حافظۀ جامعۀ ایرانی تقویت شده است

وقتی از «تاریخ» سخن میگوییم معمولا کمتر از آن «گذشتۀ نزدیک» را مراد میکنیم؛ پنداری ناخودآگاه ارزش تاریخ را در هرچه دورتر بودنش از اکنون میپنداریم.
ایران پایگاه و پناهگاه معنویتِ ادیان

باید پرسید که چرا ایران خاستگاه آیین مهر و دین زرتشتی و مانویت بود. چرا آیین بودا از هند برخاست ولی پس از مدتی خراسان یکی از مهمترین نواحی بودایی جهان شد بطوریکه از طریق بوداییان خراسان بود که آیین بودا به چین معرفی شد. چرا مدفن و بقعۀ بیش از ده تن از انبیاء بنی اسرائیل در ایران بود و مثلا حضور پیروان حضرت یحیی یعنی صابئین یا مغتسله دستکم از دورۀ اشکانی در ایران و عمدتا در خوزستان مستند است.
پیوند یافتن رسانههای دیجیتال به شاعرانگی ایرانیان

رسانۀ دیجیتال توهمِ «دانستن» ایجاد میکند در حالیکه به جای «داناتر شدن» در انبوهی از اطلاعات غرق شدهایم؛ تصورِ در «جایی» بودن درست میکند، در حالیکه در آنجا نیستیم و اصلا آنجا «ناکجایی» است که آنرا جایی «جا زدهاند»؛ توهم «کسی» بودن، در حالیکه این شخصیت امری وجودی نیست و در حقیقت «ناکسی» را بجای «کسی» نشاندهاند.
دلا معاش چنان کن که گر بلغزد پای/ فرشتهات به دودست دعا نگهدارد

روزی از روزهایی که برای عیادت پدر در دوران نقاهت پس از سکتۀ قلبی به خانه ایشان رفتم، تلفن زنگ زد. از فحوای مکالمه متوجه شدم که طرفِ آنسوی خط، جویای مشخصاتِ پزشکِ پدر برای بیمار خود است. پس از آنکه پدرم گوشی را گذاشت، با لبخندی گفت «فلانی سکته کرده و طلبکارانش به صرافت یافتنِ دکتر و بیمارستان خوب افتادهاند تا مبادا از دنیا برود و دست این بندگان خدا از طلبشان کوتاه بماند».
برخورد قطار فاجعه و قطار مهربانی

چند ماهی از سونامی سال ۲۰۱۱ ژاپن نگذشته بود که در یک همایش بینالمللی در فرانسه با زوجی ژاپنی آشنا شدم. از آنجا که همیشه ژاپنیان را به احساس مسئولیت اجتماعی خصوصا در بحرانها شناخته بودم در فرصتی مناسب بابت سونامی ابراز تأثر کردم ولی ایشان با بیاعتنایی گفتند که «آن سونامی مربوط به شرق ژاپن بود و ما در غرب زندگی میکنیم و خوشبختانه به ما آسیبی نرسید».
«اندرونی» و «بیرونی»

ایرانیان با تفکیک این دو فضا همواره خواستهاند در «اندرونی» موجودیت خویش را حفظ کنند و در «بیرونی» به نحوی شایسته امکان ملاقات و تعامل با «دیگران» را فراهم کنند. زندگی در «اندرونی» و «بیرونی» قواعد و شئون خاص خود را دارد؛ اندرونی عرصۀ خودمانی و بیتکلفی است و بیرونی عرصۀ آراستگی و آبروداری.
سُفره ایرانی

گردشگریِ فرهنگی میتواند فرصتی باشد تا گردشگران در آن، با رؤیای اصیل فرهنگِ ایرانی به طور کلی، و رؤیای فرهنگ هر ناحیه و شهر ایران به طور خاص، مواجه شوند و آن را درک کنند. طبعا مظاهر گوناگون فرهنگ ایرانی در انتقالِ این رؤیا سهیم است: معماری، آداب و رسوم، ادبیات، امثال و حکم، خوراکهای متنوع و شیوههای پذیرایی و… هر کدام به نحوی دست اندر کار انتقال رؤیای مشترکی است.
چرا درختِ کهنسال مقدس است؟

تأمل در ویژگیهای مشترک درختان کهنسال در ایران نکتههای جالبی را آشکار میکند: مثلا اینکه این درختان غالبا درختان غیرمثمر همچون چنار و بید و بعضا حتی بیسایه است همچون سرو؛ به سخن دیگر درختانی است که آدمی آنها را نه به سودای بار و بر که به نیت دیگری کاشته و از آنها مراقبت کرده است.
کوچ: سرودن حماسۀ زندگی

در کتاب زمین انسانها سنت اگزوپری هنرمندانه حماسهای را به تصویر کشیده است؛ صحنۀ کوچ مرغابیان وحشی در موسم مهاجرت. وقتی این مرغابیان به پرواز درمیآیند در سرزمینهایی که زیر بالهایشان گسترده میشود آشوبی عجیب پدید میآورند.
لباسِ ایرانی

تعامل تاریخی با سرزمینِ ایران برای ما، چیزی از جنس دانایی پدید آورده؛ جیزیکه آن را «فرهنگ» میخوانیم. دانایی امری تحصیلی نیست که به قصد و اراده در مدرسه فراگرفته باشیم، بلکه بیشتر امری غیرارادی است؛ چیزیکه در بینش و منش ما رسوب کرده است. وجود این دانایی است که بقا و سعادتمندی ما را در این سرزمین تضمین میکند.