صد چه امتیازی بر اعداد دیگر دارد؟

سرزمین ما ایران، به شهادت دانایان، در صدمین سال تولد همه هنرها، در هر زمان که بوده، سهمی در تحقق و اعتلای آن داشته است. در قلمروی سینما، این هنر نوظهور نیز ما بالاخره در آخرین دهه، در فتح قلمروهای تازه نقش شایسته خود را ایفا کردیم.
گوش به این حرفها ندهید!

اتفاق مثبت و مهم این است که سینما توانسته خودش را زنده نگه دارد. مهم است چون فراز و نشیبی که در این سالها طی کرد، خیلی وقتها جای نگرانی داشت که موجودیت آن را مضمحل کند همینقدر که توانست به حیاتش ادامه دهد، فوق العاده با اهمیت است.
جشنواره فجر را بهتر است خانه سینما برگزار کند

در کشورهایی که سینما دارند، جشنواره فرصتی است برای سنجش حاصل فعالیتهای سینمایی یک کشور با معیارهایی غیر از گیشه. در آن زمان چون محور سیاستگذاریهای ما تولید بود، اولویتمان هم رونق تولید بود. طبیعی بود که جشنوارهای داشته باشیم که حاصل فعالیتهای یک سال سینمای ایران را بر مبنای معیاری غیر از گیشه ارزیابی کند و به وجوه هنری و فنی فیلمها اهمیت دهد.
دیروز و امروز سینمای کودک و نوجوان

من خیلی با تعبیر «مهندسی فرهنگی» موافق نیستم و به جای آن «مدیریت فرهنگی» را به کار میبرم. درواقع در مدیریت فرهنگی ما تلاش میکنیم در زمین حاصلخیز عرصۀ فرهنگ و هنر زراعت اتفاق بیفتد. آنزمان با توجه به اینکه بافت جمعیتی ما یکی از جوانترین جوامع دنیا را تشکیل میداد و ما در کشورمان نیز قبل از انقلاب یک سابقه در زمینه تولید فیلمهایی در حوزۀ کودکان و نوجوانان داشتیم، بنابراین موضوع حکایت از آن میکرد که توانایی و زمینه برای پرداختن به چنین فیلمهایی وجود دارد. ولی در صحنۀ سینمای حرفهای اساس این باور وجود نداشت.
معماری سینما، بنّایی سینما

به خاطر دارم از برنامهریزی طرح کلی سینما در سال 1362 فارغ شده بودیم و داشتیم مقدمات اجرای این برنامه را پیگیری میکردیم که یک روز جمال امید و مرحوم ریپور آمدند که باید هر چه زودتر درباره جشنواره کاری کرد و طبق روال معمول دنبال این بودند که مقررات جشنواره را به شکل آگهی منتشر کنند. برنامههایی که برای سینما داشتیم و حول چند محور بود و تلاش میکردیم هر چیزی را که مربوط به سینما میشد، با این محورها بسنجیم.
مانمیتوانیم مخالف تابستان باشیم

وقتی امکان قرنطیه اطلاعاتی و رسانهای از بین میرود، با توجه به مقتضیات فرهنگی باید برای اداره و مدیریت فرهنگی کشور از تمهیدها و روشهای دیگری استفاده کرد. این وضعیت، وضعیت تازهای نیست که صرفا حالا موضوعیت پیدا کرده باشد ولی فکر میکنم حالا بیشتر از نظر سیاسی مطرح باشد. ما تقریبا از ده سال پیش درشرایطی قرار گرفتیم که به لحاظ پیشرفتهای تکنولوژیک و رسانهای و وضعیت کلی جهان، امکان قرنطینه و کانالیزه کردن و ایجاد محدودیت اطلاعات، و اصولا آن چیزی را که از پل رسانهها عبور میکند تا در اختیار افراد قرار بگیرد، نداریم.