سینمای ما باید به فردوسی تأسی کند

چرا قصه لیلی و مجنون مدام نوشته و نو میشود؟ این قصه که قبلاً یکبار گفته شده است! زیرا جامعه نیاز دارد که این قصه در شرایط جدید، در اندازهها و در محیط خود دوباره نو شود. مثل درختی که باید برگهایش در پاییز بریزد و در بهار دوباره جوانه بزند.
وفات «هاشمیِ تاریخی» و تولد «هاشمیِ مردم»

در تقویم، به جز روزهای معمولی، روزهایی هست برای «پیدا شدن»؛ نوروز از آن روزهاست. همۀ روزهای دیگرِ سال را در نسبت با نوروز میشناسیم ولی نوروز برای معرفیِ خود نیازی به نشانی دادن ندارد.
مدرسه ملی سینما

آیا اگر سینمای ما به دردها و مسائل اجتماعی بپردازد، نسبت به مسائل سیاسی حساسیت منصفانه داشته باشد، لجاجت نکند، بدجنسی نکند، و دردمندانه به مسائل بپردازد آیا مسئولیت خود را به انجام رسانده است؟
سینما باید تبدیل به یک نهاد مدنی شود

ما در ایران به دلیل هزار سال ریاست سیاسی بر جهان، از ابتدای هخامنشی تا پایان دوره ساسانیان و هزار سال ریاست فرهنگی بر جهان و جهانیان که از قرون اولیه اسلامی شروع شد و تا اواخر صفویه ادامه دارد، طعم ریاست همیشه زیر دندانمان است و به اصطلاح فیلمان یاد هندوستان میکند.