ور تو بگوییم که نی، نی شکنم شکر برم
پردۀ اول: لوور در ایران
سفر وزیرخارجۀ فرانسه بعد از سالها به ایران احتمالا فقط علل سیاسی داشت و همزمانی آن با افتتاح نمایشگاه لوور در موزۀ ملی، نیز به احتمال زیاد اتفاقی است. اما حضور او در این افتتاحیه قطعا اتفاقی نیست. بنابر پروتوکلهای سیاسی وقتی وزیر خارجۀ کشوری در مراسمی حضور مییابد که همتایش نیز در این مراسم حاضر باشد. البته همۀ کسانیکه در مراسم بودند انتظار داشتند وزیر خارجۀ ایران نیز در این مراسم حاضر شود ولی ایشان حضور پیدا نکرد. وزیر خارجه برای اجتناب از حضور در افتتاحیه حتما عللی داشته و به معنایِ سیاسیِ حضور یا عدم حضورش در این مراسم اندیشیده است. اما اجتناب وزیر خارجۀ ایران برای حضور در این مراسم، وزیر خارجۀ فرانسه را از شرکت منصرف نکرد. چنانکه با وجود محدودیت وقت و تعجیل برای رفتن به فرودگاه، هرچند با تأخیر در نهایت خود را به مراسم رساند و توضیحات مربوط به نمایشگاه را با دقت و حوصله تعقیب کرد.
پردۀ دوم: ایران در لوور
با فاصلۀ کوتاهی پس از افتتاح نمایشگاه لوور در موزۀ ملی، نمایشگاهی از فرهنگ و هنر دوران قاجار در لوور لانس برگزار شد؛ نمایشگاهی با نام شاعرانۀ «امپراطوریِ گلهای سرخ». نامی که ورای دغدغههای سیاسی، ایران را به حیثیت لطیفش معرفی میکند. نمایشگاهی که مقدماتش با زحمت بسیار فراهم آمد و در آن بیش از بیش از شصت موزه و مجموعهدار خصوصیِ سیزده کشور جهان، بیش از چهارصد و پنجاه اثر از آثار شاخص و کمتردیدهشدهشان را یکجا به نمایش گذاشتند. احتمالا بنا به توصیۀ وزارت خارجۀ ایران بود که رئیس سازمان میراث فرهنگی، صنایعدستی و گردشگری در افتتاحیه این مراسم حضور نیافت چراکه همتای فرانسوی او یعنی وزیر فرهنگ فرانسه در روز افتتاحیه به مجلس احضار شده بود و این احتمال میرفت که نتواند در مراسم حاضر شود. ازقضا روز موعود فرارسید و بر خلاف انتظار، وزیر فرهنگ فرانسه کار مجلس را ختم و خود را با عجله به لانس در فاصلۀ دو ساعتی پاریس رساند تا مراسم افتتاحیه را از دست ندهد. هرچند که حضور در مجلس میتوانست بهانۀ خوبی برای اجتناب از حضور در مراسم افتتاحیه باشد، اما سخنرانی حکیمانۀ ایشان دربارۀ فرهنگ ایرانی نشان داد که حضور در این مراسم برایش در اولویت بوده است.
اگر این رویداد، هر رویداد دیگری به جز نمایشگاه مربوط به هنر و تمدن بود مسلما این پروتکلها مراعات میشد و نه وزیر خارجه فرانسه در موزۀ ملی حاضر میشد و نه وزیر فرهنگ فرانسه در نمایشگاه قاجار. اما این دو مراسم نشان داد که رجال فرانسوی در امور فرهنگی تابع بلاشرط پروتکلهای سیاسی نیستند و وقتی میخواهند از آستانۀ فرهنگ عبور کنند کفش سیاست را از پای درمیآورند.
بد نیست ما نیز کمی انعطاف و تدبیر را به قاموس سیاسیمان اضافه کنیم. ملاحظات سوداگرانۀ دیپلماسی مسئلۀ حوزۀ سیاست است، اما فرهنگ صحنۀ سوداگری نیست. ایبسا فرهنگ اگر در قدوقامت شایسته حاضر شود باطلالسحر سوداگری در عرصههای دیگر شود. فرهنگ است که میتواند پروتکلهای سیاسی را که دغدغهشان «افتخار دادن» یا «افتخار ندادن» به مراسمهای مختلف است به «افتخار کردن» از حضور در مراسم تبدیل کند چنانچه در دو مراسم فوق چنین کرد. خصوصا دربارۀ فرهنگ خودمان که در پیشگاه شکوهش، جدیترین خط قرمزها خرد و ناچیز جلوه میکنند. فرهنگی که به ما بصیرت بخشیده؛ سرحدی از بصیرت که بتوانیم از «نه»ای که میشنویم عبور کنیم و همچون «نی» طعم لذتبخش شیرین نهفته در آن را بچشیم.
روزنامه اعتماد، ۲۷ فروردین ۱۳۹۷.