از خلافآمد عادت

در دهۀ اول بعد از انقلاب موضوع میراث فرهنگی کراهتی داشت و خود وقوع جنگ نیز عملا همۀ ذهنها را معطوف به جنگ کرده بود و اساسا توقع اینکه به میراث توجهی شود توقع بیجایی بود و حال در چنین اوضاعی حساسیت جماعتی نسبت به میراث و خصوصا بحث حفاظت کار قهرمانانهای بود.
صلح: چیزی بیش از «حسن همجواری»

سرزمین ایران یک واحد طبیعی است؛ به این معنی که از یکپارچگی و تجانسی برخوردار است که در کمتر سرزمینی نظیرش دیده میشود. البته منظور از یکپارچگیِ طبیعی، اصلا شرایطِ یکسانِ اقلیمی و جغرافیایی نیست.
چرا ما ایرانیان نسبت به خود عیبجوییم؟

چرا ما ایرانیان تا این اندازه دوست داریم خود را به باد انتقاد بگیریم. معمولا نمیشنویم فرانسویها، بلژیکیها و یا انگلیسیها انقدر دربارۀ عیبهای جامعۀ خود سخن بگویند و اگر چیزی در هزل و هجو میگویند بیشتر دربارۀ دیگران است و کمتر دربارۀ خودشان؛ سوئدیها و فنلاندیها یکدیگر را به باد مزاح میگیرند، کشورهای شمال اروپا جنوبیها را مسخره میکنند و یا فرانسویان خلقیات انگلیسیها را نقد کرده و بهعکس، ولی کمتر خود را سرزنش میکنند.
یا اوست درون دیده یا دیده خود اوست

در کنارِ مستنداتی که از آثارِ معماری و شهرسازیِ ایران گردآوری میشود، و صد البته وجودِ همة انواع و اقسامِ آن لازم و ضروری است، حضورِ واسطهای که بتواند فارغ از جزئیات، عطر و طعمِ عمارت و شهرِ ایرانی را هم به مخاطبان منتقل کند بسیار حیاتی است.
نام ایران ما را یاد چه میاندازد؟

ما درحالی یاد گربۀ نشسته میافتیم که بوعلی متولد این گربۀ نشسته نبود؛ نظامی گنجوی نه متولد و نه مدفون در این گربه است؛ فارابی در فاراب به دنیا آمد و در دمشق از دنیا رفت؛ خواجهعبدالله انصاری در هرات میزیست؛ همینطور سنایی و رودکی.
ایران یک واحد فرهنگی است

هرچند سرنوشت، خبری دربارۀ آینده است ولی چنانکه از نامش پیداست، موجودیتش را وامدار گذشتههای دور است. سرنوشت دورترین گذشته را به دورترین آینده مرتبط میکند. سرگذشت صرفا جریان رویدادهای کهنه نیست، بلکه آنچیزی است که شاکلۀ وجودی هر کس، هر چیز و یا هرجا را پدید آورده و به عبارتی آن را «کسی»، «چیزی» یا «جایی» کرده است.
ایران یک واحد تاریخی است

تا پیش از دورۀ معاصر، کم بود رویدادهایی که مقیاس سرزمینی داشته باشد. در بسیاری از جنگها، مثل جنگهای ایران و روس، یک یا تعدادی ایالت مستقیما درگیر جنگ بود و در باقی نواحی زندگی تقریبا شرایط عادی داشت.
ایران یک واحد طبیعی است

سرزمین ایران یک واحد طبیعی است؛ به این معنی که از یکپارچگی و تجانسی برخوردار است که در کمتر سرزمینی نظیرش دیده میشود. توجه کنید که منظور از یکپارچگیِ طبیعی، اصلا شرایطِ یکسانِ اقلیمی و جغرافیایی نیست. ازقضا ایران به لحاظ جغرافیایی و اقلیمی بسیار متنوع است ولیکن این تنوع به معنی تفرق نیست.
تنگه هرمزد

هرمزد زمانی بیکرانه در روشنی بود و اهریمن در تاریکی. هرمزد به همهآگاهی میدانست که اهریمن هست، روزی برخواهد تاخت و جهان را به رشک خواهد گرفت. اما اهریمن به سبب پسدانشی از هستی هرمزد آگاه نبود. تازه وقتی به مرز دیدار روشنان آمد و از هستی هرمزد آگاه شد، از روی حسد بسا دیو آفرید، و تاختن آغاز کرد.آنگاه هرمزد با دانستن چگونگی فرجام کار آفرینش به اهریمن پیشنهاد آشتی داد. اهریمن پنداشت که هرمزد چون بیچاره است مصالحهجویی میکند، پس نپذیرفت.
معجزه کوهپایههای زاگرس

علم باستانشناسی از بدو تأسیس تا به امروز راه درازی را پیموده است؛ به بسیاری از پرسشهای ما پاسخ داده و ابهامات بسیاری را دربارۀ گذشتۀ بشر مرتفع کرده است. ولی هرقدر این دانش پیشتر آمده، ضرورتِ تجدیدنظر در مفروضاتش نیز آشکارتر شده است. چهبسا اموری که در طول این زمان بدیهی پنداشته شده لیکن به تدریج در صحت آن تردید شده است.