ایران یک واحد طبیعی است

سرزمین ایران یک واحد طبیعی است؛ به این معنی که از یکپارچگی و تجانسی برخوردار است که در کمتر سرزمینی نظیرش دیده میشود. توجه کنید که منظور از یکپارچگیِ طبیعی، اصلا شرایطِ یکسانِ اقلیمی و جغرافیایی نیست. ازقضا ایران به لحاظ جغرافیایی و اقلیمی بسیار متنوع است ولیکن این تنوع به معنی تفرق نیست.
یگانه راه سعادتمندی «شبیه خود بودن» است

در عالم اقتصاد، از همان یکی دو سدۀ پیش، این پرسش مطرح بود که چه مؤلفهای میتواند در صنعتی شدن یک سرزمین نقش داشته باشد؛ مدتی برخورداری از منابعِ وافرِ طبیعی مزیت شمرده میشد. بعد نیروی کارگری که بتواند از این حجم منابع بهره گیرد اهمیت یافت.
چرا در فقدان مریم میرزاخانی سوگواریم

هستند کسانی چون مریم میرزاخانی که علیرغمِ تعلق به نسلی که نخبگانش سوار بر اتوبوسهای قراضه به ته دره رفتند، باز اظهار میکرد که «من از نسلی خوشاقبال بودم که توانست در شرایط ثباتِ پس از جنگ تحصیل کند و به دبیرستانی خوب برود و به موضوع مورد علاقهاش یعنی ریاضیات بپردازد». این عبارات فقط ممکن است از زبان کسی شنیده شود که مقیم جای دیگری به جز زمینِ ما باشد.
پرویز تناولی «شیر ایرانی» را از انقراض رهاند!

به مدرسه که رفتم، شیر برایم همان شخصیتِ اصلیِ قصههای کلیله و دمنه شد؛ موجودی محترم و البته باجبروت که باقیِ شخصیتهای قصه برای خدمت کردن به او از هم سبقت میگرفتند. همینطور که بزرگ میشدم میفهمیدم قصهپردازی حول شخصیت شیر در تاریخ و ادبیات ما تمامی ندارد؛ شیر آن حیوانی بود که میگفتند گوشت آدم مؤمن را نمیخورد.
دربارۀ پدیدۀ عکاسی سلفی و رواج آن

همیشه «من» در سفر به نواحی مختلف عکس میگرفت؛ «من و برج ایفل»، «من و میدان نقش جهان»، «من و ضریح حضرت رضا» و … . طبیعی هم بود که «من» بخواهد از امور معرفه و معتبر، کسب اعتبار کند و بدینسان از نکرگی نجات پیدا کند.
به مناسبت عید فطر

شناختِ معارف از جمله معارف دینی را میتوان بر دو نحوِ کلی دانست؛ شناخت «علیالاصولی» و شناخت «علیالواقعی»؛ علمای دین عمدتا به شناخت علیالاصولی مشغولند. بدین معنی که فکر میکنند در راهِ شناختِ هر امر دینی باید به اصل نخستین آن رجوع کرد و آن اصل را از حشو و زوائدی که بعدها به آن اضافه شده پیراست. منظورشان از اصل اولیه نیز معمولا نصّ قرآن و اخبار و احادیث معتبر است.
دَریاب «وقت» و دُریاب

رویدادهای یک هفته را که مرور میکنیم بسیار متنوع است؛ از ماجرای تحریم قطر تا بازی والیبال ایران و صربستان، حملۀ خونین داعش به تهران و راهیابی ایران به جام جهانی فوتبال بگیریم تا مسائل جزئی دیگر که میآید و سپری میشود و ما احساس میکنیم این اتفاقات تا زمانیکه مشمول مرور زمان نشده یا به عبارت دیگر «کهنه» نشده، جزئی از تاریخ نشده است.
حافظۀ جامعۀ ایرانی تقویت شده است

وقتی از «تاریخ» سخن میگوییم معمولا کمتر از آن «گذشتۀ نزدیک» را مراد میکنیم؛ پنداری ناخودآگاه ارزش تاریخ را در هرچه دورتر بودنش از اکنون میپنداریم.
خوب است جناب آقای روحانی بدانند…

در باب نتایج انتخابات دوازدهمین دوره ریاست جمهوری روز ۲۹ اردیبهشت، ورای نتایج متنوعی که سیاستمداران، اقتصاددانان، جامعهشناسان و … گرفتهاند، در ساحت فرهنگ هم نکتههای بسیاری نهفته است. آن روز، فرصتی بود برای اندیشیدن دوباره به این دو پرسش اساسی: «ایرانیها کیستند؟» و «اکنون حالشان چطور است؟».
بیرودربایستی با آنانکه رأی نمیدهند!

برخی تبعیدیان خودخواسته به حاشیه، شاید یگانه کار فاعلانهشان، انصراف دادن از فعالیتهای سیاسی و اجتماعی و رفتن به زندانِ تاریک حاشیهنشینی باشد؛ آنان روزگاری یک قدم فاعلانه به سمت انفعال برداشتهاند و به خاطر همین یک تصمیم، تا آخر عمر خود را فاعل میپندارند و متوجه ابتلای درازمدتشان به انفعال نیستند.