مدیریت اورژانسی

اگر وضعیت اقتصاد و معیشت مردم را به وضعیت سلامت تشبیه کنیم، بدیهی است که برای تأمین این سلامت، تدارک سامانۀ امداد و نجات و تجهیزِ اورژانس نیز بسیار ضروری است و البته برای بیمارانی که وضعیت بحرانیتری دارند این سامانه حیاتیتر است و همواره بخش امداد و نجات باید به اندازۀ بزرگی مصائب پیشبینیشده تقویت شود.
مردم میدانند؛ بعضی بیشتر و بعضی کمتر!

روزگاری بود که مردم نمیدانستند؛ برخی بیشتر و برخی کمتر. سیاستمداران نیز بهناگزیر به فضای تاریکِ ندانستنِ جامعه خو کرده بودند و ایبسا سرمایهشان همین نادانستن بود. علیرغم توقعمان، حتی خیرخواهترین فعالانِ عالم سیاست، با رعایت «ندانستنِ» جامعه، از آن بهره میبردند؛ طبیعتا آنها که در اردوگاه شر بودند، مهمترین تکیهگاهشان همین ندانستن جامعه بود؛ برخی بیشتر و برخی کمتر.
سیلیِ دمادمِ سیل بر صورتهای ما!

«ناگهان رعد و برق زد، آسمان غرید و باران به شدت شروع شد. عدهای از ده – که ۱۰۰ قدم با چادر ما فاصله داشت – آمدند و گفتند: آب زیادی میآید و بهتر است با چادر خود از آنجا برویم. ولی ما مایل نبودیم بساطمان را جمع کنیم و تصور خطر نمیکردیم … حدود ۲ دقیقه پس از اینکه اهالی ده ما را ترک کردند صدای نهر بلندتر شد و صدای ریزش سنگها را شنیدیم.
هزینۀ کسب اعتبار مسئولین از جیب جامعه!

وقتی در میراثفرهنگی مسئولیت داشتم، چند سالی پیگیری کردم که بودجهای به ساماندهیِ تختجمشید و اجرای برنامههای معرفی و نور و صدا در آن اختصاص پیدا کند. وقتی این بودجه تصویب و مبلغ یک میلیارد و ششصد میلیون تومان به دستمان رسید، دیگر عمر مدیریت بنده به سر رسیده بود و این اتفاق محقق نشد.
حفاظت از عطر و طعم شهرها

حافظ در مصرع «خوشا شیراز و وضع بیمثالش» شهرش را «بیمثال» معرفی میکند، و این درست در اوج کشمکشهای سیاسی پیش از به قدرت رسیدن تیمور است که باعث شده در مدت کوتاهی شیراز حکّام متعددی به خود ببیند و وضعیتی بیثبات را تجربه کند. پس از چهروست که حافظ در این وضعیت باز هم شیراز را بینظیر میداند!
نوروز: وقت گرهگشایی

چو غنچه گرچه فروبستگی است کار جهان/ تو همچو باد بهاری گرهگشا میباش «امروز که شش روز به عید نوروز مانده است، حالا بحبوحۀ شکوفۀ زردآلوست، یعنی باغات اطراف شهر از دوشانتپه و باغشاه الی قصر قاجار و پائینتر که شاهعبدالعظیم باشد. شکوفه بادام اواسطش است، آلوچه اوایل شکوفه اوست. بنفشه در شهر و اطراف […]
خوزستان یک مشکل دارد، نه هزار مشکل!

خوزستان در زمرۀ معدود نواحی ایران است که بسیاری مواهب را یکجا دارد: دشت حاصلخیز، تکیه بر کوهستان برفگیر، رودهای پرآب شیرین، و آفتاب حیاتبخش. بیعلت نیست که خوزستان محمل آثاری چندهزارساله چون زیگورات چغازنبیل و یکی از کهنترین شهرهای جهان یعنی شوش و چندین هزار محوطۀ تاریخی کهن است.
خسارتهای ناشی از پیمانشکنی با طبیعت

امروز پیمان بستن را محدود به معاهداتی که رسما ثبت میکنیم، مثل ازدواج و معاملات اقتصادی و سیاسی، میپنداریم. درحالیکه پیمان در گذشته معنایی بسیار عمیقتر و پردامنهتر از امروز داشت تا بدانپایه که ایزد مهر، نگهبان عهد و پیمان بود.
شخصیت شهر چند میارزد؟!

اگر ملکِ هر کس، سطح اشغال بنا، و تراکم مصوب شهرداری، در زمرۀ حقوق مکتسبۀ خصوصی است و ثروت به حساب میآید؛ خاطرات شهر، دیدن منظرۀ کوه البرز، نسیمی که از سوی کوه میوزد، صدای پرندگان و … در زمرۀ حقوق مکتسبۀ عمومی است و ثروت اهل شهر به حساب میآید. نمیتوانیم حقوق خصوصی را به بهای تضییع حقوق عمومی احصا کنیم.
جای خالی پلاسکو را چگونه پُر کنیم!

احتمالا هریک از ما به نحوی در زندگی به چنین افرادی برخوردهایم؛ کسانیکه هنرمندانه قادرند شغلشان، محل زندگیشان و خلاصه هر چیزی را که با آن سروکار دارند، تبدیل به موضوعی ویژه کنند. در واقع آنان هر امرِ به ظاهر «ناچیز» را «چیزی» میکنند؛ یعنی به آن چنان «تشخصی» میبخشند که مخاطب و متقاضیان «اهل تشخیص» پیدا کند.