نمیدانم چرا جرم من مشمول زمان نمیشود!

یکی از چیزهایی است که خیلی تلاش کردیم در سینما اهمیت پیدا کند، این بود که «سینما» جدی شود. این به معنی آن نیست که فیلم کمدی ساخته نشود. اما فیلم کمدی هم جدی دنبال شود و سردستی با سینما مواجه نشویم. عملا دیدیم فيلمسازانی که به طور جدی سینما را دنبال کردند، موفق بودند. فرهادی از کسانی است که درست در این مسیر حرکت کرد و نتایج این نوع تفکر را سینمای ما میبیند. وقتی فردی رفتارش با سینما رفتار مسئولانه و سنجیده باشد طبعا نتایجش را میبیند.
ضرورت همت هنرمندان به گفتوگو با مدیریت فرهنگی کشور

به دلیل تحولاتی که از ابتدای دهه هفتاد در کشور ما اتفاق افتاد باید شرایط کشورمان را از نظر مدیریت فرهنگی به دو دوره تقسیم کنیم. طی دهه هفتاد رفته رفته پیشرفتهای تکنولوژیکی مثل اینترنت و ماهواره وارد کشور شدند و شرایط فرهنگی را تحت تأثیر خود قرار دادند. هر حکومتی خواستار نوعی مدیریت فرهنگی است و نمیتوانیم این را منکر شویم اما نکته مهم این است که قبل از سال ۷۰ مکانیسمی که برای مدیریت فرهنگی کاربرد داشت نظارت و حمایت بود و البته نظارت هم پررنگتر بود.
عادت کرده بودیم به میزها دل نبندیم

در آن سالهای بعد از پیروزی انقلاب، ما شاهد تغییر مدیریتهای خیلی زیادی بودیم. خاطرم هست ایده ساخت سریال هزاردستان» را مرحوم حاتمی پیش از انقلاب مطرح کرده بود. البته نه به صورت فیلمنامه، بلکه خلاصهای مفصل. اما هر بار ما آمدیم سریال را به رؤسا و شوراهای بررسی ارائه و سلیقهها و نظراتشان را اعمال کنیم، مدیریت عوض میشد.
حبس 20 ساله یک ثروت

بالاخره باید بپذیریم که بعد از انقلاب چیزی به نام سینمای دهه 60 اتفاق افتاد در حالی که همهی قرائن دلالت میکرد که ما اصلا سینما نداشته باشیم، چون خیلی از کشورهایی که درگیر جنگ شدند در برهه جنگ سینمای خود را از دست دادند، ولی سینمای نوین ما در زمان جنگ ظهور پیدا کرد. این سینما، سینمایی بود که در قیاس با تاریخ سینمای ایران شرایط متفاوتی داشت و میخواست خود را با شرایط عمومیای که بعد از انقلاب حاکم بود، تطبیق دهد.
سینمای ما به عنوان یک نوع مکتب رسمیت یافته است

زمانی که جشنواره فیلم فجر در سال 1361 شروع به کار کرد، بحث بر این بود که وقتی ما هنوز سینمای فعالی نداریم، آیا برگزاری جشنواره فیلم نوعی نقض غرض نیست و در این صورت آیا جشنواره به عنوان یک فعالیت مستقل و بدون رابطه با سینمای ایران که در حال رکود و بلاتکلیفی به سر میبرد، میتواند وجود داشته باشد؟
مدیریت در سالهای پس از سرگیجه

از سال ۵۷ تا ۶۲ همه دربارۀ سینما حرف میزدند اما دریغ از عمل. هر کسی اگر بلندگویی در دست داشت، نظراتش را در سینما میگفت. دیدگاههایی معمولاً ناروشن و بیبرنامه. از یک طرف حجتالاسلام صادق اردستانی سرپرست کمیسیون بازبینی فیلمها میگوید: «صریحترین معیار اسلامی که ما هم آن را دلیل نفی سینما معرفی کردهاند فساد آن است.»، از طرف دیگر محمدعلی رجایی هم گفته: «شعار مردم باید در آثار سینمایی منعکس شود.»
در باب سینمای دینی

چرا ما همه، از سینما و هنر انتظار داریم که به ارزشهای انقلاب تقرب پیدا کند. چرا از امور دیگر چنین توقعی نداریم؟ شاید این، اشتباه باشد. هیچ کس توقع ندارد که اقتصاد به ارزشهای انقلاب تقرب پیدا کند. وقتی سوابق 34 سال اخیر را بررسی میکنیم، روشن است که هیچ موضوعی به اندازة حوزة فرهنگ و هنر و بهویژه سینما، در این زمینه تحت فشار نبوده و تلاش نکرده است.
جابهجایی حاشیه و متن در سینمای ایران

جشنواره تهران به این شکل بود که هرقدر تولیدات داخلی سینمایی ما افول پیدا میکرد، جشنواره تهران باشکوهتر برگزار میشد. جشنواره اول هم با چنین رویکردی آغاز به کار کرده بود، بنابراین چندان معطل این که ما سینما داریم یا نداریم نمانده بود.
صداو سیما مخاطب خود را اشتباه گرفته است

در سالهای ابتدایی حضور در صداو سیما در گروه پخش بودم. خاطرم هست که تا ماهها در تلویزیون تولیدی صورت نمیگرفت. در واقع ما دچار سرگیجه بودیم. بنابراین، بیشتر برنامههایی که پخش میکردیم، زنده و بیشتر هم سخنرانیهایی بود که در مکانهای دیگر صورت میگرفت. بعد از مدتی گروه کوچکی تشکیل دادیم که از تصاویر موجود و موسیقی برنامههایی را تولید میکرد.
مروری بر سینمای دهه شصت

در سال ۱۳۶۲ که ما عملاً وارد صحنه سینما شدیم وضعیت پیچیدهای حاکم بود. سینمای ایران از سال ۱۳۵۶ به لحاظ اقتصادی ورشکست شده بود. پس از آن نیز بخاطر تحولات پس از انقلاب دچار شوک شدیدی شد. در واقع میتوان گفت برای فعالیت دوباره دست و پا میزد.