درباره فیلم گذشته

فیلمسازان خوب ما کار نقاشان چینی و رومی را توامان انجام میدهند، هم نقش میزنند و هم صیقل؛ یعنی دقت و هنرمندی و خلاقیت به خرج میدهند تا اثری در خور و زیبا خلق کنند و در آن واحد چیزی برمیسازند که مسائل مهمی را انعکاس میدهد. شاید این آثار به اعتبار آینگی حتی تاثیر بیشتری داشته باشند تا به اعتبار نقش و رنگ. از نظر من هر دو منظر در «گذشته» آقای فرهادی دیده میشود.
درباره فیلم یه حبه قند

فیلم یه حبه قند معطر است عطری دارد که آشناست عطر گل محمدی عطر فرهنگ ایران، سالها بود که زیر بار اظهار نظر در مورد هیچ فیلمی نمیرفتم گو اینکه فیلمهایی بود که بارها وسوسه شدم شادیام را از دیدنشان ابراز کنم ولی این بار تسلیم این بار وسوسه میشوم. فیلم یه حبه قند را بچشید و ببویید و ببینید تصویر چهره فراموش شده خودتان را در آینه این فیلم خواهید دید .
چرا انتخابات در سینمای ایران جایی ندارد

فیلمسازی و سینمای ما در عین حال که به موضوع انتخابات نپرداختهاند به خیلی از موضوعات هم توجهی نداشتهاند و فقط این موضوع نیست که مورد بیتوجهی قرار گرفته است. این موضوع به احوالات فیلمسازی بازمیگردد.
سیمخاردار جانشین مدیریت فرهنگی

هر کاری را که حدس میزدند میتواند به نابودی سینما کمک کند، به شکل کاملاً خلاقانهای انجام دادند. کاری کردهاند که تمام فیلمسازهای جدی و اسم و رسمدار، که صاحب فکر و سلیقهاند، در سینما حاشیهنشین بشوند، و دیگر فرصت عرض اندام نداشته باشند.
فیلم محمد رسولالله

محمد رسول الله اولین فیلم بزرگ و جدیای بود که درباره تاریخ صدر اسلام ساخته شد. تا پیش از آن جوامع مسلمان عموما از طریق روایتهای شفاهی و مکتوب، وقایع صدر اسلام را در ذهنشان بازسازی کرده بودند.
نسبت سینما با خاطرات شهر

سینما میتواند به مردم کمک کند تا قصههای شهرشان را بدانند. به محض اینکه بدانند نوع ارتباط و مناسباتشان با آنجا تغییر میکند و نسبت به آن حساس میشوند. اگر کسی بخواهد به آن خدشه ای وارد کند، چنان که میخواهد به خاطره انها خدشه وارد کند، واکنش نشان میدهند.
هویت ملی در سینما؛ ضرورت یا تاکتیک

گرفتاریهایی که به صورت روزمره گریبان خیلی از حوزهها از جمله سینما را گرفته به اعتقاد من در حد گرد و غباری است که بر صورت سینمای ما نشسته و با یک نسیمی هم مرتفع میشود. این گرد و غبار سابقه طولانی داشته و در زمان حضور ما هم وجود داشت. اما سینمای ما حرکت کرد، نفس کشید و موجودیت خودش را حفظ کرد.
مدیریت فرهنگی بعد از انقلاب اسلامی؛ گام برداشتن در مسیر ناشناخته

مشکلاتی که با آنها مواجه بودیم چندان دور از توقع نبود. یک مشکل این بود که وقتی صحبت از سینما میکردیم همه یاد سینمای قبل از انقلاب و آن چیزی میافتادند که دوره طولانی در کشور وجود داشت. دست اندرکاران سینما، تماشاگران، منتقدان و… دارای چنین تلقی بودند و در بسیاری از موارد این ذهنیت پیش میآمد که اگر سینما آن نیست، پس اصلاً سینمایی وجود ندارد که باید این تلقی تغییر میکرد.
حکایت باغبان و نجار

فکر میکنم تفاوت میان مدیریت هنری با سایر انواع مدیریت را بتوان در قالب یک مثال کالبد شکافی کرد: تفاوت بین باغبانی و نجاری. مدیریت هنری یا در مفهوم عامتر آن، مدیریت فرهنگی بیشتر شبیه به مدیریتی است که یک باغبان انجام میدهد. در صورتی که انواع دیگر مدیریت که در کشور ما به رسمیت شناخته میشوند، شبیه به نجاری است.
بیحاصلی کاشتن بذرهای فرهنگی در زمین بایر

گفتوگو با سیدمحمد بهشتی هم میتواند یک اتفاق رسانهای باشد و هم خاطره ارزشمندی را بسازد که هرگز از یاد نمیرود. این را بدون اغراق مینویسم. او شیرین سخن میگوید و کلامش نوعی روایتگری ذاتی و تصویرسازی اکتسابی را با خود همراه دارد، آدم را لبریز از شوق بیشتر دانستن میکند.