یادی از سید عبدالعظیم پویا، مورخ و میراثدوست اهل میبد، به پاس دههها خدمت او به خطۀ یزد.
اگر آن تل رسی که میبد بر کرانۀ آن نشسته نبود، اگر خاک سیلابیاش اینقدر حاصلخیز نبود؛ اگر آن راهی که میبد را سر راه یزد به ری قرار میداد نبود؛ اگر آن دیوار بلند و به تعبیر یاقوت حموی «حصن حصینش» نبود؛ و اگر نارین قلعهای نبود که پناهگاه گاه و بیگاه میبدیها از دستبردها و تهاجمات باشد؛ و اگر صدها اگر دیگر در کار نبود شاید امروز میبدی در کار نبود. اما اگر همۀ اینها هم بود و انسانهای صبور و سختکوش و هنرمند و اهل تشخیصی نبودند که سختی زندگی در حاشیۀ کویر را به جان بخرند و معایبش را به محاسنش ببخشند و عاشقانه در آن زندگی کنند، مسلما میبد جایی بدین دلپذیری که بوده و هست نبود. میبد هستی و تداوم و بالاتر از آن لطف و صفایش را مدیون اهالی بابصیرت و عاشقی است که هنرهایش را از ورای حجابهایی ضخیم تشخیص دادند و به ظهور رساندند.
اکنون هم به قیاس گذشته، اشتباه است اگر تصور کنیم حفاظت از میبد منحصر به حفاظت از نارین قلعه و خانههای تاریخی و کاروانسرا و یخچال میبد و اساسا «کالبد میبد» است؛ محافظت از میبد یعنی حفاظت از «باطن و دل میبد». باطن میبد یعنی همان چیزی که میبد را میبد کرده است؛ شهری متمایز از صدها شهر دیگر. محافظت از جان میبد یعنی حافظت از «جایی بودنِ» میبد و پیشگیری از «ناکجا» شدن آن و در این راه هرچند حفاظت آثار تاریخی میبد بسیار مهم است ولیکن مهمتر از آن، حمایت و حفاظت از فرهیختگانی و فرزانگانی است که با دل و حقیقت میبد آشنایند و ارزشهایش را «به جا میآورند» و میتوانند زبان میبد و آثارش را بگشایند و کجایی میبد و کیستی میبدیان را به ما تذکر دهند. بیسبب نیست که در گذشته هرکس از علما که به زیارت و ملاقات شهری میرفته و قصد آشنایی واقعی با شهر را داشته، پیش از هر چیز طالب ملاقات و زیارت بزرگان و فحول و فرهیختگان زنده یا مردۀ آن شهر بوده. گویی ملاقات هر شهر بدون دیدن فرزانگان آن همچون ملاقات خانهای بیصاحبخانه است؛ چنین بازدیدی لطف و دلانگیزی و دستاوردی ندارد و خاطرهانگیز و به یادماندنی نمیشود.
عبدالعظیم پویا در مقدمۀ کتاب سیمای شهر باستانی میبد، انگیزۀ تألیف این کتاب را نگرانی دانسته؛ نگرانی از دست رفتن آثار و میراث گذشتگان این شهر. هر چند این نگرانی بجاست ولی باید بگویم که ما بیش از این آثار نگران خود او هستیم. اویی که نگرانیهایش نشان میدهد که میبد را به جا آورده و میتواند واسطۀ آشنایی ما با حقیقت میبد باشد؛ او هم یکی از صاحبخانههای میبد است که ملاقات با حقیقتِ میبد بدون آشنایی با او و حضور در محضرش دست نمیدهد. به این اعتبار ارزش او اگر از اثری چون نارین قلعه بیشتر نباشد کمتر هم نیست.
آرش با تیری که در چلۀ کمان گذاشت و پرّاند صرفا مرزهای طبیعی و کالبدی ایران را تعیین نکرد بلکه مرزهای معنایی آن را نشان داد؛ یعنی آرش بود که گفت «ایران کجاست». به همین قیاس هر شهر و اساسا هر «جایی» نیاز به آرشهایی دارد که یک تنه مرزهای آن را تعیین کنند و آنجا را از خطر «ناکجا شدن» برهانند. پویا نیز در طول زندگی پربارش همچون آرشی است که تیر پرانی را در چلۀ کمان گذاشته و با نهایت زوری که در بازو داشته پرانده تا یک تنه نشان دهد مرزهای معنایی میبد تا کجاهاست. مسلما مرزهای معنایی میبد محدود به مرزهای طبیعی و جغرافیایی آن نبوده و نیست؛ مرزهای معنایی میبد همان مرزهایی است که قرنهاست با سفالها و زیلوهای هنرمندان میبدی فتح شده، مرزهای میبد همۀ وسعتی است که رشیدالدین میبدی با اثر گرانمایۀ کشفالاسرار و عدة الابرار توانسته فتح کند و عبدالعظیم پویا در زمرۀ معدود کسانی است که این محدوده را شناخته و تلاش کرده به دیگران بشناساند.
میگویند میان عاشق و معشوق هیچ حائلی نیست و این دو بسیار در معرض یکی شدناند. به همین اعتبار میتوان سراغ میبد و مختصاتش را در وجود عبدالعظیم پویا جست و یافت. او آینهای شده است در مقابل میبد. آنچه در وجودش آشکار است بیش از اینکه مبین شخص او باشد مبین کجاییِ میبد است. میبد ساده و باوقار است؛ علیرغم کویری بودنش، باصفا و خوشمحضر است. بیش از محاسن آشکارش بیشمار حسن نهانی دارد که تا با او انس نگیریم بر ما آشکار نمیشود. پویا نیز باصفا و بیریاست، محضری گشاده دارد خصوصا به روی کسانیکه ورای آشنایی با صورت میبد میخواهند با دل و جان میبد ملاقات کنند. کسانیکه از بیخبری رنج میبرند و به دنبال صاحبخبری هستند که آنان را باخبر کند. بزرگترین نگرانی کسانی همچون عبدالعظیم پویا، نگرانی از نسیانزدگی و بیخبری است؛ نگرانی بیگانگی میبدیان با کیستی خودشان و کجایی شهرشان. اما من برآنم که وجود پویا خود گواهی است بر اینکه باید دلقوی داریم چون خاک میبد دلسوزان خودش را پرورانده است و خواهد پروراند؛ لذا قدرشناسی از عبدالعظیم پویا همچون قدرشناسی از میبد و دستپروردههایش است.
انتشار در روزنامۀ شرق، ۴ مهر ۱۳۹۶.