنه سینما شدیم وضعیت پیچیده‌ای حاکم بود. سینمای ایران از سال ۱۳۵۶ به لحاظ اقتصادی ورشکست شده بود. پس از آن نیز بخاطر تحولات پس از انقلاب دچار شوک شدیدی شد. در واقع می‌توان گفت برای فعالیت دوباره دست و پا می‌زد.

هویت ملی در سینما؛ ضرورت یا تاکتیک

گرفتاری‌هایی که به صورت روزمره گریبان خیلی از حوزه‌ها از جمله سینما را گرفته به اعتقاد من در حد گرد و غباری‌ است که بر صورت سینمای ما نشسته و با یک نسیمی هم مرتفع می‌شود. این گرد و غبار سابقه طولانی داشته و در زمان حضور ما هم وجود داشت. اما سینمای ما حرکت کرد، نفس کشید و موجودیت خودش را حفظ کرد.