جا و  ناکجا؛ «جایی» که نیاز به نشانی ندارد

جا حکایتی است از «زندگی». در حالی که ناکجا صرفاً حکایت از «زنده بودن» دارد و فاصله این دو از زمین تا آسمان است. شهری که درش زندگی هست، گویی آسمان دارد. در صورتی که شهری که زندگی ندارد، صرفاً یک «زمین» است.

آتشی که هنوز می‌سوزد و آواری که همچنان فرو می‌ریزد

فاجعه دردناک فروریختن ساختمان پلاسکو در آخرین روزِ دی ماهِ ۱۳۹۵ به تمامی ابعاد این تحول را بر ما آشکار می‌سازد. همه شاهد بودیم که جریان آن رویداد تلخ از نخستین دقایق مورد توجه شبکه‌های اجتماعی قرار گرفت، و دم به دم بیشتر در محضر نکته‌سنج و دقیق همگانی اهمیت یافت. چه مسئولان مدیریت بحران و چه خیل مردم کنجکاوی که موبایل به دست سعی داشتند عکسی از ماجرا مخابره کنند، در مظان سؤالات فراوان و انتقادهای تند و توجهات موشکافانه محضر عمومی قرار گرفتند.

جای خالی پلاسکو را چگونه پُر کنیم!

احتمالا هریک از ما به نحوی در زندگی به چنین افرادی برخورده‌ایم؛ کسانیکه هنرمندانه قادرند شغلشان، محل زندگیشان و خلاصه هر چیزی را که با آن سروکار دارند، تبدیل به موضوعی ویژه ‌کنند. در واقع آنان هر امرِ به ظاهر «ناچیز» را «چیزی» می‌کنند؛ یعنی به آن چنان «تشخصی» می‌بخشند که مخاطب و متقاضیان «اهل تشخیص» پیدا کند.

آتش‌سوزی پلاسکو

ساختمان پلاسکو یادگار آن روزهایی بود که مهندسین و تکنوکرات‌های خارجی و داخلی، قهرمانانِ شهرهای ما بودند. این بنا «نخستین» ساختمانِ بلند با اسکلت فلزی قرار بود ما را یادِ «روزآمد بودن»، «صلابت» و «دوام» بیاندازد.