لوور در موزۀ ملی

اگر از مردم بخواهیم پنج موزۀ مشهور را بشمارند، بی‌شک نخست از لوور یاد می‌کنند و ای‌بسا بعد از لوور، موزۀ دیگری را نشناسند. حال این مهمترین موزۀ جهان وقتی در ایران نمایشگاهی می‌گذارد پیامش برای ایرانیان این است که لوور شأن ایرانیان را به‌جا آورده و دست دوستی به سمتشان دراز کرده است. لذا ایرانیان نیز ضروری می‌دانند که به استقبال لوور روند و این دست دوستی را به گرمی بفشارند.
1397/01/19

این روزها کافی است در خیابان سی‌تیر و یا اطراف میدان مشق قدم بزنیم تا مکرر از ما بپرسند: «لوور کجاست؟». وقتی بگوییم: «موزۀ ملی»، پرسش بعدی این است: «موزۀ ملی کجاست؟». انگار کمترین سود نمایش آثار لوور این بود که موزۀ ملی را به اهل تهران معرفی کند. اشتیاق به دیدن نمایشگاه لوور در حالیکه بسیاری از بازدیدکنندگانش پیش از این نام موزۀ ملی به گوششان نرسیده، بعید است که از روی علاقمندیِ مفرط به بازدید از آثار تاریخی و موزه‌ای باشد. پس آیا بازدیدکنندگان، نمایش آثارِ مملکتی بیگانه را فرصت مغتنمی می‌دانند که نباید از دست داد؛ این هم صحیح نیست، چراکه پیش از این نمایشگاه آثار تاریخی سرزمین کره در موزۀ ملی برپا بود و شاهد چنین استقبالی نبودیم. حتی این استقبال به خاطر شهرت و محبوبیت آثار به نمایش در آمده نیز نیست چراکه آن آثاری در لوور که شهرۀ عالم است به ایران نیامده.  پس علت اینهمه استقبال چیست.

اگر از مردم بخواهیم پنج موزۀ مشهور را بشمارند، بی‌شک نخست از لوور یاد می‌کنند و ای‌بسا بعد از لوور، موزۀ دیگری را نشناسند. حال این مهمترین موزۀ جهان وقتی در ایران نمایشگاهی می‌گذارد پیامش برای ایرانیان این است که لوور شأن ایرانیان را به‌جا آورده و دست دوستی به سمتشان دراز کرده است. لذا ایرانیان نیز ضروری می‌دانند که به استقبال لوور روند و این دست دوستی را به گرمی بفشارند. بی‌علت نیست که نمایشگاه لوور در ایران که در آن نه خبری از مجسمۀ ونوس میلو است و نه خبری از نقاشی لبخند ژکوند داوینچی، رکورد روزانه ۱۵ هزار بازدیدکننده در روز را ثبت می‌کند، در حالیکه خود موزۀ لوور با آنهمه آثار چشمگیر، ظرفیت روزانه بیش از ۲۵هزار بازدیدکننده را ندارد. این رقم در قیاس با بازدید ۱۰ هزار نفری از شعبۀ لوور در لانسِ فرانسه و یا بازدید روزانه ۲۵۰۰ نفر در شعبۀ لوور ابوظبی، میزان استقبال از لوور در تهران را نشان میدهد و حکایت دارد که ایرانیان می‌خواهند خود را شایستۀ ابرازِ لطفِ لوور و به عبارت دیگر لوورشناس معرفی کنند.

از سوی دیگر همان‌کسانیکه که در ایران موزۀ ملی را نمی‌شناسند، وقتی گذرشان به پاریس می‌افتد حتما به دیدن لوور می‌روند و حتما از تالار ایران بازدید می‌کنند. این درحالیست که آثار موزۀ ملی به لحاظ نفاست و قدمت از آثار ایران در لوور کمتر نیست. به سخن دیگر شوقِ بازدید و شناخت آثار ایران نیست که آنها را به تالار ایران فرامی‌خواند، بلکه کنجکاوند بدانند در این مهمترین موزۀ جهان ایران چگونه معرفی شده و آیا شأن ایران تمام و کمال به جا آورده شده است یا نه. این قصۀ امروز و اکنون نیست. حتی پادشاه ایران بیش از یک سدۀ پیش در بازدید از لوور دغدغه‌ای به جز وجهۀ ایران نداشت. میزبان فرانسوی مظفرالدینشاه در نخستین سفرش به فرنگ، در متنی که سراسر نگاهی از بالا به پایین دارد، ماجرای بازدید شاه از لوور را اینطور توصیف کرده است:

«وزیر وقت صنایع مستظرفه فرانسه از ما قول گرفته بود که ما کمال احتیاط را به خرج دهیم که شاه به دیدن تالار مخصوص ایران نرود چراکه او می‌ترسید که شاه آثار گرانبهائی را که مادام دیولافوا و مسیو دمرگان از ایران آورده بودند ببیند و از دیدن جواهرات و کاشیهای قیمتی که بتوسط ایشان به آنجا آورده شده بود خشمگین و پیشیمان شود. لذا برای احتراز از این پیشامد وزیر صنایع مستظرفه، شاه را در اطاقهای نقاشی و حجاری سرگرم کرد و غرضش این بود که حواس او بکلی به این چیزها متوجه بماند و پاهایش خسته شود و کار دیدار او به همین تماشا به انجام برسد اما شاه در حین این تماشا غفلتا گفت مرا به تالار مخصوص ایران ببرید. البته نمی‌شد که در این راه مماطله به خرج داد. مسیو لیگ که از این پیشامد دست و پای خود را گم کرده بود آهسته به رئیس مستحفظین موزه دستوری داد و به اعلیحضرت پیشنهاد کرد که خوبست قبل از رفتن به آنجا اندکی استراحت فرمایند. در همین فاصلۀ اندک مستحفظین و مستخدمین با سرعت عمل و تردستی مخصوصی جواهرات و کاشیهای قیمتی آن تالار را که ممکن بود شاه از دیدن آنها دچار خشم و تألم شود از آنجا بیرون بردند. شاه که به تالار آمد بی‌آنکه چیزی از این تغییر ناگهانی و خدعۀ مأمورین بفهمد خیلی هم از اینکه این همه آثار شگفت صنعت ایرانی را در آنجا جمع کرده‌اند اظهار بشاشت کرد و بعد با کمال لطف گفت: وقتیکه من در طهران موزه‌ای درست کنم تالار مخصوصی برای فرانسه ترتیب خواهم داد».

کسی مطمئن نیست که شاه ایران حقیقتا متوجه خدعۀ موزه‌داران شده یا نه، ای‌بسا که شده باشد. ولیکن  همچون بسیاری از ایرانیانی که امروز از لوور و از تالار ایران دیدن می‌کنند، فارغ از اینکه این آثار چگونه و چرا به فرانسه رفته و از لوور سر در آورده، برای شاه مهم این بوده که ایران حضوری آبرومند و پرثمر در این مهمترین موزۀ دنیا داشته است. البته هنوز هم به سان آن میزبان فرانسویِ شاه، می‌توان این حُسن ظن را به حساب بلاهت و عقب‌افتادگی ایرانیان گذاشت ولی البته می‌توان آن را از روی بزرگواری و «تمنای احساس همترازی» با فرانسه گذاشت. ایرانیانی که در کمال حسن نیت از آمدن لوور به ایران استقبال می‌کنند، ایرانیانی که دلشان می‌خواهد در مقیاس جهانی و در شرایطی برابر «به جا آورند» و «به جا آورده شوند».

روزنامه اعتماد، ۱۹ فروردین ۱۳۹۷.

پست های مرتبط

البته ماهی را هر وقت از آب بگیرید تازه است!
دور ضایع رفتارهای واکنشی
جای ما در جهان اولین جنگ جهانی
آنچه کیارستمی پنهان می‌کرد
«لوور در ایران» و «ایران در لوور»: دو پردۀ یک ماجرا
ژنوم شهر؛ فصل مشترک یا روح اختصاصی