وقتی برای نخستین بار کتابی را که در دست دارید ورق زدم، به یادِ چهل سال پیش و دوران دانشجوییِ خود در دانشکده معماری افتادم. در آن حال و هوای نوجویی و مکاشفه با همدورهایها به اغلبِ جایهایی که خامة هنرمند به زیبایی تجسم کرده است، سرکی کشیدهایم. جالب است؛ آن عصارهای که از تمامِ این دید و بازدیدها در ذهنم رسوب کرده بسیار بدانچه لابلای صفحات کتاب میدیدم، نزدیک بود. تو گویی در این طرزِ بیان، رمزی کارساز نهفته.
در کنارِ مستنداتی که از آثارِ معماری و شهرسازیِ ایران گردآوری میشود، و صد البته وجودِ همة انواع و اقسامِ آن لازم و ضروری است، حضورِ واسطهای که بتواند فارغ از جزئیات، عطر و طعمِ عمارت و شهرِ ایرانی را هم به مخاطبان منتقل کند بسیار حیاتی است. در واقع هرچه مستندسازیها برای نگاهبانی از وجهِ زوالپذیرِ آثار اهمیت دارد، به کارهایی مثلِ «دیدن دوست» نیز احتیاج مبرم داریم تا آن عطر و طعمی که مستندنگاریها از انتقالش عاجزند نیز تدوام بخشیم. خلقِ این قبیل آثار به سانِ گرفتنِ گلاب در مقابلِ گل و عصاره در مقابلِ تفاله هستند که از چرخة کون و فساد فراتر رفته و به مرحلهای رسیدهاند که جانِ موضوع را بیقید جسمش، در مختصات مکان و زمان جابهجا میکنند.
زیرا هرآنچه از گرفتاری در دامِ موقعیت رهایی یافته، رازی را که در پسِ حجابِ جسمانیاش پنهان شده، بهتر در معرضِ نظرِ صاحبنظران قرار میدهد. مواجهه با این وضع، میل به رازگشایی را در جانهای مستعد تهییج میکند. راز برخلافِ رمز که در هر دوسویش انسان قرار دارد، از یک سو به انسان وصل است و از سوی دیگر به عوالمی فرای ادراکِ حسی و جسمانیِ او. تکاپوی اکتشافِ راز، میتواند طی طریق برای نیل به جوهر غیرمادیِ چیزها را سهل کند. حرکت در این راستا هم به آشکار شدنِ تدریجیِ یک حقیقتِ واحدِ متعالی راه میگشاید.
چشمی که به دیدنِ این حقیقت قادر شود، لابد یکپارچه سرشار از اشتیاق میگردد تا یکسر بدان دوخته شود و دلرا خوش دارد به وجودِ آن دیدنیها. کم کم کار به جایی میرسد که درکِ تمایزِ میانِ بودن و دیدن، و آن گوهر و حقیقت دشوار میشود. چراکه ناظر و منظر در هم میآمیزند و دیگر معلوم نیست که گوهر دیده شده یا دیده گوهر.
معماری در یک مرتبه سنگ و رنگ و اندازه و هندسه و خلاء و ملاء است. در مرتبة دیگر دیدگاهی است برای دیدنِ گوهر و گوهر شدنِ دیده. کمتر واسطه و رسانهای را میتوان یافت که استعدادِ به حرف درآوردنِ این مرتبه را دارا باشد. کمتر قلمی را میتوان یافت که با جوهر بر کاغذ لیاقت جواهرتراشی پیدا کند. ازینروست که «دیدن دوست»، چنینم آرزوست.
مقدمهای برای کتاب «دیدن دوست؛ (اسکیسهایی از بناها و بافتهای تاریخی ایران)» اثر محمد حسن (کیا) مؤمنی که در مهرماه ۱۳۹۶ منتشر شد.