فیلمساز انقلابی حتما بدهکار است نه طلبکار!

خیلیها در خصوص مدیریت دهه 60 سینما حرف میزنند. مدیریت آن دوران منتقدان و موافقان سرسختی دارد ولی برایم جالب است که هیچ کس در خصوص مدیریت های دهه 70 و 80 تا این میزان حرف نمیزند و اصلا مدیریت های این دو دهه نه موافق دارد و نه مخالف اما به نظرم تامل در صحبتهایی که پیرامون مدیریت دهه 60 میزنند بسیار مهم است.
سیمخاردار جانشین مدیریت فرهنگی

هر کاری را که حدس میزدند میتواند به نابودی سینما کمک کند، به شکل کاملاً خلاقانهای انجام دادند. کاری کردهاند که تمام فیلمسازهای جدی و اسم و رسمدار، که صاحب فکر و سلیقهاند، در سینما حاشیهنشین بشوند، و دیگر فرصت عرض اندام نداشته باشند.
اندکی صبر…

شاید بتوان گفت سینما در عرصه تولید در قیاس با هر محصول دیگر صنعتی، باید برای هر فیلمی یک خط تولید مجزا ایجاد شود. اگر خط تولیدی صنعتی برپا شود چند هزار محصول را به وجود میآورد اما در عرصه سینما این خط تولید در راستای به وجود آوردن تنها یک فیلم سینمایی است. باید در سینما اَبر و باد و مه و خورشید و فلک دست به دست هم بدهند تا امکان تولید یک فیلم فراهم شود. همیشه در سینما تعداد متغیرها بیشتر از امور ثابت است که ناگزیر این موضوع سبب میشود سینما به سمتی برود که برای آن یک مدیریت بحران تعریف شود.