جشنوارۀ فیلم فجر؛ نوروز سینمای ایران

همانطور که نوروز روزها و ماه‌ها و سالها را از روزمرگی خارج می‌کند و همۀ زمانها در نسبت با نوروز است که شأن و شخصیتی پیدا می‌کنند در سینمای ایران نیز جشنواره حیات سینما را از افتادن به دام روزمرگی می‌رهاند و برای آن شرایط دراماتیک و به یادماندنی‌ای را رقم می‌زند.
1394/11/20

در هر جامعه‌ای همواره دو گروه اصلی درگیر سینما است؛ سینماگران و مخاطبین سینما. سینما از آنجا که با روایت سروکار دارد به شدت عموم جامعه را درگیر می‌کند، به سخن دیگر هر سرگرمی‌ دیگری به جز سینما مخاطبین خاص خود را دارد و تنها سینماست که این قابلیت را دارد که همۀ اقشار جامعه، از هر شغل و متعلق به هر طبقۀ اجتماعی را به خود مشغول کند. این استعداد سینما به صفت ذاتی‌ای در آدمیزاد مربوط است و آن اینکه آدمی در هر سن و سالی به داستان و روایت تعلق خاطر دارد و خیلی زود می‌تواند با داستان‌ها هم‌داستان شود. شاید به سختی بتوان کسی را پیدا کرد که به هیچ نوعی از فیلم علاقه‌ای نداشته باشد و با دیدنش برای دقایقی احساس لذت نکند. از اینجهت سینما در هر جامعه‌ای به خوبی می‌تواند احوالات عمومی جامعه را به منصۀ ظهور رساند. همۀ وجوه سینما از فیلم‌هایی که روی پردۀ نمایش است، تا میزان استقبال از هر فیلم، تا تعدد سالنهای سینماهای فعال، تا تعداد فیلم‌ها و ژانرهایشان همه و همه چیزهایی دربارۀ احوالات آن جامعه می‌گوید. لیکن بسیارند مسائلی در سینما که در شرایط روزمرۀ حیات سینما، یا ذاتا محجوب‌اند و یا در شرایط عادی در پشت‌پرده‌ای از اغراض و سوداگری‌ها پنهان می‌مانند. از سوی دیگر از آنجا که سینما به جز وجهه‌ای فرهنگی و هنری، وجهه‌ای اقتصادی و صنعتی و سوداگرانه نیز دارد، لاجرم در بسیاری از مواقع اکران فیلم‌ها دستخوش مهندسی و دست‌کاری می‌شود. پس ورای حیات روزمرۀ سینما باید اوقاتی وجود داشته باشد که در آن اوقات، امور پوشیده و پنهان از دیده‌ها از پرده بیرون افتد و عیان ‌شود. از همین موقعیت‌هاست جشنوارۀ سالیانه فیلم فجر که در آن وجهۀ هنری و فرهنگی سینما که مهمترین وجه سینماست، ورای وجهۀ اقتصادی و صنعتی آن فرصت اشکار شدن پیدا می‌کند و به همین خاطر فارغ از دخالت و مهندسی و دست‌کاری، هرآنچه در سایه است را عیان می‌کند. در واقع جشنوارۀ سینمایی فجر همچون آینه‌ای بی‌غل و غش و شفاف، بزنگاه بی‌ارادگی سینمای ایران را پیش چشم می‌گذارد. اگر در اکران عمومی، «فیلم» دیده می‌شود، در جشنواره است که «فیلمساز» و در واقع همۀ عوامل دخیل در ساخت فیلم به دیده می‌آید. به این اعتبار جشنواره فرصتی است که حجاب ضخیم روزمرگی از روی ارزشهای سینمایی کنار می‌رود و سینما با همۀ زیر و بم‌های فرهنگی و هنری‌اش خود را در این آینه نمایان می‌کند. آینه جشنواره اراده‌ای ندارد در اینکه چه چیز را چگونه نشان دهد. آینه نمی‌تواند متکی بر خود، ابراز شادمانی کند درحالیکه کسی که مقابلش نشسته است غمگین است و قادر نیست شادی‌ها را انکار کند و به نمایش نگذارد. نیم‌نگاهی به سابقۀ جشنوارۀ فجر حکایت‌های جالبی برایمان دارد؛ چه بسیار موقعیت‌هایی که مردم در شرایط دشوار جنگی و زیر موشک‌باران و حملات هوایی و در شرایطی که همۀ مردم دنیا از مکانهای عمومی چون سینما گریزانند، امیدوارانه در مقابل سینماها صف‌هایی طولانی کشیدند و لحظات پرهیجانی را رقم زدند و به‌عکس چه بسیار شرایطی که جامعه ظاهری آرام داشت ولی مردم به دلیل ناخوش‌احوالی اجتماعی، دل و دماغی برای رفتن به سینما نداشتند و جشنواره بی‌رونق برگزار شد. همین خاصیت آینگی و شفافیت جشنواره فجر است که سبب شده مردم و مدیران و خصوصا سینماگران آن را چون شخصیتی حقیقی به جا آورند. جشنوارۀ فجر «جایی» شده؛ «کسی» شده؛ «وقتی» شده و در واقع «صاحب‌محضر» سینمای ایران شده است؛ به همین خاطر اهل سینما وقتی می‌خواهند مجموعۀ سینمای ایران را از مدیران گرفته تا دست‌اندرکاران مخاطب سخنشان قرار دهند، معمولا جشنواره را مخاطب قرار می‌دهند؛ زمانیکه کارگردان یا هنرپیشه‌ای می‌خواهد شدت تلخکامی‌اش از کسی یا موضوعی را نشان دهد با جشنواره قهر می‌کند و یا سیمرغ جشنواره را پس می‌دهد؛ اگر کسی بخواهد شکایت به مرجعی معتبر برد، گلایه به محضر جشنواره می‌برد و خلاصه اگر منتظر تحسینی است، تحسین جشنواره برایش اهمیت دارد. همۀ این عوامل دست به دست هم داده و جشنواره را تبدیل به «برندی» نام‌آشنا کرده است که خودش معرفه و معتبر است و همه صنوف مرتبط با سینما اعم از بازیگر و کارگردان و فیلمبردار و صدابردار و تهیه‌کننده و … به نوعی می‌توانند از آن کسب اعتبار کنند. این موضوع به‌خصوص این روزها که بسیار سخن از برند و برندسازی می‌شنویم قابل تأمل است، برند عبارت است از کالا و محصول و یا اثر و فعالیتی که ورای وجه کارکردی‌اش، شخصیتی معرفه پیدا کرده؛ یعنی «کسی» شده، «جایی» شده و «وقتی» شده است. همین فارغ بودن از کارکرد، سبب می‌شود که برندها فارغ از جنبۀ عملکردی ارزشی ماهوی‌ داشته باشند بطوریکه در بسیاری از مواقع ارزش برند دهها برابر ارزش کارکردیِ موضوعِ آن برند قیمت‌گذاری می‌شود. از این جهت جشنوارۀ فجر همۀ خصوصیات برند بودن را دارد یعنی برای اینکه بفهمیم برند چیست خوب است نگاهی به قامت رعنای جشنوارۀ فجر کنیم که قاطعانه می‌توان آن را مهمترین و شناخته‌شده‌ترین برند سینمایی دانست. البته درک این مطلب برای مدیرانی که تمایل به بدعت‌گذاری دارند و وقتی رضایت خاطر پیدا می‌کنند که بانی نخستینها باشند دشوار است.

همانطور که نوروز روزها و ماه‌ها و سالها را از روزمرگی خارج می‌کند و همۀ زمانها در نسبت با نوروز است که شأن و شخصیتی پیدا می‌کنند در سینمای ایران نیز جشنواره حیات سینما را از افتادن به دام روزمرگی می‌رهاند و برای آن شرایط دراماتیک و به یادماندنی‌ای را رقم می‌زند. با اینکه در جشنواره‌ها عده قلیلی از سینماگران موفق به دریافت نام و نشان و جایزه شده‌اند لیکن در اوقاتی که جامعه حالش خوب بوده، خاطره‌انگیزترین اوقات حیات حرفه‌ای هر هنرپیشه، فیلمساز، سناریست، تدوین‌گر و گرافیست و … را افتتاحیه و اختتامیۀ جشنواره ساخته است. از سوی دیگر دیدن فیلمی در جشنواره برای بسیاری از مخاطبین و علاقمندان به سینما حکم پیروزی را داشته که پس از ایستادن در صف‌های طولانی و حتی انتظار شبانه‌روزی به دست آمده و به این ترتیب کمتر پیش می‌آید طعم دیدن فیلمی در جشنواره براحتی از زیر دندان برود. این اعتبار از یکسو و تداوم سی و چند سالۀ جشنواره فجر از سوی دیگر سبب می‌شود آن را ثروتی بدانیم که گاهی بی‌توجه به ارزشش زیر دست و پا می‌اندازیمش. تذکر ارزش و اهمیت این ثروت گهگاهی لازم است و ایام برگزاری جشنواره از بهترین این اوقات است.

یادداشت برای روزنامه اعتماد، ۲۰ بهمن ۱۳۹۴

پست های مرتبط

جشنوارۀ فجر
درباره‌ی محمدمهدی دادگو
سینمای ما به عنوان یک نوع مکتب رسمیت یافته است
جشنواره فجر را بهتر است خانه سینما برگزار کند
جشنواره فجر را بهتر است خانه سینما برگزار کند
معماری سینما، بنّایی سینما