جهانی بودن ایران

ایران فارغ از تمام مجادلات، تنها به اعتبار فهرست یونسکو، سهم بزرگی در میراث جهانی دارد. تعدد این آثار تابع کهنسالی، تداوم فرهنگی، تنوع طبیعی، و از همه مهمتر جهانی بودن ایران است. ایران از گذشتههای دور در موقعیتی قرار دارد که مرکز ملاقات حوزههای فرهنگی مختلف بوده است.
دل و جانِ میبد

اکنون هم به قیاس گذشته، اشتباه است اگر تصور کنیم حفاظت از میبد منحصر به حفاظت از نارین قلعه و خانههای تاریخی و کاروانسرا و یخچال میبد و اساسا «کالبد میبد» است؛ محافظت از میبد یعنی حفاظت از «باطن و دل میبد».
کارگردانی اسکار

مراسم اسکار آن مجلسی است که در آن همۀ کارگردانان که تا پیش از این پشت دوربین و ناظر صحنه بودند، خود همچون هنرپیشگان به روی صحنه میآیند، و به دیگران فرصت میدهند که کوچکترین رفتار و گفتارشان را زیر نظر گیرند و حتی قضاوت کنند.
درباره استاد محمدرضا شجریان

سخت نیست تصور اینکه او استادی بوده و به شاگردانی درس آموخته و این تسلسل به امروز رسیده و یکی از ثمرههای چشمگیرش استاد محمدرضا شجریان شده است. با این تعبیر استاد شجریان زبان حال بسیاری از صداهایی است که آمدند و رفتند و خاموش شدند، و آن شعر و کلامی که به آواز میخواند چه از حافظ باشد و چه از مولانا و یا گوشهای از ترانههای محلی، در هر صورت تجدید آشنایی با حکمتهای قدماست.
عادت کرده بودیم به میزها دل نبندیم

در آن سالهای بعد از پیروزی انقلاب، ما شاهد تغییر مدیریتهای خیلی زیادی بودیم. خاطرم هست ایده ساخت سریال هزاردستان» را مرحوم حاتمی پیش از انقلاب مطرح کرده بود. البته نه به صورت فیلمنامه، بلکه خلاصهای مفصل. اما هر بار ما آمدیم سریال را به رؤسا و شوراهای بررسی ارائه و سلیقهها و نظراتشان را اعمال کنیم، مدیریت عوض میشد.
اندکی صبر…

شاید بتوان گفت سینما در عرصه تولید در قیاس با هر محصول دیگر صنعتی، باید برای هر فیلمی یک خط تولید مجزا ایجاد شود. اگر خط تولیدی صنعتی برپا شود چند هزار محصول را به وجود میآورد اما در عرصه سینما این خط تولید در راستای به وجود آوردن تنها یک فیلم سینمایی است. باید در سینما اَبر و باد و مه و خورشید و فلک دست به دست هم بدهند تا امکان تولید یک فیلم فراهم شود. همیشه در سینما تعداد متغیرها بیشتر از امور ثابت است که ناگزیر این موضوع سبب میشود سینما به سمتی برود که برای آن یک مدیریت بحران تعریف شود.
بیحاصلی کاشتن بذرهای فرهنگی در زمین بایر

گفتوگو با سیدمحمد بهشتی هم میتواند یک اتفاق رسانهای باشد و هم خاطره ارزشمندی را بسازد که هرگز از یاد نمیرود. این را بدون اغراق مینویسم. او شیرین سخن میگوید و کلامش نوعی روایتگری ذاتی و تصویرسازی اکتسابی را با خود همراه دارد، آدم را لبریز از شوق بیشتر دانستن میکند.