کارگردانی اسکار

مراسم اسکار آن مجلسی است که در آن همۀ کارگردانان که تا پیش از این پشت دوربین و ناظر صحنه بودند، خود همچون هنرپیشگان به روی صحنه می‌آیند، و به دیگران فرصت می‌دهند که کوچکترین رفتار و گفتارشان را زیر نظر گیرند و حتی قضاوت کنند.
1395/12/11

قطره‌ای کز بحر وحدت شد سفیر

هفت بحر آن قطره را باشد اسیر

(موفقیت اصغر فرهادی در کارگردانی کردن اسکار).

در تاریکیِ صحنه، نفس در سینه‌ها حبس شد؛ چه آنانکه در مجلس حضور داشتند و چه آنانکه هزاران کیلومتر اینسوتر ناظر مراسم بودند. مطمئنم آن لحظه که نام کارگردان ایرانی، آقای اصغر فرهادی، زمزمه شد، جملۀ ایرانیان حتی آنانکه مغرضانه دل‌خوشی از این مراسم و برگزارکنندگانش ندارند، برای کسری از ثانیه، عداوتهایشان را فراموش کردند و فقط از آنرو که ایرانی‌اند و «ایرانی بودن» سن و جنس و مقام و منصب و حب و بغض نمی‌شناسد، از صمیم قلب خوشحال شدند. و تنها وقتی که به خود آمدند و دوباره افکار خرد و کوته‌بینانه به سراغشان آمد، سعی کردند این حادثه را به نمایشی سیاسی تقلیل دهند. البته من هم برآنم که این نمایش کاملا سیاسی بود! لیکن از آن جنس سیاست‌ورزی‌هایی که فقط از یک کارگردان زبده برمی‌آید و نه یک سیاستمدار، و نه یک وزیر امور خارجه و نه حتی یک رئیس جمهور.

مراسم اسکار آن مجلسی است که در آن همۀ کارگردانان که تا پیش از این پشت دوربین و ناظر صحنه بودند، خود همچون هنرپیشگان به روی صحنه می‌آیند، و به دیگران فرصت می‌دهند که کوچکترین رفتار و گفتارشان را زیر نظر گیرند و حتی قضاوت کنند. کارگردانانی که می‌پذیرند در این مراسم به روی صحنه روند، تلویحا پذیرفته‌اند که برای مدت کوتاهی خود بازیگر شوند و در مقام یک بازیگر جایزه‌شان را دریافت و پیامشان را قرائت کنند. لیکن آقای فرهادی نشان داد که وجودا یک کارگردان است و قصد کرده از فرصت اسکار نیز بهره ببرد و فیلم خودش را بسازد. او مدبرانه با انتخاب مناسب‌ترین لوکیشن، و در بهترین زمان و از همه مهمتر با چیدن بهترین هنرمندان، توانست سکانسی بی‌بدیل و فراموش‌نشدنی بسازد. مسلما بنیادی‌ترین هنر کارگردان تأثیرگذاری در انتقال پیام است؛ اوست که می‌تواند ورای مشخصات ظاهری انسانها، استعدادها و توانایی‌های باطنی‌شان را برای ایفای نقش در موقعیتی که برازندۀ آنهاست تشخیص دهد. بسیار پیش آمده که هنرمندان در سکانس‌های دراماتیک یک فیلم، توانایی‌هایی از خود بروز داده‌اند که خودشان نیز غافلگیر شده‌اند چراکه تا پیش از این خود را چنین نشناخته بودند. به زعم بنده، انوشۀ انصاری و یا فیروز نادری، هرقدر پیش از این در زمینۀ شغلی و علمی موفق بوده و کارنامۀ درخشانی داشته‌اند، باز هم حضور در مراسم دیشب، قرار گرفتن در آن موقعیتی بود که احتمالا خودشان نیز تصور نمی‌کردند تا این اندازه برازندۀ آن باشند؛ و ما شاهد بودیم که این دو فرد، ورای فضانورد میلیونر و یا مدیر ناسا، توانستند از مأموریتی که «ایرانی بودن» به ایشان محول کرده بود، نیز سربلند بیرون آیند و خود را در دل ایرانیان و حتی جهانیان جای دهند.

در سکانس شب گذشته، حتی قدرتمندترین سیاستمداران و رسانه‌هایی که با اتکای به جهل جاهلان و فریبکاران، عادت کرده‌اند کارگردانان صحنۀ جهان باشند و هر زمان با ژستها و رفتارهای غیرقابل پیش‌بینی دیگران را غافلگیر کنند، تبدیل به بازیگر شدند؛ آنهم بازیگر نقش‌های کمدی! اگر مردم جهان و سیاستمداران و رسانه‌ها و … در این مدت دربرابر رفتارهای دونالد ترامپ سرگردان و منفعل بودند، در چنین موقعیتهایی که فرهنگ و هنر صحنه‌گردان می‌شود، ترامپ و نظایر او، منفعل می‌شوند و دم فرومی‌بندند و منفعلانه سعی می‌کنند همه چیز را نادیده بگیرند. همۀ اینها یعنی آقای فرهادی با کارگردانی این سکانس، یک کار بزرگ سیاسی انجام داده است.

دونالد ترامپ پیش از انتخابات ریاست‌جمهوری ساز مخالفت با برجام را کوک کرد؛ مهمترین بهانۀ او این است که برجام ایران را در موقعیتی قرار می‌دهد که بمب‌های اتمش را منفجر کند. ولی علی‌رغم خواستۀ او ایران یکی از بمب‌‌هایش را شب گذشته در کشور او منفجر کرد؛ بمبی که به جای خرابی، آبادانی به بار می‌آورد و به جای دشمنی، باب دوستی و مودت می‌گشاید و به جای گازهای مسموم، عطر خوش در هوا پخش می‌کند. و به زعم بنده بمبهایی از این دست همان چیزیست که آقای ترامپ و هم‌قطارانش در همۀ جهان، از این پس، بیشتر باید نگران و منتظر انفجار آن باشند.

منبع: سرمقالۀ روزنامۀ شرق، ۱۱ اسفند ۱۳۹۵.

پست های مرتبط

ترامپ پیروز شد!
دونالد ترامپ: ناامیدی از سوپرقهرمانان و پناه بردن به ژوکر
جهانی بودن ایران
چرا آمریکای عصر ترامپ عطای یونسکو را به لقایش بخشید؟
دل و جانِ میبد
دشمنی با «ایران بودن ایران» و «ایرانی بودن ایرانی»
درباره استاد محمدرضا شجریان
نمی‌دانم چرا جرم من مشمول زمان نمی‌شود!
عادت کرده بودیم به میز‌ها دل نبندیم
درباره فیلم گذشته
اندکی صبر...
اندکی صبر…
بررسی فیلم سینمایی جدایی نادر از سیمین
میزگرد بررسی فیلم سینمایی جدایی نادر از سیمین
بی‌حاصلی کاشتن بذرهای فرهنگی در زمین بایر
بی‌حاصلی کاشتن بذرهای فرهنگی در زمین بایر