کالبدشکافی مدیریت دلواپسی

به یاد دارم جریان آبگیری سد سیوند در اوایل دهه ۱۳۸۰ موجی از دلواپسی را در میان خیرخواهان میراث فرهنگی کشور برانگیخت. از یک سو وزارت نیرو و کشاورزی قرار داشت که بواسطه این سد در پی گرهگشایی از مشکلات منطقه بود و طبیعتاً بخشی از اهالی منطقه نیز تمنا داشتند از این طریق رونق و آبادانی را تجربه کنند.
ضرورت همت هنرمندان به گفتوگو با مدیریت فرهنگی کشور

به دلیل تحولاتی که از ابتدای دهه هفتاد در کشور ما اتفاق افتاد باید شرایط کشورمان را از نظر مدیریت فرهنگی به دو دوره تقسیم کنیم. طی دهه هفتاد رفته رفته پیشرفتهای تکنولوژیکی مثل اینترنت و ماهواره وارد کشور شدند و شرایط فرهنگی را تحت تأثیر خود قرار دادند. هر حکومتی خواستار نوعی مدیریت فرهنگی است و نمیتوانیم این را منکر شویم اما نکته مهم این است که قبل از سال ۷۰ مکانیسمی که برای مدیریت فرهنگی کاربرد داشت نظارت و حمایت بود و البته نظارت هم پررنگتر بود.
سیمخاردار جانشین مدیریت فرهنگی

هر کاری را که حدس میزدند میتواند به نابودی سینما کمک کند، به شکل کاملاً خلاقانهای انجام دادند. کاری کردهاند که تمام فیلمسازهای جدی و اسم و رسمدار، که صاحب فکر و سلیقهاند، در سینما حاشیهنشین بشوند، و دیگر فرصت عرض اندام نداشته باشند.
بیحاصلی کاشتن بذرهای فرهنگی در زمین بایر

گفتوگو با سیدمحمد بهشتی هم میتواند یک اتفاق رسانهای باشد و هم خاطره ارزشمندی را بسازد که هرگز از یاد نمیرود. این را بدون اغراق مینویسم. او شیرین سخن میگوید و کلامش نوعی روایتگری ذاتی و تصویرسازی اکتسابی را با خود همراه دارد، آدم را لبریز از شوق بیشتر دانستن میکند.